تا پیش از خیزشهای مردمی، در مداری
حرکت میکرد که خروجی آن به نفع اتاق فکرهای خاص به وزارت اطلاعات رژیم بود.
اما پس از قیامها، ناگهان ورق برگشت.
فرمان جدید رسید تا او و مهرههای دیگری چون ایرج مصداقی، یکشبه تغییر مسیر دهند و
زیر چتر رضا پهلوی گرد آیند؛ جمعی که کارکردی جز گوشبهفرمانی و تایید بیچونوچرا
ندارد.
چند روز پیش، این خانم برای رد گم کردن
و انحراف افکار عمومی، در توییتر مدعی شد که مجاهدین خلق عامل رژیم هستند.
اینجاست که باید گفت اگر بیشرافتی و
سقوط اخلاقی در سیاست مرزی داشت، دستکم این مرز رعایت میشد. کافی است به مواضع و
نوشتههای همین افراد درباره سلطنت و خانواده پهلوی، پیش از جدی شدن قیامها نگاه کنید
تا عمق این چرخش ۱۸۰ درجهای آشکار شود. سوال اینجاست: چه شده که این مدعیان یکباره
دگرگون شدهاند؟ پاسخ روشن است؛ وقتی هراس از آگاهی مردم بالا میگیرد، تلاش میکنند
جامعه را از واقعیت و از نیروی جدی ایستادگی دور نگه دارند هر چه تهمت بی شرمانه است
به مجاهدین بزنند چون خواست رژیم همین است.
کدام عقل سلیمی جرات میکند به جریانی
که سالها درگیر نبردهای خونین با رژیم بوده، تهمت همکاری بزند؟ کسانی که چنین ادعاهایی
را تکرار میکنند، باید به وجدان خود شک کنند. مجاهدین با کارنامهای از ایستادگی،
از نظر این منتقدان، عامل رژیم خوانده میشوند؛ اما رضا پهلوی که، بارها علنا از بدنه
سپاه و بسیج حمایت کرده و در برنامه زنده تلویزیونی گفته است: «من امیدم همین پاسدارها
و بسیجیها است»، لباس برانداز به تن میکند. این همان تناقض آشکار شاه و شیخ است که
فضای سیاسی را مسموم کرده است.
سوال اساسی اینجاست: اگر هدف، آزادی
مردم ایران است، چرا به جای پاسخگویی درباره مواضع و عملکرد گذشته، اتهامزنی و تخریب
نیروهای مخالف در دستور کار قرار میگیرد؟ چرا باید با یک معیار دوگانه، یک جریان سیاسی
را متهم کرد، اما در برابر مواضع صریح رضا پهلوی درباره پاسداران سکوت پیشه کرد؟ مگر
غیر از در این است هدف شیطان سازی از مجاهدین است البته با اتاق فکر همان سپاه پاسداران
که رضا پهلوی به آنها امید بسته است؟
مردم ایران حق دارند انگیزه این تغییر
موضعهای ناگهانی را بدانند. تغییر موضع جرم نیست، اما وقتی این تغییر با حمله، اتهامزنی
بدون سند و تخریب دیگر مخالفان همراه میشود، حق مردم است که پشت پرده این بازیها
را زیر ذرهبین بگذارند. میدان مبارزه نباید به قربانگاه حقیقت و تسویهحسابهای سفارشی
تبدیل شود.
اگر دغدغه واقعی ما ایران و آزادی است،
باید با معیار واحد، با سند و مدرک و بدون چشمپوشی از عملکرد هیچ فرد و جریانی قضاوت
کنیم. تاریخ با جنجالهای توییتری پاک نخواهد شد.
این تاریخ در بین مجاهدین خلق ایران
و شاه و شیخ با دریایی خون نوشته شده است با هرزه رایی از بین نخواهد رفت
علی امانی


