۱۴۰۵ مهر ۵, یکشنبه

گزارش خبری - در امتداد حماسه ۵ مهر ۱۳۶۰ و کابوس مرگ استبداد دینی

 

 ۴۵ سال پس از سرفصل تاریخی ۵ مهر ۱۳۶۰، حقانیت و اصالت گام بلندی که میلیشیای قهرمان مجاهد خلق در کف خیابان برداشت، بیش از هر زمان روشن شده است. در روزگاری که دیکتاتوری نوپای دینی، هیبت حیوانی خود را پشت نقاب دین پنهان می‌کرد و عکس دجال زمان را در ماه نشان می‌داد، پیشتازان آزادی با نثار خون خود و طنین شعار تاریخی «مرگ بر خمینی» و «شاه سلطان ولایت، مرگت فرا رسیده»، بت استبداد دینی را درهم شکستند و مرزبندی تاریخی جبهه خلق با فاشیسم دینی و سلطنتی را برای همیشه در تاریخ ایران تثبیت نمودند. امروز همزمان با سالگرد همان حماسه خونین، شورشگران با اجرای ۶۰ پراتیک انقلابی، پرچم قیام را در شهرهای تهران، کرج، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، اهواز، ساری، کرمانشاه، گرگان، همدان، زاهدان، لاهیجان، نهاوند، بهشهر، مرودشت و نفت‌شهر به اهتزاز درآوردند. جوانان شورشگر «با درود به ۱۸۱۰ شهید تیرباران شده مجاهد خلق در اوین» پیام پیشتازان قیام در ۵ مهر ۶۰ را با شعار «تنها ره رهایی، سلاح و سرنگونی» و «سلطنت، ولایت، یکصد سال جنایت» در شهرهای میهن جاری کردند. این شعارها، امتداد همان پیام و کلام مقدس است که از خیابان‌ها و زندانهای شهر جاری شد و امروز ارکان ولایت موروثی را به لرزه درآورده است. آماده‌باش صددرصدی نیروهای سرکوبگر در آستانه ۵ مهر، و به کارگیری ۵۱ هزار نیروی انتظامی، سپاه و بسیج تنها در تهران بزرگ و لغو تمامی مرخصی‌ها، راه‌اندازی بازداشتگاههای مخفی، و تفتیش تلفن همراه عابران در پیاده‌روها، نشان‌دهندهٔ کابوس قیام و تحقق شعارهای حماسه‌سازان ۵ مهر است. آن روز مسعود شکیبانژاد در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «به‌خدا اگر صد جان می‌داشتم راضی بودم که هر کدام را زیر شدیدترین شکنجه‌ها و زنده پوست‌کنده شدنها بدهم... چرا که دیگر هیچ جایی و طریق برخورد دیگری را نگذاشته‌اند». و ۴۴ سال بعد، ۶ قهرمان کانون شورشی، قبل از اعدام در یک بیانیه و وصیت‌نامه تاریخی تصریح کردند: «اگر تقدیر بر آن باشد که صدها هزار بار دیگر نیز اعداممان کنید، به امید پیروزی جمهوری دموکراتیک و آزادی و آبادی این میهنِ اسیر... باز هم استوار، بر سر موضعِ شورشی خود خواهیم ایستاد». تجربه قیامهای اخیر و گسترش عملیات کانون‌های شورشی ثابت کرد که مانورهای نمایشی، آماده‌باش صددرصدی، تزریق تجهیزات جدید سرکوب و خریدن مزدوران با پاداش‌های کلان نیز قادر نیست سد راه انفجار خشم اجتماعی شود. بتی که در آن روز با شعار «شاه سلطان ولایت، مرگ فرا رسیده»، شکست، شکست. اما آتش

سازمان مجاهدین خلق ایران

#رویداد‌_تاریخی: ۵مهر؛ روزی که مجاهدین، شعار «مرگ بر خمینی» را در ایران طنین‌انداز کردند سلام بر لاله‌زار شهیدان دانشجو و دانش‌آموز ۵مهر ۱۳۶۰

 

آنان که بت خمینی را درهم‌شکستند و شعار مرگ بر خمینی را به میان توده‌های مردم بردند

«بت خمینی باید تمام‌عیار شکسته می‌شد و همه می‌دانند که شکستن بتی که خود عنوان بت‌شکن داشته به‌مراتب از شکستن بت شاه مشکل‌تر است»

در روز ۵مهر ۱۳۶۰ پایه‌های نظام ولایت فقیه خمینی در تهران به‌لرزه افتاد. در این روز برای اولین بار میلیشیای قهرمان مجاهدین به‌صورت دسته‌جمعی در نقاط مختلف تهران و چند شهر دیگر به خیابان‌ها ریختند و با شعار «مرگ بر خمینی» بت و هیبت خمینی دجال را شکستند.

این‌گونه هیبت خمینی که روزگاری عکس خود را در ماه نشان می‌داد، توسط میلیشیای مجاهد خلق درهم‌شکست.

 وقت آن رسیده بود که نقاب فریبکاری از چهره ‌خمینی برداشته شود و مرگ و سرنگونی خمینی به شعار توده‌های مردم تبدیل شود.

در ۳۰خرداد ۱۳۶۰ شعار مردم «مرگ بر بهشتی» بود. تا قبل از مرگ بهشتی، خمینی خود را پشت او مخفی می‌کرد. بهشتی ‌در نزد مردم بسیار منفور بود ولی می‌باید این حقیقت بیان می‌شد که مسبب اصلی محو آزادی‌ها و دیکتاتوری مذهبی شخص خمینی است. از اواسط شهریور ۶۰، مجاهدین چندین تظاهرات مسلحانه با شعار «مرگ بر خمینی» را در تهران به‌راه انداختند. این تظاهرات که با فداکاری بی‌نظیر رزمندگان مجاهد و میلیشیای قهرمان صورت می‌گرفت در حقیقت عملیات «فدایی» بود. اوج تظاهرات مرگ بر خمینی حماسه بزرگ تظاهرات مسلحانه ۵مهر ۱۳۶۰ بود. صدها رزمنده و میلیشیای مجاهد خلق با جسارتی بسیار، در خیابان‌های تهران شعار «مرگ بر خمینی» را فریاد کردند. آن روز شعار «مرگ بر خمینی» با استقبال چشمگیری از سوی مردم روبه‌رو شد. و بدین‌ترتیب آثار آن، ‌کل جنبش مقاومت را ارتقا داد و راه پیشروی آن را هموار نمود.

 ۵مهر از زبان مسعود رجوی

مسعود رجوی در کتاب استراتژی قیام و سرنگونی با اشاره به قیام مجاهدین در ۵مهر ۱۳۶۰ می‌گوید:

همه کسانی‌ که سال ۱۳۶۰ را به‌خاطر دارند، می‌دانند که مجاهدین از نیمه شهریور سال ۱۳۶۰ تا اوایل مهر و سپس در اوج خودش در روز ۵مهر در تهران و برخی دیگر از شهرستان‌ها، به آزمایش یک قیام جانانه و راه‌گشای شهری روی آوردند. سنگین‌ترین بهای خونین را هم پرداختند تا هر چند الگوی سقوط رژیم شاه را قابل تکرار نمی‌دانستند اما می‌خواستند به میدان آوردن عنصر اجتماعی را یک بار دیگر بیازمایند.

- نخستین هدف مطرح کردن شعار ”مرگ بر خمینی“ و بردن آن به میان مردم بود. این شعار را تا آن‌موقع هیچ‌کس در عرصه اجتماعی نداده بود و جرأت و جسارت فوق‌العاده‌یی می‌خواست. خمینی در آن زمان پشت افراد دیگری مانند بهشتی سنگر می‌گرفت که برای او نقش فیلتر و عایق داشتند و انزجار اجتماعی مردم بر روی آنها متمرکز و کانالیزه می‌شد. مثل همین حالا که خامنه‌ای تا مجبور نشده بود، احمدی‌نژاد را جلو صحنه می‌فرستاد تا ضربه‌گیر او باشد. در آن زمان ”کاریسما“ یا هیبت و جاذبه خمینی بر دوش جامعه و به‌خصوص اقشار عقب‌مانده بسیار سنگینی می‌کرد. مجاهدین باید پا پیش می‌گذاشتند و ”بت“ را با عبور از آتش و خون با سنگین‌ترین بها درهم‌می‌شکستند.

پیام قشر پیشتاز جوان و دانشجویان و دانش‌آموزان این بود: ”مرگ بر خمینی، زنده باد آزادی“، ”شاه سلطان خمینی، مرگت فرا رسیده“، ”شاه سلطان ولایت، مرگت فرا رسیده“، ”خمینی حیا کن، سلطنت را رها کن“، ”ای جلاد ننگت باد“.

متن کامل را در اینسنت ویو بخوانید

https://shorturl.at/Neqp6

سازمان مجاهدین خلق ایران

رضا پهلوی اومده صحبت‌های یانز یاشا، نخست وزیر اسلوونی و از حامیان مجاهدین رو در شبکه‌ی ایکس (توییتر سابق) منشن کرده و با کلی تقدیر و تشکر و چاپلوسی، تلاش کرده که مثلا اون رو از سمت مجاهدین و مریم رجوی جدا کنه و به سمت خودش بکشونه...

 

رضا پهلوی اومده صحبت‌های یانز یاشا، نخست وزیر اسلوونی و از حامیان مجاهدین رو در شبکه‌ی ایکس (توییتر سابق) منشن کرده و با کلی تقدیر و تشکر و چاپلوسی، تلاش کرده که مثلا اون رو از سمت مجاهدین و مریم رجوی جدا کنه و به سمت خودش بکشونه...

ولی واقعیت اینه که، اونایی که رضا پهلوی حاضره کفش‌هاشون رو واکس بزنه، جلوی مریم رجوی با ده‌برابر عزت و احترام بیشتر حاضر می‌شن!

۱۴۰۵ مهر ۳, جمعه

ظاهرا حمایت‌های ارباب خارجی قطع شده که به چنین غلط‌کردم گویی افتادن!!

 

 «شاه‌پرستی» و طرفداری از پهلوی، به یک لکه‌ی ننگ سیاه تبدیل می‌شه که هرکس تلاش می‌کنه ازش فاصله بگیره!

همین پسر تو بود چند ماه پیش می  گفت من باعث شدم اسراییل و  امریکا وارد جنک با ایران شوند پهلوی  چی ها  علی حسین   قاضی  زاده می  گفت تنها راه زدن بمب اتم به  ایران است !!

 دهان  گشاد  قل مراد  ویسی مزدور دو جانبه می  گفت زدن زیر  ساخت ها .. راه حله

عروس شما معشوقه تام مورلی فرانسوی مقایسه بمب اتم زدن ژاپن که چه کلستان شده بعد  ان و کویا که بمب نزده امریکا ویرانه است .!

معلوم نیست ، دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت  عباس را !!؟

 البته باید  کثافت کاری پیر بچه ات را  می خواهی پاک کنی !

 حق می دهم از قدیم العیام   گفتن ،

«آدم، سگ شه مادر نشه که  مجبورشی   ،این چرت‌وپرت‌ها رو تحویل مردم بدی !»

بازی با مهره شاه؛ وقتی حذف یک مخالف، تنها گزینه حکومت نیست.

در روایت کنت تیمرمن از دیدار فلاحیان با انصاری، محاسبه‌ای معنادار مطرح می‌شود: نگه‌داشتن رضا پهلوی «در بازی» می‌تواند برای خنثی‌کردن دیگر مخالفان سودمندتر از ترور او باشد.

اهمیت این روایت در منطق قدرت است: حکومت می‌تواند از حضور یک چهره مخالف بهره ببرد، اگر نقش او به تشدید شکاف‌ها، فرسودن اعتماد و تضعیف توان مشترک مخالفان بینجامد.

 چنین بهره‌برداری‌ای لزوما به همکاری آگاهانه آن فرد نیاز ندارد.

این روایت به‌تنهایی سند همکاری رضا پهلوی با وزارت اطلاعات نیست؛ اما پرسشی اساسی پیش می‌کشد:

حاصل سیاست یک مدعی رهبری، تقویت قدرت مردم در برابر حکومت است یا فرسودن نیروهایی که برای آزادی مبارزه می‌کنند؟

مخالفت با جمهوری اسلامی، آغاز سنجش است.

معیار تعیین‌کننده، پاسخ‌گویی به مردم و نتیجه عملیِ سیاست‌هاست.

#پهلوی_رو_بشناس

#ایران

فراتر از یک گزارش تصویری؛ هراس فاشیسم موروثی از هژمونی و پیشروی مقاومت

مسئله اصلی، هرگز انتشار یک کلیپ دو دقیقه‌ای از شبکه اینترنشنال یا گزارش میدانی خانم مرضیه حسینی نیست؛

 این‌ها تنها بهانه‌ای برای برون‌ریزی یک عقده تاریخی است.

واقعیت عریان این است که بقایای فاشیسم موروثی (سلطنت‌طلب)، از پیشروی شتابان، هژمونی دیپلماتیک و پیروزی‌های پی‌درپی مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در قلب نیویورک به وحشت افتاده‌اند.

آن‌ها که دهه‌هاست با تکیه بر پروژه‌های فیک سایبری و موازی‌سازی‌های توخالی، نان مماشات را می‌خورند، وقتی انضباط آهنین، حضور هزاران تن از جوانان پرشور و حمایت بی‌دریغ شخصیت‌های تراز اول بین‌المللی از طرح ۱۰ ماده‌ای را در مقابل سازمان ملل دیدند، قافیه را به طور کامل باختند.

هجوم وحشیانه آن‌ها در میدان و ترور شخصیت در فضای مجازی، خشم ناشی از درماندگی جریانی است که می‌داند در ایرانِ فردا، جایی برای فاشیسم و استبداد موروثی وجود ندارد.

#نه_شاه_نه_شیخ

 #FreeIran2026NYRally

#جمهوری_دموکراتیک

فرمان حمله نژادپرستانه و جنسیتی به خبرنگار رسانه- اکت کثیف و ضدمردمی اخیر زن بچه شاه (رضا پالانی) در فضای مجازی، به وضوح نشان داد که اتاق فکر فاشیسم موروثی، فرمان‌دهنده اصلی توحش میدانی و سایبری است.

 

فرمان حمله نژادپرستانه و جنسیتی به خبرنگار رسانه- اکت کثیف و ضدمردمی اخیر زن بچه شاه (رضا پالانی) در فضای مجازی، به وضوح نشان داد که اتاق فکر فاشیسم موروثی، فرمان‌دهنده اصلی توحش میدانی و سایبری است.

 این یارو رسماً فرمان رکیک‌ترین حملات جنسیتی، ضدزن و نژادپرستانه را علیه مرضیه حسینی، خبرنگار مستقل صادر کرد؛ آن هم صرفاً به جرم تهیه یک گزارش حرفه‌ای و اصولی از خیزش باشکوه ایرانیان علیه رژیم اعدام در نیویورک. این هجوم هیستریک ارتش وحوش شاهپرست ثابت کرد که این جریان ارتجاعی نه تنها کمترین باوری به آزادی بیان و حقوق بشر ندارد، بلکه در ذات خود همان شکنجه‌گران ساواک و بازجویان آخوندی را بازتولید می‌کند.

زدن برچسب‌های فاشیستی و جنسیتی به یک خبرنگار زن، نشانه عجز و استیصال جریانی است که منهتن را با عربده‌های خود آلوده کرد اما قافیه را به انضباط و اقتدار جایگزین دموکراتیک باخت.

 تاریخ فراموش نخواهد کرد که چه کسانی قلم‌ها را شکستند و به روزنامه‌نگاران حمله کردند. #نه_شاه_نه_شیخ