۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

سوایی آماری «بچه شاه»: از ۱۶۰ هزار نفر تا «هزاران» نفر!

رضا پهلوی، که گویی در دنیای خیالی خود برای هر تریبون یک عدد جدید اختراع می‌کند، بار دیگر در گرداب دروغ‌های خود گرفتار شد. نگاهی به تناقض‌های آماری او در ماه‌های اخیر، عمق «کلاشی» و فریبکاری این جریان را برملا می‌کند:

۱. ادعای نجومی (بهمن ۱۴۰۴): او در گفتگو با برنامه رادیویی «هیو هویت» و «گلن بک»، با قاطعیت ادعا کرد که بیش از ۱۶۰ هزار نفر از اعضای نیروهای نظامی و امنیتی رژیم با او تماس گرفته و اعلام وفاداری کرده‌اند! عددی که حتی خوش‌بین‌ترین طرفدارانش را هم به حیرت واداشت

۲. ادعای متوسط (تیر ۱۴۰۴): او پیش‌تر در گفتگو با «پولیتیکو» مدعی شده بود که حداقل ۵۰ هزار نفر از بدنه نظامی رژیم به پلتفرم او پیوسته‌اند.

۳. اعتراف ناخواسته به واقعیت (اُردیبهشت ۱۴۰۵): اما در آخرین مصاحبه خود با «پولیتیکو» در نشست امنیتی سالانه، وقتی تحت فشار واقعیت قرار گرفت، دیگر خبری از آن ۱۶۰ هزار نفر نبود! او با لحنی متزلزل، تنها از «هزاران نفر» سخن گفت....

در برابر نمادها و سمبل های دیکتاتور پارادوکس برلین

 

اینجا آلمان است؛ کشوری که هولوکاست را لکه‌ی سیاه تاریخش می‌داند اما ببینید! در قلب دموکراسی، عده‌ای با افتخار نشان نهادی را حمل می‌کنند که دستش به خون نخبگان و آزادی‌خواهان ایران آلوده است. وقاحت بالاتر از این؟» بازگشت دژخیم: «پرویز ثابتی... نامی که با شک.نجه و کاب.ل گره خورده، نمایش سازمان بد نام او یک پیام روشن دارد: آن‌ها برای فردای ایران، نه به دنبال آزادی، که در آرزوی بازسازی همان دستگاه س.رکوب‌اند. فراخوان به مسولیت هر ایرانی شناسایی این مزدوران ضرورت میهنی است نباید اجازه داده خون های ریخته شده فرش قرمز دژخیم سابق شود فردایی روشن ایران فردا، سرزمین عدالت است و جایی برای هیچ نوع دیکتاتوری نیست #نه_شاه_نه_شیخ

دیدار دو مادر دادخواه ! دایه مینا: من از کردستان آمده ام که بگویم تا آخرش هستیم با هم

 

بیاموزیم از همدلی شجاعانه، متمدنانه و فراجناحی دو ‌مادر داغدار و دادخواه و یادی کنیم از دیدار دایه مینا مادر زنده یاد   #شهریار_محمدی و گوهر عشقی مادر زنده یاد  #ستار_بهشتی

‏دو‌ سال پیش بود که:

‏مادران دست در دست هم با صدای رسا اعلام کردند: قسم به خون یاران، ایستاده ایم تا پایان!

سرنگونی جمهوری اسلامی و محاکمه عامرین و عاملین دستگیریها و قتل عام زندانیان سیاسی قطعی است.

‏متحد و‌متشکل شویم!

#نه_میبخشیم_و_نه_فراموش_میکنیم

#مادران_خاوران

#مادران_دادخواه

#دادخواهیم

#انقلاب

#ژن_ژیان_ئازادی

#زن_زندگی_آزادی

#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد

#نه_به‌_اعدام

اعدام ۵ زندانی در زندان‌های کرمان، گرگان، بیرجند و تبریز

در فاصله ۲۰ تا ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، دست‌کم ۵ زندانی در زندان‌های مختلف ایران اعدام شدند. با احتساب این موارد، شمار اعدام‌های ثبت‌شده از ابتدای اردیبهشت‌ماه به دست‌کم ۳۶ نفر رسیده است؛ آماری که با توجه به قطع و اختلال اینترنت، احتمالاً بیش از این تعداد است.

در زندان کرمان:

ـ حیدر بامری (مرادخانی)، ۲۷ ساله، اهل دلگان

ـ مهدی بامری (مرادخانی)، ۲۷ ساله، اهل دلگان

این دو زندانی در پرونده‌ای مشترک با اتهامات مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند.

در زندان گرگان:

ـ ناصر لنگرانی، ۴۲ ساله، متاهل و دارای یک فرزند، با اتهام قتل اعدام شد.

در زندان بیرجند:

ـ یونس براهویی، ۲۹ ساله، متاهل و اهل زاهدان، با اتهامات مرتبط با مواد مخدر اعدام شد.

در زندان تبریز:

ـ امید صادقی سوری، ۲۶ ساله، که چهار سال پیش با اتهام قتل بازداشت شده بود، اعدام شد. او تا آخرین لحظه بر بی‌گناهی خود و تصادفی بودن قتل تاکید داشت.

#نه_به_اعدام

علت بازتاب گسترده این سرودخوانی چه بود؟

چرا صدای یک زندانی، از پشت دیوارهای زندان، قلب هزاران جوان را لرزاند؟

گفتگو با هیوا محمدی درباره تأثیر عمیق فیلمِ سرودخوانی شهید سربدار ابوالحسن منتظر در روزهای پیش از اعدام؛

صدایی که به نماد ایستادگی، امید و نترسیدن تبدیل شد.

این فیلم چه تأثیری بر شما گذاشت؟

در میان دوستان و جوانان هم‌نسلتان چه بازتابی داشت؟

و امروز چه پیامی برای جوانان داخل کشور دارید که زیر فشار سرکوب، هنوز رؤیای آزادی را زنده نگه داشته‌اند؟

@mazeni401

سروده زندانی سیاسی محمد حسنی از زندان مرکزی کرج - به یاد سربه‌داران

 

به مهمانی خنده‌هایتان

کنون که قطار آزادتان

مزبله زمان خفتگان را

به کلامتان هوشیار می‌کند

آری... .

آری مردن نه سزاست

که جاودانگی است

که ما را، شما را به واحه‌ای چند

می‌بوسد و می‌آرمت

ای یگانه ما و شما

اینک خنده‌هاتان خنجر است

به کهن سینه خدا خوانده خدایان

به کین محال‌های بی‌انتها

که دوخته‌اند بر دوش‌هایمان

و عشق فراغتی است

که می‌خنداند

(در این حجمه‌ مرده جبر بر دوش‌ها)

هان رسولان عشق

قطار به سوت خنده‌هاتان می‌رود

و حسرت

یگانه واژه ایست به چشمان ابلیس

بر بینایی‌تان در این غبارکده

و ما بی‌چرا و با چراهامان

بی‌صدا و با صداهامان

بی‌نگاه و با نگاه هامان می‌خندیم

به‌عطر ِدار چین به قطار ِبی انتها به ضرب ِ آزادی

#کلیپ

@mojahedin_org

فریاد زنی در صورت پهلوی در واشنگتن: شرم بر شما

یک زن معترض به جنگ آمریکا علیه ایران در جریان نشست روز گذشته نشریه آمریکایی پولتیکو و کارخانه اسلحه‌سازی لاکهید در واشنگتن، که رضا پهلوی در آن سخنرانی می‌کرد، فریاد زد «شرم بر شما

وی در حالیکه فریاد می‌زد، خطاب به پهلوی گفت «شما کجا بودید وقتی مردم ما داشتند فرزندانشان را از زیر آوار بمب‌هایی که شما به کشورمان دعوت کرده‌اید بیرون می‌کشیدند؟ چطور می‌توانید بگویید «مردم من! ایران من!» و بعد‌ آنها را دعوت به بمباران مردم کنید؟ شرم بر شما