۱۴۰۵ مرداد ۱۹, دوشنبه

نام مادر فاطمه برای کسانی که برنامه‌های همیاری با سیمای آزادی را دنبال کرده باشند، بسیار آشناست. او سال‌ها و هر سال هر چه در توان دارد را برای کمک به سیمای آزادی به کار می‌گیرد.

نامه‌های او سرشار از عواطف و ارزش‌های عمیق انسانی و انقلابی است، طوری که نمی‌شود کلماتش را شنید و منقلب نشد.

او در طی سالیان گذشته که وضعیت اقتصادی در داخل ایران رو به وخامت گذاشته، خانه و ماشین خود را نیز فروخته و به سیمای آزادی تقدیم کرده بود.

این بار نیز مادر فاطمه یک گردن‌بند که یادگاری مادرش بود را فروخته و تقدیم برنامه‌ی همیاری با سیمای آزادی کرد.

در مقابل این مادر و بهایی که در راه آزادی مردم ایران داده و می‌دهد، سر تعظیم فرود می‌آوریم و برایش آرزوی سلامت داریم تا در فردای آزادی بوسه‌ی منت و تشکر بر دستانش بزنیم.

سازمان مجاهدین خلق ایران

«حمایت و جانبداری شاه از خمینی »‏ صدام به شاه تلفن کرد، گفت این خمینی برای هر دوی ما دردسره میخوام ازت اوکی بگیرم سرشو زیر آب کنم؟

 

شاه که شیعه و معتقدی بود و شبا تو خواب با اماما آبگوشت میخورد !

«خدا شاه میهن بود»

گفت اگه خمینی چپ بود خودم اعدامش میکردم !ولی  ما با اخوندها هم پیمان هستیم نمی شود که ..!!

شریف امامی هم طبق عادتهای چاپلوسی رایج در بار آمد برای  همایونی به چاپلوسی  گفت صحیحه..!

«بگذریم حالا سلطنت طلبها  می گویند :مردم ایران خمینی می خواستن حالا چوبش را بخورند ..!»

«دغدغه عجیب رضا خان هنگام اشغال کشور می دانید چه بود؟!» دغدغه عجیب رضاخان در هنگام اشغال کشور

 عباسقلی گلشائیان وزیر دارایی  رضاخان در خاطراتش مینویسد:

در زمان جنگ جهانی دوم و بعد از حمله متفقین به ایران، قسمت های از خاک کشور توسط متفقین اشغال شد، زمانیکه به رضاخان گزارش دادند که متفقین این مناطق از کشور رو اشغال کردن، درکمال تعجب ما رضاخان گفت: پس املاک ماچه میشود؟ این نقاط که تمام املاک ماست!!؟

منبع: یادداشتهای شهریور 1320/نوشته عباسقلی گلشائیان (وزیر دارایی زمان رضاشاه ___وزیر دارایی، وزیر دادگستری، وزیر بازرگانی و پیشه و هنر زمان محمدرضاشاه)/ صفحه55

روز شنبه ۱۷ مردادماه، مرضیه نیری، زن زندانی ۲۴ساله و قربانی کودک‌همسری در زندان قزوین اعدام شد...

روز شنبه ۱۷ مردادماه، مرضیه نیری، زن زندانی ۲۴ساله و قربانی کودک‌همسری در زندان قزوین اعدام شد... همچنین یوسف باقری، زندانی دیگری، در همین روز در زندان زنجان اعدام شد. ماشین کشتار و اعدام این حکومت بی‌وقفه در حال کار است

۱۴۰۵ مرداد ۱۷, شنبه

اگر فقط به بدنه یک حکومت ضربه بزنید، ممکن است دوباره خودش را بازسازی کند. اما اگر منبع مشروعیتش را از آن بگیرید، مهم‌ترین ستون بقایش را هدف قرار داده‌اید.

 

در این قسمت از «مهندسی معکوس» به این سؤال پاسخ می‌دهیم:

چگونه می‌توان به سرِ ایدئولوژیک یک نظام ضربه زد؟

آیا یک ایدئولوژی را می‌توان کاملاً حذف کرد؟

یا باید برای آن یک آنتی‌تز ساخت؟

و چرا مسئله زنان، یکی از مهم‌ترین نقاط این نبرد ایدئولوژیک است؟

اگر می‌خواهید مسیر را از زاویه‌ای متفاوت و با منطق مهندسی معکوس ببینید، این قسمت را از دست ندهید.

#مهندسی_معکوس #آزادی #انقلاب_دموکراتیک #زن_پیشتاز_تغییر #نه_به_اعدام نه_به_شکنجه نه_به_استبداد ایران_آزاد

۱۴۰۵ مرداد ۱۶, جمعه

#آموزشی: سلسله مقالات؛ «شاه خودش فروپاشی سلطنت و پیروزی انقلاب را تسریع کرد» قسمت سوم (آخر) - دیکتاتورها گوش ندارند!

 

هشدار اقتصاد دان‌ها به شاهی که گوشی برای شنیدن نداشت.

در اواخر دهه ۴۰ مجاهد قهرمان محمودعسگریزاده در کتاب اقتصاد به زبان ساده، شدت فشار تورم و گرانی بر گرده مردم بویژه کارگران و توده‌های تهی‌دست را با عدد و رقم نشان داده بود[1]

عسگریزاده توضیح می‌دهد همان دولت ثروتمند شاه، سالانه حدود ۶۰۰ میلیون تومان از مردم فقط مالیات بیمه می‌گیرد[2] ولی همان دولت، هنگام افزایش بودجه، آن‌گونه که کیهان اسفند ۴۹ نقل کرده، تاکید می‌کند که به دستمزد اقشار کوچک شهری اضافه نخواهد شد! تا تورم بیشتر نشود[3]! 

اما فراتر از مجاهدین خلق،‌ کارشناس‌های سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی  شاه هم  بحران را تشخیص داده و آژیرهای خطر یعنی آژیر انقلابو به صدا درآورده بودند

معاون رئیس بانک مرکزی شاه هم هشدار داد و شاه نشنیده گرفت!

غلامرضا مقدم معاون رئیس بانک مرکزی در سال‌های(۱۳۳۸ تا۱۳۴۱) و از مقامات باسابقه در اقتصاد که در سال ۱۳۴۷ معاون ارشد سازمان برنامه شد،  همراه با اقتصاددانان سازمان برنامه شاه از سال ۱۳۴۷ به‌بعد مکررا از سیاست‌های تورم‌زا و بودجه شاه انتقاد می‌کردند.

یک گروه از اقتصاددانان به سرپرستی دکتر بهمن آبادیان معاون وقت سازمان برنامه و همکارش کنستانتین الکساندر مژلومیان (از هموطنان ارمنی که اقتصاددان برجسته‌ای بود) گزارشی را تهیه کرده بودند که نشان می‌داد شرایط اقتصادی ایران به سرعت رو به زوال پیش می‌رود.

آن گزارش‌ها ضمن همه انتقادهایی که به روش بودجه نویسی شاه و نخست‌وزیرش (که در واقع گماشته‌اش بود) داشت، از افزایش نامعقول بودجه نظامی شاه هم اشکال گرفته بودند...

[1] کتاب اقتصاد به‌زبان ساده صفحات۱۶۷ تا ۱۶۹   

[2] اقتصاد به زبان ساده ص ۱۹۰

[3] اقتصاد به‌زبان ساده ص ۱۹۱ به‌بعد

متن کامل را اینسنت ویو بخوانید

https://shorturl.at/an2fT

۱۴۰۵ مرداد ۱۵, پنجشنبه

چرا تعدادی از توابین دهه ۶۰ که خود قربانی شکنجه بودن به تمجید از ساواک و سلطنت روی آوردن ؟

 

جوابش دکتر پیترورسلی جامعه شناس بریتانیایی به توابین و همکاران دستگاه شکنجه در شیلی داده است:

از دها  هزار زندانی سیاسی  دهه۶۰ فقط ۸نفر با رضا پهلوی دیدار داشتند که ید طولایی در همکاری  با وزارت اطلاعات و حتی عضویت در گروه شکار در کارنامه دارن  که عبارتند از:

حمید اشتری، رحمان علی‌کرمی، ایرج مصداقی، بهمن ناظمی، مهشید سپهری، راضیه متینی‌زاده، عباس دانشور، و حسن دانشور که در همکاری با دستگاه اطلاعات  جان بدر بردن

چند علت مشترک بین اینها و توابین شیلی وجود دارد:

۱. فرار از احساس گناه (توجیه روانی)

کاهش ناهماهنگی شناختی: تحمل تضاد درونی بین «رفتار جدید» و «آرمان‌های گذشته» برای ذهن بسیار دردناک است.

۲لذت تخریب: فرد برای ثابت کردن اینکه مسیر گذشته‌اش کاملاً اشتباه بوده، به شدیدترین شکل ممکن علیه آن اقدام می‌کند.

۳پاک کردن گذشته: با لگدمال کردن آرمان‌های سابق، فرد تلاش می‌کند پیوند عاطفی و هویت گذشته خود را سریع‌تر نابود کند.

۴نیاز شدید به پذیرش در گروه جدید

اثبات وفاداری: جریان جدید معمولاً به فردی که تازه تغییر موضع داده شک دارد.

باج افراط‌گرایی: فرد برای کسب اعتماد، مجبور است مواضعی حتی تندتر از اعضای قدیمی آن جریان اتخاذ کند.

۵خریدن جایگاه: هرچه بیشتر به آرمان‌های قبلی خود توهین کند، در چشم گروه جدید وفادارتر و ارزشمندتر به نظر می‌رسد.

۶سرخوردگی و خشم انباشته و

احساس فریب‌خوردگی: گاهی فرد احساس می‌کند آرمان‌های گذشته‌اش توخالی بوده‌اند و عمرش را تلف کرده‌اند.

۷-انتقام‌جویی: خشم ناشی از این سرخوردگی باعث می‌شود فرد بخواهد آن جریان یا تفکر قبلی را کاملاً نابود کند.

۸تغییر قطب: فرد از یک فاز افراطی به فاز افراطی مقابل می‌رود، چون ذهن او اساساً تفکر خاکستری یا معتدل را یاد نگرفته است.

۹-منافع مادی و ساختار قدرت و

جذابیت قدرت واقعی: آرمان‌ها معمولاً هزینه‌بر هستند، در حالی که جریان‌های آرمان‌ستیز معمولاً به قدرت یا ثروت متصلند.

۱۰-پاداش خیانت: سیستم‌های مخالف معمولاً برای جذب نیروهای جبهه مقابل، پاداش‌های سنگینی (مادی یا اعتباری) در نظر می‌گیرند.

 ارسالی از داریوش جباری

کانال ایلام چاو نیوز