۱۴۰۴ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

مریم رجوی ۲۸ بهمن ۱۴۰۴- گرامیداشت چهلمین روز شهادت قهرمانان قیام دی ۱۴۰۴

 

پدران، مادران، خانواده‌ها و هموطنانی که در سراسر ایران در چهلمین روز جان باختن فرزندان‌تان عزادار و برانگیخته‌ هستید.

چهلم آن دریای خون، چهلم آن جانفشانی ملی، چهلم آن خون‌بهای عظیم برای آزادی روز تجدید پیمان برای به پیروزی رساندن قیام شهیدان است.

در این چهل روز، در این چهل روز اشک و خشم و سوز دل تمام خلق، خامنه‌ای و دار و دسته نفرت‌انگیزش،‌ با چنگال‌های خون‌چکان یکسره در حال بگیر و ببند بودند، در حال بازجویی و شکنجه ده‌ها هزار جوان و نوجوان و آن‌ همه بچه‌های اسیر شده در قیام، در حال دستگیری پرستاران و پزشکانی که مجروحان را درمان کرده‌ بودند و در حال پنهان کردن شواهد جنایت بزرگ خود علیه بشریت بودند. اما هر چه کردند نتوانستند ترسی را که هزار بار بیشتر از گذشته سراپای نظام‌شان را فرا گرفته بپوشانند. آن‌ها به خود می‌لرزند چون خروش قیام و سرنگونی از همه جا به گوش می‌رسد.

درود و هزار درود به مادران و پدران شهیدان، این زنان و مردان شریف و مردمان حامی‌شان که سوگواری برای گل‌ها و نوگلان به خاک افتاده ایران را با دست‌افشانی برای آزادی در هم آمیخته‌اند.

این است عظمت مقاومت و قیام ایران که چهلم شهیدانش مایه افتخار و قدرت خلق است و اسباب کابوس و فلاکت دشمن.

در این چهلم پرافتخار، از خلیج فارس تا دریای خزر، کوه‌ها، جنگل‌ها، ‌دشت‌ها و رودها سرودخوان نام شهیدان‌اند.

زمین و زمان می‌گوید که پیروزی و آزادی مردم ایران با قیام سازمان‌یافته و نبرد جوانان شورشگر و دلیران کانون‌های شورشی در راه است.

لطفا به اشتراک بگذارید:

شما چی فکرمی کنید؟ چرا باید-قد.ر.ت را بدهیم دست یک نفر ؟؟

 

چون از الان که بچه شاه گفته هرکس با من نیست

یا تجز..یه طلب هست یا م.جاهد هست یا چ.پ و...

یعنی عین باباش

حزب فقط رستاخیز

مثل خمی.نی

حزب فقط حز.ب ا.ل.ل.ه

چرا باید بگذاریم تاریخ د..یکتا..توری تکرار بشه ؟؟

آیا نه شاه نه شیخ آری به دموکراسی یک اصل طلایی نیست؟؟

#از_دموکراسی_بگو

#نه_شاه_نه_شیخ

#تاریخ_ایران

«آلیس باه کونکه»، نماینده پارلمان اروپا، با این کلمات وجدان دنیا را نشانه گرفت:

 آیا هنوز با شنیدن آمار کشته شده ها شوکه می‌شوید، یا آن‌قدر تکرار شده که دیگر برایتان عادی شده است؟

ما نباید اجازه بدهیم این فجایع برایمان عادی شود. پشت هر کدام از این اعداد، جوانی بود که آرزو داشت، مادری بود که حالا برای پس گرفتن پیکر بچه‌اش باید به قاتلان پول بدهد...

این‌ها عدد و رقم نیستند؛ هرکدام زخمی از تنِ یک ملت‌اند. اگر گوش بسپارید، صدای رنج و ایستادگی ایران را می‌شنوید.

کلا تمام کسانی که اطراف پهلوی قرار گرفته اند همه پاسدار و بسیجی صادر شده توسط وزارت اطلاعات سپاه آخوندی هستند تا نگذارند

رژیم اشغالگر آخوندی سرنگون بشه و پهلوی و اطرافیانش بهترین کمک برای ماندن رژیم آخوندی هستند و بر هیچ کس پوشیده نیست.

یادمان نره،رضا پهلوی مهره دست وزارت اطلاعاته این هم سندش،

باید این رضا پسر (پهلوی) را در بازی نگه داریم. این فکر بسیار بهتر از ترور اوست. بگذاریم او دیگران را خنثی کند

علی فلاحیان، وزیر اسبق اطلاعات

(کتاب “شمارش معکوس” تا بحران صفحه ۹۶)

سعید ماسوری، زندانی سیاسی هوادار مجاهدین پس از ۲۵ سال حبس بدون مرخصی، مادرش را از دست داد؛ وداعی که حتی اجازه حضور در خاکسپاری نیافت

سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از ۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به‌سر می‌برد، مادر خود را از دست داد.

مادر او در خرم‌آباد زندگی می‌کرد و ماسوری هم‌اکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.

با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همان‌گونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی، حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.

سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:

«بیشتر از بیست‌وپنج سال است من در زندان مانده‌ام و تو بیرون، بودی، اما رنج این سال‌ها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم تو راه‌های طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی… شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛

که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،

تازه ‌فهمیدم سخت‌ترین زندان، جایی است که دیگر “مادر” در آن نیست.

اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...

چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر است

در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با سابقه بالای ده سال حبس در زندان‌ها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشته‌اند، اما اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهره‌مند بوده‌اند.

ربابه ماسوری، مادر زندانی سیاسی مقاوم سعید ماسوری، پس از سال‌ها بیماری و رنجِ دوریِ طولانی از فرزندش، چشم از جهان فروبست.

اندوه این فقدان، با یک درد مضاعف همراه شد؛

با وجود درخواست‌های مکرر خانواده، به سعید ماسوری اجازه داده نشد در مراسم تشییع پیکر مادرش حضور یابد.

مادری رفت با حسرت دیدار پسر،

و پسری ماند با داغی که حتی فرصت وداع هم نیافت.

درود بر روح پر فتوح مادر ماسوری؛

یادش گرامی و راه صبر و استقامتش ماندگار.

#خبر_فوری…

در آستانه‌ی چهلم کشــ...ــتار دی‌ماه، دو زندانی سیاسی نخبه #دانشگاه_شریف، #امیرحسین_مرادی و #علی_یونسی، از درون زندان‌های قزلحصار و اوین پیام‌هایی منتشر کرده‌اند؛ پیام‌هایی که بازتابی از اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۴ توصیف شده است.

علی یونسی:

ما مردمی هستیم با تاریخ و فرهنگی سرشار از حماسه. اما دی ماه خونین فراتر از حماسه بود.

در کدام حماسه ای دختران از کاوه ها و پسران از سیاوش ها شجاع ترند؟ در کدام حماسه ای دیو سیاه شب این چنین از هیچ جنایتی دریغ نمیکند؟ به راستی در کدام حماسه مادران داغدار بر مزار فرزندانشان رقصیدند و شعر خواندند و کف زدند؟ ببينيد چگونه حماسه نیز در برابر ایران تعظیم کرده است.

... همین بهای سنگین و همین شکوه گل های در خون غلتیده، مسئولیت و دِینی سنگین را بر گردن ما میگذارد. به خاطر تک تک همین کودکان، جوانان، دانشجویان و زنان و مردان ما محکومیم به از پا ننشستن، محکوميم به پیروز شدن و محکومیم به ساختن آن روزی که آرزویش را داشتند. پس:

قسم به خون یاران، ایستاده ایم تا پایان...

این قدرت نه تنها واقعیت است بلکه رمز پیروزی ماست. باور به این قدرت ما را از چشم دوختن به قدرت های خارجی بی نیاز میکند و واقعیت این قدرت ضمانت قطعی نابودی هر تلاشی برای برقراری دیکتاتوری است.

هیچ میدانی چرا چون موج

در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

زان که بر این پرده ی تاریک

این خاموشی نزدیک

آنچه میخواهم نمی بینم

وآنچه می بینم نمی خواهم

...

امیرحسین مرادی؛

دمیده… هزار هزار لاله! پژمرده نشدند، سرخ سرخ، بالیدند و به اوج رفتند. چه دخترانی و چه پسرانی که ذلت و حقارت را نپسندیدند و هرچه داشتند در مبارزه‌شان فدا کردند. ارزشمندترین دارایی‌شان: جان شان. درود بی‌کران بر تک تک جوانان وطنمان ایران که مرگ را به سخره گرفتند و اسطوره شدند‌.

امروز در ظاهر چهلم خونین ترین روزهای تاریخ معاصر ایران است. اما برای مادرانی که آن شب‌ها انتظارشان به حسرت بدل شد، گویی چهل سال گذشته است. نوشتم تا در این غم شریکتان باشم.... ما می‌خواهیم خودمان سرنوشت‌مان را تعیین کنیم و در انتظار هجوم ابرقدرت های خارجی به کشورمان ننشسته‌ایم. با عزمی صدچندان و انگیزه‌ای مضاعف، باز هم گام در مسیر قیام خواهیم گذاشت.

آری شود که روز از آن روزهای گرم

از آقتاب پاره سنگی جدا شود

وآن سنگ جون جزیره‌ی آتش گرفته‌ای

سوی دیاز دوزخی ما رها شود

ما را بدل به توده‌ی خاکستری کند

خاکستری که خفته در او برق انتقام

#فوری #ایران

#تهران #قیام_تا_سرنگونی #از_دموکراسی_بگو

#خبرفوری #تهرانیها #نه_شاه_نه_شیخ