۱۴۰۵ شهریور ۲۸, شنبه

#حافظه_تاریخی #قرارداد_کنسرسیوم ️به مناسبت ۲۸ شهریور سالروز امضای قرارداد کنسرسیوم چگونه پهلوی بر ملی شدن صنعت نفت مُهر باطل زد؟

ویدئویی که در آن محمدرضا پهلوی در مورد قرارداد کنسرسیوم صحبت می کند. او با پذیرش سخن خبرنگار مبنی بر اینکه خود او با امضای قرارداد کنسرسیوم به استعمار یاری رسانده اذعان میکند که چاره دیگری جز قبول این قرارداد نداشته است؛ اعتراف به عجز و ناتوانی با ادبیاتی سرشار از ضعف، ترس و دریوزگی...:

یا همین را قبول می کنید یا هیچ !! و ما مجبور بودیم قبول کنیم

قرارداد کنسرسیوم در سال ۱۳۳۳، پیروزی سیاسی کودتاچیان در ۲۸ مرداد را به امتیازی اقتصادی برای سرمایه‌داری غرب بدل کرد. صنعت نفتی که با مبارزه مردم و نهضت مصدق ملی شده بود، این‌بار زیر سیطره مجموعه‌ای از انحصارات آمریکایی، انگلیسی، هلندی و فرانسوی قرار گرفت. در این تقسیم منافع، ۴۰ درصد سهام به شرکت‌های آمریکایی، ۴۰ درصد به شرکت نفت ایران و انگلیس و باقی به شرکت‌های هلندی و فرانسوی رسید. مالکیت رسمی ایران حفظ شد، اما اختیار اصلی تولید و بهره‌برداری در دست کنسرسیوم قرار گرفت. دولت کودتازاده‌ی شاه، حتی پرداخت غرامت به شرکت نفت بریتانیا را پذیرفت!! گویی مردم ایران باید بابت مطالبه‌ی حاکمیت بر ثروت ملی خود، به صاحب امتیاز (استعمارگر) سابق خسارت می‌پرداختند!! مجلس نیز زیر فشار دربار شاه، به تصویب این طرح خفت‌بار تن داد... از این منظر، کنسرسیوم صورت اقتصادیِ پیوند استبداد داخلی و سلطه سرمایه خارجی بود. جایگزینی انحصار مطلق انگلیسی با ائتلاف چند قدرت غربی، ساختار وابستگی را بازآرایی کرد. ادعای زاهدی که «سر غربی‌ها کلاه گذاشتیم»، پرده‌ای تبلیغاتی بر عقب‌نشینی از نهضت ملی مصدق بود؛ قراردادی که نشان داد بدون حاکمیت مردم بر قدرت سیاسی، «مالکیت ملی» نیز از اختیار و محتوای واقعی تهی شود...

ائتلاف اپوزیسیون استرالیا: دعوت بچه شاه به‌معنای تأیید او نیست

 

ائتلاف با سایر گروه‌های اپوزیسیون ایران نیز تعامل داشته است. هنوز تاریخی برای سفر تعیین نشده است.

مورخان بارها سلطنت شاه را به‌دلیل سرکوب سیاسی، فساد و نقض حقوق‌بشر مورد انتقاد قرار داده‌اند.

رضا پهلوی از مداخله نظامی آمریکا در ایران حمایت کرده بود.

کایلی مور-گیلبرت، پژوهشگر مطالعات امنیتی دانشگاه مک‌کواری: ائتلاف اپوزیسیون با رفتاری که گویی پهلوی رهبر اپوزیسیون ایران است، اشتباه می‌کند و وارد «منطقه‌ای متلاطم» شده که با توجه به تکثر صداهایی که همگی با رژیم مخالف هستند، مشکل‌ساز است. آنها باید با تمام گروه‌های اپوزیسیون ایران تعامل داشته باشند.

@pahlavirabeshnas

ماشین کشتار رژیم، در سحرگاه امروز جان یکی دیگر از هموطنان را گرفت. صبح امروز شنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، حسین پدران با اتهام واهی «جاسوسی» اعدام شد.

 

نهادهای امنیتی رژیم مدعی شده‌اند او در جنگ ۱۲ روزه اطلاعات سایت‌های نظامی و موشکی اصفهان را در اختیار موساد قرار داده است. درباره روند رسیدگی به پرونده، دسترسی او به وکیل مستقل و شرایط اخذ اعترافات، اطلاعات شفافی منتشر نشده است. اتهام‌هایی مشابه نیز در ماه‌های اخیر به چندین حکم اعدام منجر شده‌اند. پرونده‌هایی که درباره رعایت حق دفاع و دادرسی عادلانه در آنها پرسش‌های جدی مطرح است. رژیمی که در حفاظت از زیرساخت‌های نظامی خود عاجز مانده، با گرفتن جان انسان‌ها شکست‌های امنیتی خود را پشت چوبه‌های دار پنهان می‌کند.

۱۴۰۵ شهریور ۲۷, جمعه

پیچیدگی امنیتی یعنی این:«باید این پسر را در بازی نگه داریم. این فکر، بهتر از ترور اوست. بگذاریم او دیگران ..را خنثی کند.»

 

سال ۱۳۷۵ زمانی که علی فلاحیان؛ وزیر اطلاعات دولت رفسنجانی بود و در خارج کشور پی در پی مخالفین نظام ترور می‌شدند، برخی از کارشناسان امنیتی نظر او را در مورد ترور رضا پهلوی پرسیده بودند و او در پاسخ گفته بود:

«باید این پسر را در بازی نگه داریم. این فکر، بهتر از ترور اوست. بگذاریم او دیگران ..را خنثی کند.»

 

گوهردشت را ویران می‌کنند؛ حافظه را نمی‌توانند بولدوزرها به جان زندان گوهردشت ــ رجایی‌شهر ــ افتاده‌اند

 

زندانی که دیوارهایش شاهد سال‌ها زندان، شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی و از مکان‌های اعدام جمعی زندانیان در تابستان ۱۳۶۷ بوده است.

امروز دیوارها را خراب می‌کنند و حکومت هدف رسمی را «مولدسازی» و استفاده از زمین اعلام می‌کند. اما این مکان فقط چند ساختمان و دیوار نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی ایران و صحنه وقایعی است که درباره آنها شهادت‌ها، اسناد و پرونده‌های قضایی متعددی وجود دارد.

گوهردشت باید به‌عنوان یک مکان تاریخی مرتبط با نقض گسترده حقوق بشر حفظ و مستندسازی می‌شد؛ نه اینکه پیش از روشن‌شدن همه ابعاد آن وقایع، آثار فیزیکی آن از میان برود.

دیوار را می‌توان با بولدوزر فرو ریخت؛

سلول را می‌توان ویران کرد؛

اما شهادت زندانیان، نام قربانیان و حافظه یک ملت را نمی‌توان زیر آوار دفن کرد.

گوهردشت فقط یک زندان نیست؛ بخشی از پرونده تاریخ معاصر ایران است.

علی جوادی، فعال سیاسی: سلطنت‌طلبی با شعار دموکراسی؛ اما با ادبیات چوبه‌های دار!

اگر قرار است بازگشت #پهلوی نماد «آزادی» و «دموکراسی» باشد، این حجم از ادبیات خشونت‌آمیز و تهدید مخالفان چه معنایی دارد؟

از پرونده‌های جنایی منتسب به برخی طرفداران #پهلوی در دادگاه‌های کانادا، تا اظهارات منتسب به مشاوران #رضا_پهلوی درباره برپایی دار در فرودگاه؛ از ادعاهای مطرح‌شده درباره اعدام‌های خیابانی توسط شاهکار بینش‌پژوه تا تهدید امیر طاهری توسط #گارد_جاویدان.

این دموکراسی است یا وعده انتقام؟

✍️ مسئله فقط چند اظهارنظر پراکنده نیست؛ مسئله عادی‌سازی خشونت در پوشش آزادی‌خواهی است. وقتی مخالف سیاسی به‌جای پاسخ و گفت‌وگو با تهدید و حذف مواجه شود، فاصله میان «ادعای دموکراسی» و «منطق سرکوب» بسیار کوتاه می‌شود.

جامعه‌ای که قرار است آزاد باشد، به چوبه دار نیاز ندارد؛ به قانون، رأی مردم و تحمل مخالف نیاز دارد.

#دموکراسی #آزادی

نه به خشونت و اعدام اخوندی و پهلوی

 

سازمان مجاهدین خلق ایران(۹)

لنگر انداختن بر روی «پادشاهی» و خوردن کنگر ائتلاف با سایر نیروها هم مضحک و مسخره است. ودیعه و موهبت الهی انتخاب و ائتلاف برنمیدارد! شاهی‌ها از قدیم می‌گفتند که شاه سایهٔ خداست و شیخی‌های نوع خمینی هم ولی‌فقیه را نایب امام زمان می‌دانند. برای شیخ و شاه همین کافیست ! شاه مجاهدین را که خواهان سرنگونی «سایه خدا» بودند، تحت عنوان مارکسیست‌های اسلامی شکنجه می‌کرد و می‌کشت. خمینی هم حکم و فتوای اعدام همه مجاهدین سرموضع را که ولایت فقیه را تحریم کردند، یکجا صادر کرد #مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_باشه_چه_رهبر #سازمان_مجاهدین_خلق_ایران