۱۴۰۵ مرداد ۲۲, پنجشنبه

وقتی رهبر دیده و شنیده نمی‌شود، چه کسی به نام او حکومت می‌کند؟

از زمان کشته‌شدن علی خامنه‌ای تاکنون، هیچ صدا یا تصویر قابل راستی‌آزمایی از مجتبی خامنه‌ای منتشر نشده است. حتی وقتی وب‌سایت منتسب به دفتر او از «دیدار و گفت‌وگو» با مسعود پزشکیان خبر می‌دهد، تصویری، صدایی یا ویدیویی از این دیدار ارائه نمی‌شود. بنابراین پرسش‌ها کاملاً سیاسی و عمومی‌اند: آیا مجتبی خامنه‌ای زنده است؟ اگر زنده است، در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا توان سخن‌گفتن، حرکت‌کردن و مهم‌تر از همه، تصمیم‌گیری مستقل را دارد؟

 چه وجه تشابه اصلی میان روایت «بردیای دروغین» (گئومات مغ که یک مغ یا روحانی باستانی بود) و شایعات یا داستان‌های پیرامون «مجتبی خامنه‌ای»، در نظریه‌های توطئه، ابهام در قدرت پنهان و جنگ روایت‌ها درباره جانشینی و تصاحب جایگاه رهبری خلاصه می‌شود. در هر دو مورد، افکار عمومی یا مخالفان با پدیده‌ای روبه‌رو بوده‌اند که در آن فردی پشت پرده یا با هویت مبهم سعی در کنترل قدرت مطلق داشته یا دارد

کانال ایلام چاو نیوز

تشکیلات مجاهدین، راز ماندگاری در شرایط سخت- مجاهد رو بشناس ـ شماره ۹ ضربه‌ی سال ۱۳۵۴؛ تهدید اصلی، ارتجاع آخوندی

 

برای فهم ماجرای ضربه‌ی سال ۱۳۵۴، بد نیست اول یک خط فرضی توی ذهن‌مون بکشیم؛ از چپ به راست. حالا جریان‌های سیاسی رو روی این خط بر اساس میزان ضدیت‌شون با تبعیض و استثمار بچینیم. در این تقسیم‌بندی، مارکسیست‌ها معمولاً خودشون رو منتهاالیه چپ می‌دونستند؛ یعنی معتقد بودند از همه بیشتر ضد استثمارند. مجاهدین را هم جایی در سمت راستِ خودشان قرار می‌دادند و بعد بقیه نیروها را، و در انتهای راست این طیف هم آخوندها قرار می‌گرفتند. اما بعد از ضربه‌ای که ساواک در سال ۱۳۵۰ به سازمان مجاهدین زد، یک خلأ جدی در تشکیلات به‌وجود آمد. در همین خلأ بود که دو نفر به نام‌های تقی شهرام و بهرام آرام در بخش‌هایی از سازمان در بیرون زندان، سررشته امور را به دست گرفتند. آن‌ها بعد از مدتی اعلام کردند که مجاهدین مارکسیست شده‌اند. استدلال‌شان هم این بود که ما به سمت چپ حرکت کرده‌ایم و در نتیجه «متکامل‌تر» شده‌ایم. اما در روایت مجاهدین، ماجرا فقط یک تغییر فکری نبود؛ بلکه این جریان، تشکیلات مجاهدین را به‌شکل خائنانه‌ای متلاشی کرد و ضربه‌ای سنگین به سازمان زد. این اتفاق بازتاب بسیار وسیعی داشت. یکی از مهم‌ترین پیامدهایش این بود که جریان آخوندی، که تا پیش از آن از مجاهدین حساب می‌برد، ناگهان میدان پیدا کرد. اتفاقی شوم که مبارزات مردم ایران رو با موانع بسیاری مواجه کرد و عملا به نفع رژیم شاه و قدرت گرفتن آخوندها تمام شد. به نحوی که اگر این اتفاق رخ نمی‌داد، آخوندها در سال ۱۳۵۷ نمی‌توانستند قدرت را در خلاء مجاهدینی که چنین ضربه‌‌ی خائنانه‌ای خورده بودند، در دست بگیرند. اما سازمان مجاهدین از این بحران با بیانیه ۱۲ ماده‌ای مسعود رجوی. بیانیه‌ای که در نگاه مجاهدین، یک نقطه عطف و یک شاهکار سیاسی و ایدئولوژیک بود توانست عبور کند. اگر بخواهیم فقط به دو محور مهم این بیانیه اشاره کنیم، اولی این بود که مسعود رجوی تأکید کرد اسلام مجاهدین، خودْ چپِ مارکسیسم است؛ یعنی از قضا از نظر ضدیت با استثمار، از مارکسیسم هم رادیکال‌تر است. بر این اساس، این ادعا که مجاهدین تازه به سمت چپ «میل کرده‌اند» و بعد «مارکسیست شده‌اند»، از اساس بی‌معناست. در این روایت، مجاهدین از همان آغاز هم موضعی ضداستثماری و عدالت‌خواهانه داشتند و چیزی نبوده که تازه بخواهند به آن «تغییر جهت» بدهند. نکته دوم این بود که مسعود رجوی گفت این افراد اساساً نماینده چپ واقعی نیستند، بلکه چپ‌نما هستند. یعنی نباید حساب آن‌ها را با مارکسیست‌های اصولی یکی گرفت. او تأکید کرد که درست است مجاهدین از اپورتونیست‌های چپ‌نما ضربه خورده‌اند، اما این ضربه نباید باعث شود که تضاد اصلی فراموش شود. و تضاد اصلی از نگاه او چه بود؟ دیکتاتوری. و تهدید اصلی چه بود؟ راست ارتجاعی؛ یعنی آخوندها. اهمیت این موضع در زمان بیان آن است. رجوی این حرف را در سال ۱۳۵۴ می‌زند؛ یعنی زمانی که هنوز آخوندها به قدرت نرسیده‌اند و حتی در میان بخش‌هایی از جامعه، محبوبیت هم دارند. با این حال، او هشدار می‌دهد که نباید صرفاً چون از ناحیه چند چپ‌نمای فرصت‌طلب ضربه وارد شده، به سمت تفکر راست و ارتجاعی رفت؛ یعنی به سمت همان جریان آخوندی. در واقع، تأکید اصلی این بود که اگرچه سازمان از یک انحراف به‌ظاهر چپ ضربه خورده، اما پاسخ این ضربه، پناه‌بردن به راست و ارتجاع نیست. برعکس، باید مرزها را با هر دو روشن کرد: هم با اپورتونیسمی که خودش را چپ جا می‌زند، و هم با جریانی که تهدید اصلی آینده است؛ یعنی ارتجاع آخوندی. و اینجاست که تناقض تاریخ خود را نشان می‌دهد. کسانی که تا همین چند سال پیش زیر عبای آخوند، سپاهی یا اصلاح‌طلب بودند، امروز به مجاهدینی که از سال ۱۳۵۴ مرزشان را با آخوندها روشن کرده بودند، برچسب‌هایی مثل «ارتجاع سرخ و سیاه» می‌زنند. طنز ماجرا اینجاست که خودِ واژه «ارتجاع» را هم، به این معنا، اساساً مجاهدین وارد ادبیات سیاسی ایران کردند. این‌هم از بازی روزگار: جریانی که پیش از استقرار حکومت آخوندی، خطر ارتجاع را تشخیص داده بود، امروز از سوی کسانی متهم می‌شود که تا چندی پیش زیر عبای آخوندها بسر می‌بردند و امروز نام اپوزیسیون بر خود گذاشته‌اند #مجاهد_رو_بشناس

جالب و دیدنی!! تلگرام خبرگزاری حکومتی مهر با انتشار یک قسمت از گلریزان همیاری مجاهدین نوشته:

مجاهدین برای مردم ایران نسخه‌ی تهاجم حداکثر به حکومت را می‌پیچند!

بله بله ! دقیقا درست فهمیدید! نسخه‌ی ما برای تک تک جوانان این است: این رژیم در ضعف مطلق است و باید با تمام توان به ارکان آن تهاجم کرد. تهاجم نظامی، افشاگرانه و سیاسی و

سال ۱۳۳۲ مردم مجسمه‌ منحوس رضاخان را پایین می‌کشیدند! پس معلوم شد این داستان کار پنجاه و هفتی ها نبوده ➖باختر امروز-۲۶ مرداد ۱۳۳۲

 

یک روز بعد از اینکه کودتای اول علیه مصدق شکست خورد و نصیری به زندان افتاد:

مجسمه‌ها(شاه و رضاخان) پایین کشیده شد و پرچم سه رنگ ایران جای آن را گرفت!

عکس مردمی که با خشم مجسمه رضاخان رو پایین میکشن جالبه. اونوقت از این قلدرابله، منوتو و اینترنشنال برامون «پدر» ساختن

ضمنا اون جمله‌ی «خائنی که که می‌خواست وطن را به خاک و خون بکشد فرار کرد» منظورش ممدرضاشاهه که وقتی کودتای ۲۶ مرداد شکست خورد از ویلای کلاردشت فلنگ رو بست به سمت بغداد و بعد هم رُم.

مشاور قالیباف؛ الان آرامش قبل از طوفان است. مهدی محمدی، مشاور پاسدار قالیباف در مصاحبه با رسانه‌های حکومتی به وضعیت بحرانی رژیم اشاره کرد و گفت: الان آرامش قبل از طوفان است.

 

آمریکا و اسرائیل به دنبال خلق لحظه صفر هستند؛ تلفیق یک ضربه نظامی نمادین با ایجاد آشوب مسلحانه در ایران.

محمدی در ادامه برای امید و دلداری دادن به نیروهای رژیم شروع به خط و نشان کشیدن کرد و گفت:

تنگه هرمز هم‌اکنون به طور ۱۰۰ درصد مسدود است و تردد تقریباً به صفر رسیده است.

نیروی هوافضا در کنار نیروی دریایی وارد عمل شده و شناورهای متخلف را هدف شلیک موشکی قرار می‌دهد.

تا زمانی که جنگ علیه ملت ایران خاتمه معتبر پیدا نکند، تنگه هرمز باز نخواهد شد.

۱۴۰۵ مرداد ۲۱, چهارشنبه

جمهوری اسلامی ایران از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون دست‌کم ۹۱۶ حکم اعدام را به اجرا درآورده که از این تعداد، ۱۵ مورد در ماه اوت رخ داده است.

 

شمار واقعی اعدام‌ها احتمالاً به‌مراتب بیشتر است؛ چرا که حکومت ایران برای جلوگیری از افشاگری، نظارت بین‌المللی و واکنش افکار عمومی، آمار واقعی اجرای اعدام‌ها را پنهان می‌کند. هم‌اکنون شمار زیادی از معترضان با اتهامات سنگین و خطر جدی اجرای حکم اعدام مواجه هستند. روند صدور این احکام بسیار شتاب‌زده، ناعادلانه و بدون رعایت آیین دادرسی منصفانه بوده است. جمهوری اسلامی از صدور و اجرای احکام اعدام به‌عنوان ابزاری برای ارعاب جامعه و پیشگیری از شکل‌گیری اعتراضات جدید استفاده می‌کند. #نه_به_اعدام

اتحادیه اروپا و ۲۶ کشور جهان اعدام معترضان در ایران را محکوم کردند ۲۱ مرداد ۱۴۰۵

ژان-نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، روز چهارشنبه ۲۱ مرداد اعلام کرد اتحادیه اروپا و ۲۶ کشور جهان در بیانیه‌یی مشترک، اعدام معترضان در ایران را محکوم کردند.

کشورهای امضاکننده این بیانیه از رژیم ایران خواستند به خواسته‌های مردم گوش دهد و گام‌های معناداری برای تضمین رعایت حقوق‌بشر بردارد. آنها هم‌چنین خواستار پایان فوری استفاده از مجازات اعدام و آزادی افرادی شدند که به‌صورت خودسرانه بازداشت شده‌اند.

این بیانیه در شرایطی صادر شده است که نگرانی‌های بین‌المللی درباره صدور و اجرای احکام اعدام علیه بازداشت شدگان اعتراضات در ایران افزایش یافته است.

کارشناسان سازمان ملل متحد نیز اواخر ژوئیه، صدور احکام اعدام برای ۱۲ جوان در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را محکوم کرده و خواستار لغو این احکام شده بودند. به‌گفته این کارشناسان، این افراد در یک جلسه دادگاه محاکمه و به اعدام محکوم شده‌اند.

عفو بین‌الملل نیز در گزارشی در تیرماه اعلام کرده بود که رژیم ایران از ابتدای سال جاری میلادی دست‌کم ۲۶ نفر را که در ارتباط با اعتراضات دیماه به جرایمی متهم شده بودند، اعدام کرده است. این سازمان هم‌چنین از وجود گزارشهایی درباره شکنجه و نقض جدی موازین دادرسی عادلانه در برخی از این پرونده‌ها خبر داده بود.

اتحادیه اروپا پیش از این نیز افزایش شمار اعدامها در ایران را محکوم کرده و بر مخالفت خود با مجازات اعدام تحت هر شرایطی تأکید کرده است.

بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و ۲۶ کشور در حالی منتشر شده که فشارهای بین‌المللی بر رژیم ایران به‌دلیل سرکوب اعتراضات، بازداشت معترضان و استفاده از مجازات اعدام در پرونده‌های مرتبط با اعتراضات افزایش یافته است.

رضا پهلوی زیر ذره‌بین🔍

پنج دهه تبلیغ، یک نام مشهور و میلیون‌ها دلار روابط عمومی؛ اما هنوز یک سؤال بی‌پاسخ است: مشروعیت او کجاست؟

استراون استیونسون، در مقاله «شاهزاده بدون کشور» می‌نویسد:

پشت این تصویر پرزرق‌وبرق، پروژه‌ای سیاسی پنهان است که بجای تکیه بر رأی و سازمان مردمی ، بر نام خانوادگی، تناقض و امتیاز موروثی بنا شده است.

ایران تاج تازه نمی‌خواهد؛ حق انتخاب می‌خواهد.

نظرتون؟👇

#پهلوی_رو_بشناس

#iran