دو روز پیش، در جریان تظاهرات «ایران
آزاد» در نیویورک، عناصر باند فاشیستی رضا پهلوی به یک جوان ایرانی حمله فیزیکی کردند.
هنوز بازتاب این صحنه ادامه داشت که
همان جریان، اینبار در فضای مجازی، به مرضیه حسینی، خبرنگار اینترنشنال، یورش برد.
جرم خبرنگار چه بود؟
انتشار گزارشی کوتاه از تجمع هواداران
مقاومت ایران در برابر سازمان ملل؛ تجمعی در اعتراض به اعدامها، سرکوب زندانیان سیاسی
و حضور نمایندگان دیکتاتوری آخوندی در این نهاد بینالمللی.
اما برای این باند فاشیست، حتی چند دقیقه
انعکاس از تجمع مجاهدین خلق نیز غیرقابلتحمل بود. نتیجه، موجی از توهین، پوسترهای
تخریبی، حملات هماهنگ و فشار برای اخراج خبرنگار شد.
یک جوان را در خیابان میزنند و یک خبرنگار
را در فضای مجازی هدف میگیرند؛ چون حاضر نشدهاند در خدمت روایت سلطنتطلبان قرار
بگیرند.
اینجا دیگر با اختلاف سیاسی روبهرو
نیستیم؛ با فرهنگ شناختهشده چماق، ارعاب، سانسور و حذف مواجهیم. فرهنگی که باند رضا
پهلوی از گذشته به ارث برده و امروز با حسابهای کاربری و کارزارهای مجازی بازتولید
میکند.
گویی این افراد در دفتر ساواک تهران
در دهه پنجاه نشستهاند و برای هر صدای مخالف، دستور قلعوقمع صادر میکنند؛ فقط ابزارها
تغییر کردهاند: آن روز ساواک و شکنجهگاه، چماقداران خیابانی و شعبان بیمخها؛ امروز
حمله خیابانی، فحاشی، ترور شخصیت و لشکرکشی سایبری.
این جریان نه دموکراسی میخواهد و نه
آزادی بیان. هدفش فقط جایگزینکردن یک دیکتاتوری با دیکتاتوری دیگر است؛ با همان منطق
ساواک، همان فرهنگ سرکوب و همان اراذل و اوباش خیابانی.
اگر گزارشی را نمیپسندند، پاسخ آن سند
و استدلال نیست؛ حمله میکنند، تهدید میکنند، خبرنگار را نشانه میروند و خواهان حذف
او میشوند. این دقیقاً همان رفتاری است که از حکومتی با ذهنیت استبدادی انتظار میرود.
در خیابان، چماق؛ در فضای مجازی، هتاکی؛
و در پسِ همه اینها، رؤیای بازگشت ساواک و شعبان بیمخها.
اما حمله به جوانان و خبرنگاران، حقیقت
را خاموش نمیکند؛ فقط چهره واقعی باند فاشیستی پهلوی را بیپردهتر نشان میدهد.
ساواک از تهران رفت؛ اما منطق ساواک،
چماقداری و سرکوب هنوز در این باند زنده است.