بچه شاه ، از یک
سو وقتی تصاویر جنجالی تیشرتهای سیاه ساواک و رژههای فاشیستیِ هواداران وحشیاش
در خیابانهای اروپا دست به دست میشود، فوراً با لحنی عوامفریبانه اعلام میدارد:
«من خبر ندارم، این نمادها جنجالآفرین است!» اما از سوی دیگر، در خفا به بازسازیِ
چهرهی جلادانِ ساواک مانند پرویز ثابتی این شکنجهگر بدنام دههی ۵۰ مشغول است.
همان ثابتی که
دستانش به خونِ هزارانِ مبارزِ انقلابی و فرزندانِ خلقِ ایران آغشته است، اکنون در
رسانههای وابسته به دربارِ تبعیدی، به عنوان «قهرمان» و «کارشناسِ امنیتی» تطهیر
و ستایش میشود.این دقیقاً همان دوگانگیِ کلاسیکِ سلطنتطلبانِ ورشکسته است: در
ظاهر فاصله از «نمادهای ساواک» برای فریبِ افکار عمومی و جذبِ سادهلوحان، و در
باطن، همپوشانیِ کامل با ساواک و بازسازیِ شبکهی جنایت و سرکوب. رضا پهلوی نه
نمایندهی مردم ایران، بلکه ادامهی مستقیم همان رژیم دیکتاتوری مدفون شاهنشاهی
است که توسط انقلابِ مردمیِ ۵۷ سرنگون شد. او با یک دست به سمتِ ارتجاعِ سلطنتی و
ساواکِ خونآشام اشاره میکند و با دست دیگر، شعارِ «آزادی» سر میدهد. این همان
«ضد خلق» بودنِ آشکار است
#نه_شاه_نه_شیخ
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر