۱۴۰۰ آبان ۲۵, سه‌شنبه

دوررس به عنوان «نورنبرگ»، گزارش تلویزیون در اردوگاه مجاهدین در مانز! آخرین بوسه با پدر قبل از اعدام! شاهد کلیدی: از ترسو بودن فرار کردم

شپیتاریا (آلبانی) ۱۵ نوامبر ۲۰۲۱ - این سایت انعکاس ریپورت تی وی ۱۴ نوامبر، همراه با ۶عکس و فیلم ریپورت تی وی را درج کرده است.

تیتر: «متشکرم آلبانی» / دوررس در نقش «نورنبرگ»، گزارش تلویزیونی در کمپ مجاهدین در مانز! آخرین بوسه با پدر قبل از اعدام! شاهد کلیدی: از ترسو بودن فرار کردم

قتل عام 33 سال پیش که 30 هزار نفر در حدود 3 هزار کیلومتر دورتر از اینجا اعدام شدند، سالن کوچک دادگاه دورس را به مدت 9 روز به یک "نورنبرگ" کوچک تبدیل کرد. حمید نوری، یک مقام سابق ایرانی در دادگاه جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت سوئد محاکمه می شود و شاهدان کلیدی که در نهایت او را پشت میله‌های زندان می‌برند، درست اینجا در آلبانی هستند، در مانز در دورس در کمپ اشرف 3، جایی که 2800 تن از اعضای اپوزیسیون سیاسی ایران در آن ساکن شده اند.

7 نفر از ساکنان این کمپ شاهد آن کشتار سال 1988 هستند و از 19 آبان تا 28 آبان داستان خود را ارائه می دهند. 6 قاضی، 2 دادستان و وکلا برای این منظور از استکهلم به دورس نقل مکان کرده اند. بواسطه این رویداد مهم عدالت بین المللی، اشرف، رنجی که به گفته آنها هزاران ایرانی تجربه کرده اند را یادآوری کرده است.

استماع این ساکنان کمپ مانیز در دورس، تحقق یک رویا است. پس از آنهمه کشتار، مجازات سزاوار کسانی که آنها را به درد آورده اند، به گفته آنها، مانند صلح پس از جنگ های دردناک است.

"اتاق اعدام" در موزه اشرف در مانزا

داستان های تکان دهنده انسانی، داستان های زندانیان سیاسی که درد هزاران خانواده آلبانیایی را در 50 سال دیکتاتوری کمونیستی به یاد دارند. همه چیز در اینجا بر اساس یک ماموریت برای به خاطر سپردن ساخته شده است. مجاهدین خلق ایرانی نمی خواهند فراموش کنند، بلکه می خواهند همه چیز را به خاطر بسپارند.

در روزهای اخیر، طبق تمام شهادت افرادی که در «راهروی مرگ» زندگی کرده‌اند، «کمیته مرگ» را بازسازی کرده‌اند. "اتاق اعدام". به نظر می رسد فیلمنامه یک فیلم ترسناک باشد اما به گفته شاهدان این مکان ها در سال 88 در زندان گوهردشت در غرب تهران آخرین ایستگاه زندگی هزاران و هزاران نفر بوده است. 

این راهرو در زندان گوهردشت 200 متر بود، ده ها زندانی در این راه با چشمان بسته ایستاده بودند.

«راهروی مرگ» در موزه اردوگاه اشرف در مانزا

در این کریدور صفی که انتظار میرفت مقابل این کمیته که مجاهدین  به آن «کمیته مرگ» می گویند قرار بگیرند. بر اساس برخی شهادت ها ابراهیم رئیسی رئیس جمهور کنونی ایران نیز یکی از اعضای این کمیته بوده است. به گفته آنها، این افراد کمیته مرگ فقط از زندانیان سؤال می کردند که آیا شما هوادار مجاهدین هستید و اگر پاسخ مثبت بود، ایستگاه بعدی، اتاق اعدام بود که حمید نوری که توسط دادگاه سوئد متهم شده، در آن قرار داشت. 

بنا بر «ریپورت تی وی» ، احتمالا یکی از خوش شانس ترین افراد دنیا که همین جا در اتاق اعدام بود گفت که چند دقیقه قبل از اینکه نوبت به دار آویختن او برسد بیهوش شد که باعث عصبانیت نگهبانان شد و او را به سلول خود بازگرداندند. تا دوباره شکنجه شود و اتفاقات بعدی او را امروز زنده کند و در آلبانی نجات پیدا کند. او این را پشت دوربین به ما گفت زیرا هنوز اولین شهادت خود را در دادگاه سوئد تمام نکرده و این او را مجبور می کند که بنا به صلاحدید به تصمیم قضات سوئدی احترام بگذارد. اما محمد زند روز چهارشنبه اول شهادت را داد. او همه چیز را به «ریپورت تی وی» می گوید که چگونه متهم حمید نوری را که او وی را متهم به لگد زدن به این نیمکت ها می کند، یعنی یکی از جلادان آن رژیم، شناسایی کرده است.

محمد گفت: من 12 سال زندانی سیاسی بودم، وقتی در کمیته مرگ حاضر شدم به من خبر دادند که برادر 20 ساله ام به تازگی کشته شده است و اگر می گفتم از هواداران مجاهدین هستم. من هم شهامت گفتن "بله" را نداشتم که بگویم من از مجاهدین هستم و به همین دلیل فرار کردم و از این تصمیم رنج می برم اما برادرانم مرا بخشیده اند.".

اما نه تنها اعدام ها، بلکه غیرانسانی ترین شکنجه ها تاریخ 33 سال پیش را بسیار جدی می کند. از بین روش های ترسناک فراوان، روشی که در این تصاویر می بینید، مخصوص خانم ها انتخاب شده است.

نمایی از موزه در کمپ اشرف در مانزا

در این جداسازی کوچک تنها چند سانتی متری که برای اشغال یک بدن کوچک انسان کافی است، این 2 زن 8 ماه مانده اند. برای بسیاری از ما امروز غیر قابل تصور است. آنها با چشمانی اشکبار برای «ریپورت تی وی» می گویند که در کجا قدرت نه گفتن به تسلیم شدن را پیدا کردند، حتی اگر بسیاری از دوستانشان موفق نشدند. مدام از ما می خواستند با رژیم همکاری کنیم. هر دوی ما 8 ماه اینجا ماندیم، با یک چشم بند سیاه که در تاریکی مطلق و در سکوت مرگ چشمانمان را بسته بود. هیچکس نگذاشت صدایی در بیاوریم. ما نمی توانستیم سرمان را بالا بیاوریم، فقط می توانستیم در این حالت بمانیم. اگر سرمان را بالا می گرفتیم به ما تیراندازی می کردند. در این روزها بسیاری از ما عقلمان را از دست دادیم، موفق نشدیم، دیوانه شدیم. اما مقاومت کردیم. ما بردیم و آنها باختند."

همانطور که در این پیچ و خم بی پایان تاریخ بشر قدم می زنیم، در مورد دامونا تعاونی، زنی سی و چند ساله که پس از چندین سال زندگی در سوئد، به مجاهدین در مانز پیوسته، آشنا می شویم. چیزی که داستان او را خاص می کند این عکس است. این دامونا است که آخرین بوسه خود را به پدرش می دهد، قبل از اینکه پدرش به ایران برود، جایی که بعداً دستگیر و اعدام شد. 

"این آخرین باری بود که او را دیدم. بعداً فهمیدم که او دستگیر شده و سپس اعدام شده است. پدرم 2 بار در زندان بوده است. این آخرین بوسه با او بود و من فقط 6 سال داشتم." دامونا به «ریپورت تی وی» گفت: اما آنچه مرا نگران میکند قتل بسیاری پدر دیگر است که هنوز در ایران ادامه دارد. 

گور دسته جمعی بازساری شده در مانیز، نمادی از  یک گور دستجمعی کشف شده در تهران با ۶۰۰ قربانی

یکی از قوی ترین شواهد نسل کشی و جنایات علیه بشریت در ایران به گفته مجاهدین خلق، این گور دسته جمعی است که در تهران با بیش از 600 قربانی دفن شده است. مجاهدین در اشرف به 2 دلیل آن را بازسازی کرده اند: اول برای یادآوری با احترام و درد از کسانی که جان خود را از دست دادند، اما شاید برای یادآوری اینکه چقدر خوش شانس هستند که از سرنوشتی که پیشینیان آنها داشته اند بسیار دور هستند. و برای این، البته، آنها اغلب قدردانی خود را از آلبانیایی هایی که در سخت ترین روزهایشان به آنها خانه می دهند، فراموش نمی کنند. شهلا مانند صدها نفر در اینجا، کمی آلبانیایی را برای برقراری ارتباط با دوستان آلبانیایی خود یاد گرفته است، زیرا به گفته او تعداد زیادی از آنها وجود دارد. او به ما می گوید که بسیار امیدوار است روزی به وطن خود بازگردد و همه آلبانیایی هایی را که می شناسد به آنجا دعوت کند.

«من شهلا هستم، 8 سال است که در آلبانی هستم. آلبانیایی را یاد گرفته ام و آلبانی و آلبانیایی ها را بسیار دوست دارم. از دولت آلبانی و ملت آلبانی بسیار سپاسگزارم. 4 سال در ایران در زندان بودم و من اینجا آمدم. من تعداد زیادی دوستان از آلبانیایی دارم. از مردم آلبانی بسیار سپاسگزارم»

سازمان مجاهدین خلق جنبشی است که در سپتامبر 1965 برای مقابله با ... "شاه" در عراق [ایران] و مبارزه بیشتر با رژیم اسلامی که پس از انقلاب خشونت آمیز و ترورهای سال 1979 به قدرت رسید، تأسیس شد.




 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر