در جنگی که هیچ
برندهای ندارد، همیشه یک «بازنده بزرگ» وجود دارد؛ کسی که نه در میدان نبرد، بلکه
در ذهن مردم شکست میخورد. آیا رضا پهلوی، محصولِ رسانهها بود یا یک رهبر واقعی؟
وقتی خیابانها
به استراتژی نیاز داشتند، او فقط بیانیه داد. وقتی مردم به همبستگی داخلی نیاز داشتند،
او چشم به دستِ قدرتهای خارجی دوخت. تفاوت «سلبریتی سیاسی» با «رهبر میدانی» دقیقاً
همینجاست: یکی در فضای مجازی میماند و دیگری در تاریخ.
اشتباه استراتژیک
او، قمار روی حمایتِ خارجی بود، به جای تکیه بر ارادهی مردم. در میانه بحران، مردم
به دنبال «نامها» نیستند، آنها به دنبال «راه» میگردند. سکوت در برابر هزینههای
انسانی و دلبستگیِ صرف به میراثِ گذشته، اعتبار او را به خاکستر تبدیل کرد.
جنگها میآیند
و میروند، اما این سؤال باقی میماند: آیا کسی که در بزنگاهِ تاریخ غایب است، میتواند
بخشی از آینده باشد؟ بازنده بزرگ، کسی است که فرصتِ «رهبری» را به «نمایش» فروخت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر