آفتی که آزادی ایران را به تأخیر میاندازد، چهاردهه دیکتاتوری، آنهم از خشنترین نوع آن در پوشش مذهب، میتواند منجر به تولید آفتهای فکری و توهماتی شود که گاهی مضحک و باورنکردنی هستند اما واقعی!
آنها که سیاست نخواندهاند، راه حل
میدهند، آنها که درس نخواندهاند، تئوری میبافند، خوانندهها سیاستمدار، بلاگرها
استاد دانشگاه، ورزشکاران ایدئولوگ و ....
خرافات و جهل جای خود را به آگاهی میدهد
و در هر دکان عطاری، عدهای شیاد به تعریف کردن و تمسخر مفاهیم آکادمیک میپردازند
یکی چپ را تفسیر میکند، یکی راست را،
یکی مارکسیسم را یکی لیبرالیسم را!
یکی تاریخ را به سطح قصهگوییهای کافهای
تنزل میدهد و علت بدبختیها را در آنها جستجو میکند، یکی دنبال شکوه و جلال موهوم گذشته است!
یکی راه حل را در جادوی زیبایی شاه و ملکه میبیند، یکی در ریشهکنی دین و مذهب!
هر چند تمامی این هذیانها در زبانههای
شعلهور انقلاب میسوزد، اما وجود آنها همواره به سود دیکتاتور و بقای بیشتر اوست.
با اینهمه ما میتوانیم خود را از آن
رها کرده و همه جا ترویج کنندهی این باشیم که

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر