طرف با اعتمادبهنفس شگفتانگیزی میاد
یکی از کلاسیکترین کودتاهای قرن بیستم رو با چند مغالطهی دبیرستانی تطهیر کنه. اول
از همه میگه «کودتا از پایین به بالاست نه از بالا به پایین»😐یعنی رسما تعریف علوم سیاسی رو وارونه
میکنه. حتی خبرنگار خندهاش میگیره کودتا دقیقا یعنی تصرف غیرقانونی قدرت از بالا
با ارتش، دربار، پول و دخالت خارجی. از ناپلئون و پینوشه تا ۲۸ مرداد، داد میزنند کهکودتا پروژهی
الیگارشی قدرته، نه جنبش خیابانی.
بعد میره سراغ قانون اساسی مشروطه
و با ژست معلممابانه میگه چون شاه نخستوزیر رو منصوب میکرد، پس «دولت منتخب دموکراتیک»
معنی نداره. اینجا یا واقعا نمیفهمه یا خودش رو زده به نفهمیدن. بله، انتصاب تشریفاتی
با شاه بود، اما مسئولیت سیاسی دولت در برابر مجلس تعریف میشد. مصدق رأی اعتماد مجلس
رو داشت،عزل او بدون رای مجلس، نقض صریح مشروطیت بود، نه اجرای آن. اینکه فرمان از
جیب شاه فراری دربیاد، با تانک و سرنیزه و اوباش خیابانی و پول CIA اجرا بشه، اسمش «اختلاف تفسیری»نیست،اسمش
کودتاست احمق
بعد رضا نخبهدر ادامه میگه: «اگر عزل
مصدق کودتا باشه، پس همه تغییر کابینهها کودتاست!» این قیاس احمقانه دقیقا همون ترفندیه
که حقیقت رو لجنمال میکنه. تغییر کابینه درونسیستمیه،۲۸ مرداد براندازی سازمانیافته بود ،ارتش،
دربار و سفارت آمریکا علیه دولت قانونی. این دوتا رو یکیکردن یعنی یا مفاهیم پایه
رو بلد نیستی یا شارلاتانی.
آخرش هم با ادا و اطوار لیبرالمآبانه
میگه چون دادگاه قانون اساسی نداشتیم، بیایید «از زاویهی دیگه» نگاه کنیم. یعنی چی؟
خلا نهادی مجوز دخالت ارتش و سفارت خارجی نیست. نبود دادگاه قانون اساسی یعنی باید
نهاد بسازی، نه اینکه با کودتا حاکمیت ملی رو له کنی و بعد شصت سال بعدش بگی «درس
بگیریم».
این حرفها نه بازخوانی تاریخه، نه
دفاع از دموکراسی،بلکه یک تلاش ناشیانهست برای بازسازی مشروعیت سلطنت با تحریف حافظهی
جمعی. مشکل فقط دروغگویی دربارهی ۲۸ مرداد نیست،مشکل اینه که هنوز فکر میکنن
مردم حافظه تاریخیندارند و براشون هم کف میزنن😄
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر