سعید ماسوری، زندانی سیاسی که بیش از
۲۵ سال بدون حتی یک روز مرخصی
در زندان بهسر میبرد، مادر خود را از دست داد.
مادر او در خرمآباد زندگی میکرد و
ماسوری هماکنون در زندان قزلحصار کرج محبوس است.
با وجود درگذشت مادر، به او اجازه حضور
در مراسم خاکسپاری داده نشد؛ همانگونه که طی این ۲۵ سال، برای هیچ مناسبت خانوادگی یا انسانی،
حتی برای ساعتی، مرخصی دریافت نکرده است.
سعید ماسوری در سوگ مادرش نوشته است:
«بیشتر از بیستوپنج سال است من در زندان ماندهام و تو
بیرون، بودی، اما رنج این سالها بیشتر بر دوش تو بود. سهم من دیوار و میله بود و سهم
تو راههای طولانی، فقط برای چند دقیقه دیدن من هر چند دیگر نام مرا هم به یاد نداشتی…
شاید همین، آخرین مهربانی دنیا با تو بود؛
که رنج انتظار را هم از یاد تو برد،
تازه فهمیدم سختترین زندان، جایی است
که دیگر “مادر” در آن نیست.
اسطوره صبر و تحمل و قهرمان پایداری
تو بودی در سکوت و بی هیچ نام و نشان... تو آفتاب گرمابخش و دیده نشده بودی و من سایه...
چقدر بی نام تو زندان سرد و تاریکتر
است.»
در ایران تعداد زیادی زندانی سیاسی با
سابقه بالای ده سال حبس در زندانها هستند، که اجازه حتی ساعتی مرخصی نداشتهاند، اما
اختلاسگران و غارتگران اموال مردم، از مرخصی بهرهمند بودهاند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر