مسعود رجوی ناموصدایی که شاهوشیخ را بهوحشت میاندازد
مسعود رجوی ناموصدایی که شاهوشیخ را بهوحشت میاندازد –
پدر طالقانی با کولهباری از تجارب مبارزاتی و عبور از زندانها و سیاهچالهای
ساواک شاه، در آستانه سقوط دیکتاتوری سلطنتی گفت دژخیمان ساواک از اسم مسعود رجوی
وحشت داشتند.
شاه، بعدها آزادی زندانیان سیاسی را بزرگترین اشتباه خود
دانست.
البته فقط دیکتاتور سرنگون شده، ازآزادی مسعود رجوی، پریشان
و آشفته نبود، برای شیخ یعنی خمینی نیز که درواقع محصول دیکتاتوری شاه بود هم این
واقعه، یعنی آزادی مسعود رجوی در روز ۳۰دی، روزی است که سنگ بنای بیثباتی و
انقراض رژیماش گذاشته شد. بیدلیل نیست این نام که مترادف مبارزه سازشناپذیر با
دیکتاتوری ولایت فقیه و عصیان بیوقفه بر نظم ارتجاعی است، بهموضوع مرزبندی خلق
در برابر شاه و شیخ تبدیل شود.
چهل سال است که در آزمون وجود و لاوجود یک خلق، هر کس شرف
مقاومت را در برابر ننگ تسلیم برگزیده، یک نام و آرمان درخشان را فراروی خود
مشاهده کرده است. نامی که همواره بهمبارزه برای سرنگونی دیکتاتوری مذهبی
فراخوانده: از بنیان گذاشتن مقاومت علیه رژیم با قیام سی خرداد ۶۰، تا تشکیل و هدایت
شورای ملی مقاومت ایران بهمثابه دیرپاترین ائتلاف مبارزاتی در تاریخ ایران، تأسیس
و فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران که با ضربات کاری، ماشین جنگافروزی رژیم را
کمرشکن کرد، پایداری پرشکوه در اشرف، دژ مقاومت در محاصره دو دیکتاتوری، فرموله
کردن استراتژی قیام و سرنگونی با گشودن مسیر کانونهای شورشی.
خشم عنان گسیخته آخوندها و حجم عظیم دروغپردازیها و شیطانسازیهایشان
علیه مسعود رجوی، کاملاً قابل انتظار و قابل درک است. از جست و خیزهای میمونی
مزدوران رژیم در تریبونها و ویترینهای علنی رژیم و از ابعاد سرسامآور فیلمها و
سریالها و نمایشگاهها و نمایشات جمعه و… میتوان تصویری از ابعاد اقدامات پشت پردهشان
نیز بهدست آورد.
آخوندها در وحشت از انتخاب انقلابی و رهائیبخش جوانان قیامآفرین
که در دوراهی تسلیم یا مقاومت، راه مقاومت را برمیگزینند و بهشورش و کانونهای
شورشی میرسند، شخص مسعود رجوی را کانون زهرآگین ترین حملات، برچسبها و دروغهای
گوبلزی خود قرار میدهند. البته آخوندها و مزدورانشان از فهم این حقیقت عاجز هستند
که بهاوج رساندن نعرههایشان علیه مسعود رجوی ، روشنترین بینه رسیدنشان بهته خط
درماندگی خودشان است.
دژخیمان نظام پلید آخوندی، در آستانه سرنگونی، وحشت خود از
صدای او را نیز پنهان نمیکنند. یک نمونه، بیانگر بسیاری ناگفتهها است:
پس از انتشار پیام صوتی رهبر مقاومت ایران ،مسعود رجوی به
مناسبت هلاکت سردژخیم پاسدار سلیمانی ، و استقبال پر شور مردم و جوانان شورشی، رژیم
در شبکه رسانه های حکومتی، رسید ضربات دریافتی از کانونهای شورشی را بهاین صورت
ارائه کرد:
«جماعت منافق همه داشتههای نهان و پنهان خود را در سه ماه گذشته به میدان
آورده تا به خیال خام خود هدفی که در ۴۰ سال گذشته با همه جنایت های تروریستی و
اقدامات جنگ طلبانه علیه مردم ایران به آن دست نیافته دوباره احیا کند.»
وی افزود
«صدای منتسب به مسعود رجوی … در تاریخ ۱۳ دی ماه و به شیوه بیانیه های تشویق به
آشوب طلبی در سال های ابتدایی دهه ۶۰ منتشر شد، این گروهک تروریستی رو وارد فاز جدید
کرد ….[او] مجددا با قبول پذیرش اقدام تروریستی علیه شهیدین سپهبد صیاد شیرازی و
اسدالله لاجوردی به همکاری برای شهادت رساندن حاج قاسم سلیمانی اعتراف و هدف بعدی
منافقین را آیتالله رئیسی عنوان کرد».
ابراز وحشتهای فوق قبل از هر چیز نشان میدهد که نظام ولایت
فقیه تاکجا از جدیت و نفوذ صدا و کلام مسعود رجوی وحشت دارند، صدایی که سراپای
استبداد دینی را به لرزه انداخته است
.
«فاز جدید» که آخوندها و سپاه پاسداران از آن سرآسیمهاند چیست؟ ورود قیامها
به فاز سرنگونی. آبان آتشین و بهآتش کشیدن دهها حوزه جهل و جنایت و مراکز سرکوب
از قبیل پایگاه بسیج و سپاه و نیروی انتظامی، و صدها مرکز دزدی و چپاول حکومتی
باعث شده که رژیم بهحرکت درآمدن چرخهای سرنگونی و بهشماره افتادن روزهای خود را
نزدیکتر از همیشه حس کند. وحشت ضحاک عمامه دار، خامنه ای، یا آخوند جنایتکار رئیسی
و سایر سردمداران رژیم کاملاً بجاست.
نام، آرمان و مشیئی که چهل سال، کابوس روز و شب آخوندها
بوده، بیش از هر زمان دیگر در سپهر سیاسی و مبارزاتی ایران میدرخشد و پیروزی آزادی
را بر فاشیزم دینی نوید میدهد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر