رضا پهلوی در گفتوگو با مجله فیگارو :
"فرانسه باید به صدای مردم ایران که خواهان پایان دادن
به رژیم اسلامی هستند گوش دهد"
گفتوگوی اختصاصی - شاهزاده رضا پهلوی در تبعید و در ایالات متحده زندگی میکند.
فرزند آخرین شاه ایران و شهبانو فرح پهلوی، او امروز بهعنوان مهمترین چهره وحدتبخش
اپوزیسیون علیه حکومت روحانیون شناخته میشود. وارث دودمانی که از 1925 تا 1979 بر
ایران حکومت کرد، او پروژهای دموکراتیک و مبتنی بر اتحاد ملی برای کشورش ارائه میدهد.
او بهندرت تلفن همراهش را
از خود دور میکند. رضا پهلوی که از بیش از دو هفته پیش در ارتباط دائم با
معترضانی است که در ایران با جوخههای مرگ رژیم اسلامی روبهرو هستند، مدام به
پیامهایی پاسخ میدهد که از داخل ایران دریافت میکند. در تهران، مشهد و اصفهان،
فریادهای "جاوید شاه!" طنینانداز شده و ایرانیانی از همه اقشار اجتماعی
خواهان بازگشت او هستند : دانشجویان، پزشکان، کارگران، صنعتگران، مدیران و حتی
بیکاران. بیشتر آنها زیر 30 سال سن دارند.
با آنکه این نسل دوران
سلطنت پدرش را تجربه نکرده، در این خلبان پیشین نیروی هوایی که اکنون 65 سال دارد
و در آمریکا در تبعید بهسر میبرد و اعلام کرده "آماده بازگشت به ایران"
است، نماد دورانی را میبینند که دختران و پسران میتوانستند دست در دست هم در
خیابانهای تهران قدم بزنند، بیآنکه توسط پلیس مورد ضربوشتم قرار گیرند، دورانی
که ایرانِ شاعران در جهان میدرخشید.
جوانان ایران که بسیار
متصل به جهان دیجیتالاند، واقعگرا هستند. آنها بهخوبی دریافتهاند که رضا
پهلوی، که خود را رهبر احتمالی گذار دموکراتیک آینده میداند، قصد تحمیل بازگشت
سلطنت را ندارد. مگر او بارها نگفته که تنها مردم ایران و از طریق یک همهپرسی ملی
تصمیم خواهند گرفت چه نوع نظامی جایگزین جمهوری اسلامی شود؟
در کشوری با 90 میلیون
جمعیت و میانگین سنی 32 سال، بسیاری او را شخصیتی میدانند که قادر است اقتصاد را
احیا کند، فقر را مهار سازد و روابطی آرام با ایالات متحده و اسرائیل برقرار کند،
شرایطی ضروری برای بازگشت ثبات. بر اساس پژوهشی تازه از بنیاد گمان که روندهای
اجتماعی ایران را بررسی میکند، رضا پهلوی محبوبترین چهره سیاسی نزد ایرانیان است.
او که مصمم است جنبشهای
اپوزیسیون دموکراتیک و سکولار ایران را در برابر روحانیونی که از 1979 بر کشور
حکومت میکنند متحد سازد، در گفتوگو بامجله فیگارو از امیدها و طرح خود برای آینده ایران
سخن گفته و همچنین انتظاراتش از فرانسه و رئیسجمهور آن، امانوئل ماکرون، را بیان
کرده است، آن هم در زمانی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با گلوله و خون
نوجوانان، اعتراضات مردمی را سرکوب میکند.
مجله فیگارو: اعلیحضرت، از پذیرش این
گفتوگو سپاسگزاریم. تحلیل شما از وضعیت کنونی ایران چیست؟
رضا پهلوی: ما در لحظهای تاریخی
زندگی میکنیم؛ مشابه آنچه 47 سال پیش، هنگام انقلاب اسلامی، تجربه شد. دیدن تکرار
تاریخ واقعا عجیب است. این وضعیت مرا به یک ضربالمثل انگلیسی میاندازد : "انسان
همیشه آنچه را میکارد، درو میکند".
جوانانی که نام شما را در
خیابانهای تهران، مشهد و اصفهان فریاد میزنند و خواهان بازگشت شما هستند را
چگونه میبینید؟
من با فروتنی از این محبت و توجه مردم ایران متأثر و دلگرم هستم. اما این اتفاق تصادفی نیست. طی 40 سال گذشته، همواره به همان ارزشها وفادار ماندهام. مردم، بهویژه جوانان، این را میدانند. آنها مسیر مرا دنبال کردهاند، تحقیق کردهاند و با وجود تبلیغات و شستوشوی مغزی رژیم برای تخریب میراث تاریخی ما، نگاهشان به عملکرد پدر و پدربزرگم امروز کاملا متفاوت از نگاه سال 1979 است. در عین حال، میدانند که من مستقل هستم و راه خودم را میروم. اینکه امروز بهعنوان حامل این مشعل شناخته میشوم، مسئولیت بزرگی برای من ایجاد میکند. قدرت من از مردم میآید و بدون آنها هیچ هستم. میدانم که نباید آنها را ناامید کرد و نباید این فرصت تاریخی را از دست داد.
برخی رسانههای فرانسوی
اعتراضات ایران را صرفاً اقتصادی میدانند. آیا این نگاه تقلیلگرایانه نیست؟
بله، این نشاندهنده کمعمقی
تحلیل است. برخی نمیخواهند بفهمند که مردم ایران خواهان تغییر رژیم هستند. وقتی
مردم شعار "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر جمهوری اسلامی"میدهند،
این فقط اعتراض به گرانی نیست. مشکل اقتصادی وجود دارد،
اما ریشه آن ماهیت خود رژیم است که ثروت کشور را غارت و صرف صدور ایدئولوژی، حزبالله،
حماس و حوثیها کرده است. بنابراین مردم میدانند که برای حل بحران اقتصادی، باید
خود رژیم کنار برود.
آیا شما معتقدید که بخشی
از رسانههای غربی، ماهیت واقعی اعتراضات در ایران را درک نمیکنند؟
یک مثال بسیار گویاست. سالهاست
که برخی رسانههای غربی برای ما توضیح میدهند که گویا در درون رژیم ایران "میانهروهایی"
وجود دارند که میتوانند یک جایگزین سیاسی برای ایران باشند. این استدلال که میگوید
"میانهروها بهتر از تندروها هستند" باعث شده نوعی وضعیت موجود در قبال
ایران تثبیت شود. یادآوری میکنم که نخستین
بار که شورشهایی رخ داد، در دهه 1990 بود، زمانی که محمد خاتمی، که بهعنوان یک
اصلاحطلب معرفی میشد، رئیسجمهور جمهوری اسلامی بود. همچنین یادآوری میکنم که
وقتی نخستین شورش دانشجویی با مطالبه اصلاحات شکل گرفت، همین خاتمی بود که دستور
داد دانشجویان را از پنجره خوابگاههایشان به بیرون پرتاب کنند. سپس، زمانی که جنبش "موج
سبز" در سال 2009 و در دوران ریاستجمهوری محمود احمدینژاد رخ داد، او نیز
آن را با خشونت سرکوب کرد. سرکوب در جریان اعتراضات 2017 تا 2019 حتی شدیدتر بود.
همین اتفاق در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی پس از قتل مهسا امینی توسط پلیس اخلاقیات
به دلیل بدحجابی نیز رخ داد. این همه خیزش در طول این
سالها اتفاق افتاده است، با فاصلههای زمانی کوتاهتر، با ریتمی تندتر و با
فراوانی هرچه بیشتر.
امروز، انتظارات مردم
ایران چیست؟ چه چیزی جنبشی را که اکنون در ایران شاهد آن هستیم، متمایز میکند؟
باور کنید، ایرانیان واقعا
دیگر تحملشان تمام شده است. اما نکته مهم این است که آنها شروع کردهاند به دیدن
نشانههای ضعف رژیم. البته، برای آنکه رژیمی که
مدتهاست در قدرت است سقوط کند، لازم است همزمانی عوامل مختلفی رخ دهد. اگر وضعیت
را بهدقت تحلیل کنیم، میتوان گفت که برای نخستین بار در 47 سال گذشته، شرایط
لازم فراهم شده است. از یک سو، شکافها و ترکهای
فراوانی در جمهوری اسلامی دیده میشود. از سوی دیگر، مردم آمادهاند.
از این پس، دیگر فایدهای
ندارد که تلاش شود قدرت حاکم حفظ شود، حتی اگر باز هم غربیها به سیاست آرامسازی
یا حفظ وضع موجود تمایل داشته باشند، سیاستی که به نظر من، اشتباه تحلیلی است.
شما از ریزش نیروها در
درون رژیم ایران صحبت کردهاید. چه تعداد از این موارد وجود داشته است؟ این افراد
به چه گروههایی تعلق دارند؟
در یک کنفرانس مطبوعاتی
اخیر در پاریس، اعلام کردم که ما یک برنامه ریزش نیرو راهاندازی کردهایم که به
هممیهنانم شاغل در ساختار جمهوری اسلامی اجازه میدهد از طریق یک پلتفرم امن با
تیمهای من تماس بگیرند. تا امروز، دهها هزار نفر
در این سامانه ثبتنام کردهاند. در میان آنها شمار زیادی نظامی (از جمله افسران
عالیرتبه)، نیروهای شبهنظامی، و همچنین نمایندگان دستگاه اداری که در وزارتخانهها
کار میکنند، حضور دارند. اما البته دستههای دیگری
از ایرانیان نیز هستند که میخواهند بخشی از این راهحل باشند. از نظر من، همواره منطقیترین
راه برای جلب اعتماد مردم ایران - که خواهان هرجومرج نیستند - و همچنین جلب
اعتماد جامعه جهانی، اینستکه مشارکت همه کسانی که دستشان به خون مردم آلوده نشده
است، به حداکثر برسد. برخلاف آنچه در عراق در
سال 2003 رخ داد، ما قصد نداریم همه را کنار بگذاریم. همانطور که متوجه شدهاید،
ما میخواهیم بیشترین عناصر ممکن را درگیر کنیم تا گذار در نهایت ثبات انجام شود.
در صورت یک گذار سیاسی در
ایران، نقش خود را چگونه تعریف میکنید؟
میدانید، نگاه من به این
موضوع همواره یکسان بوده است. چه بهعنوان یک سیاستمدار و چه بهعنوان یک شهروند
ساده، وظیفه دارم برای آینده کشورمان، ایران، تلاش کنم. اکنون 65 سال دارم و فکر
میکنم به درجهای از پختگی رسیدهام که مرا به داشتن یک نگاه کلی تشویق میکند. فراتر از ساختارهای حکومتی
و قانون اساسی، من باید جهتگیری مشخصی ارائه دهم و همه نهادهای دموکراتیک و
مؤسساتی را که برای ایجاد و حفاظت از ایران و آزادیهای ایرانیان لازم است، پایهگذاری
کنم. نگاه من جمعی است و وظیفهام
خدمت به منافع هر ایرانی است. نقش من این است که ارادههای نیک را گرد هم آورم و
گذار دموکراتیکی را که در پیش است، هدایت کنم.
چگونه این کار را انجام
خواهید داد و نخستین اهداف سیاسی شما چه خواهد بود؟
من خواهان یک گذار آرام
هستم، با یک هدف ساده : اینکه به ملتمان این امکان داده شود که شاید برای نخستین
بار در تاریخ خود، درباره آیندهاش تصمیم بگیرد.این امر باید از طریق
استقرار یک روند دموکراتیک و در چارچوب یک مجلس مؤسسان انجام شود که به ایرانیان
اجازه دهد درباره نوع نظام سیاسی که میخواهند برای ایران انتخاب کنند، یک
دموکراسی جمهوریخواهانه یا یک پادشاهی مشروطه،
ابراز نظر کنند. ما دقیقا برعکس آنچه در
انقلاب 1979 رخ داد عمل خواهیم کرد، که جمهوری اسلامی بدون آنکه کسی بداند دقیقا
به چه معناست، به ایرانیان تحمیل شد. بهطور خلاصه، باید گذار
را با یک دولت موقت مدیریت کرد که امکان اداره کشور را فراهم کند و همزمان زمینه
را برای رسیدن به پایان این روند دموکراتیک آماده سازد.
در ایران، دو سوم خاک کشور
دیگر به آب آشامیدنی دسترسی ندارد. تقریبا برق وجود ندارد و صنعت نفت به دلیل
تحریمهای بینالمللی و فساد، تا حدی از کار افتاده است. اقتصاد در رکود کامل است.
اولویتهای شما برای احیای آن چه خواهد بود؟
تیم من سالهاست برای این
گذار آماده میشود و ما برنامهای برای احیای اقتصاد ایران داریم. بیش از یکصد متخصص
اقتصادی، حقوقی، سلامت عمومی و همچنین کارشناسان محیط زیست در کنار ما هستند که
روی پروژههایی در افقهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت کار کردهاند، پروژههایی
که ابتدا اقتصاد را تثبیت و سپس آن را احیا خواهند کرد. من همچنین با نیروهای فعال
مختلف در داخل و خارج از ایران همکاری میکنم تا توانمندیها تجمیع شوند. افزون بر
این، با سرمایهگذاران و صنعتگرانی گفتوگو کردهام که آمادهاند بهطور گسترده
وارد عمل شوند.
هدف ما فقط تغییر رژیم
نیست - که در مرحله مبارزه ضروری است - بلکه داشتن یک برنامه عملیاتی آماده برای
روز بعد از سقوط است.
باید صنعت نفت را احیا
کرد، فعالیت صنعتی را از سر گرفت و از محیط زیست محافظت کرد. بحران آب، که من از
سال 2001 بهطور علنی نسبت به آن هشدار دادهام، بحرانی است. در جریان سفرم به اسرائیل
دو سال پیش، با کارشناسانی گفتوگو کردم تا بفهمم چگونه میتوان خسارات ناشی از
بیش از 40 سال سوءمدیریت منابع طبیعی را جبران کرد. در چارچوب برنامهام، از
کارآفرینان و صنعتگران سراسر جهان ، و در درجه اول ایرانیان ، دعوت میکنم در
پروژههای بازسازی ما سرمایهگذاری کنند. هدف من این است که این اقدامات تأثیری
مثبت و فوری بر اقتصاد داشته باشد و ثروت کشور با کسانی که در بسیاری از استانها،
از جمله بلوچستان، گرسنهاند، تقسیم شود.همچنین باید بر زیرساختها
تمرکز کرد. با این حال تأکید میکنم که اقتصاد ما دیگر صرفا بر نفت متکی نخواهد
بود، چرا که ذاتا ناپایدار است، بلکه بر سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی تکیه
خواهد کرد. تمام این موارد در پروژه
ما گنجانده شده، که چشمانداز ساختاری، سیاسی و حقوقی را با هم ترکیب میکند. در این دوره، باید به
اقتصادی تا حد امکان باثبات بازگردیم تا ارزش ریال از سقوط بازایستد و ابرتورمی که
پس از جنگ جهانی اول در آلمان دیده شد، مهار شود.همچنین باید از آشفتگی بانکی
جلوگیری کنیم. من به ایرانیان یک نقشه
راه روشن و یک هماهنگی سیاسی مؤثر پیشنهاد میکنم.
در ایران، همجنسگرایان با
مجازات اعدام از طریق دار روبهرو هستند و اقلیتهای جنسی تحت پیگرد قرار میگیرند.
برای آنها چه خواهید کرد؟
پاسخ به مسئله اقلیتهای
جنسیتی و قومی، بر ارزشها و آزادیهای جهانی استوار است، ارزشهایی که در برابر
هرگونه تبعیض مبتنی بر تعلق قومی، دین، رفتار یا گرایش جنسی، از جمله جامعه LGBTQ محافظت میکنند. این امر مستلزم گنجاندن
این حمایتها در قوانین ما برای تضمین حاکمیت قانون است. فراتر از اقدامات قانونی،
این موضوع یک مسئله اصولی و آموزشی است. رژیم پیشین با القائات زیانبار خود به
این اقلیتها آسیب زده و شکستن این چرخه ضروری است.این مسئولیت نهتنها بر
عهده دولت، بلکه بر عهده جامعه مدنی نیز خواهد بود، از طریق آموزش و ساختارهای
دفاع از این حقوق.داشتن قوانین حمایتی کافی
نیست، باید درکی عمیق از این موضوع وجود داشته باشد تا هر فردی بتواند مورد حمایت
و دفاع قرار گیرد.
در سطح بینالمللی، تغییر
رژیم در ایران چه پیامدهایی خواهد داشت؟ رابطه شما با اسرائیل چگونه خواهد بود؟
شما از "توافقهای کوروش" سخن میگویید. منظور چیست؟
از همان آغاز، جمهوری
اسلامی شعار "مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل" سر داد و آنها را
"شیطان بزرگ" و "شیطان کوچک" نامید. این رژیم
همواره نابودی کامل دولت یهود و خود یهودیان را تبلیغ کرده، که ریشه در دیدگاهی
عمیقا یهودستیزانه دارد و اساسا با روابط تاریخی میان ملتهای ایران و یهود در
تضاد است. تا جایی که تقریبا همه
یهودیان ایرانی، مانند دیگر اقلیتها از جمله بهاییان و مسیحیان، از ابتدای این
رژیم ناگزیر به ترک کشور شدند.
چند سال پیش، در واکنش به
این سیاست، شاهد گردهمایی ایرانیان در برابر آرامگاه کوروش بزرگ بودیم. یکی از
برجستهترین اقدامات این پادشاه، آزادسازی یهودیانی بود که حدود 2600 سال پیش توسط
بخت النصر دوم در بابل به بردگی گرفته شده بودند و سپس کمک به بازسازی معبد
اورشلیم که ویران شده بود.
همچنین در جریان جنگ جهانی
دوم، در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی به یهودیان پشت کرده بودند، شمار زیادی
از آنها با پناه گرفتن در ایران یا با حمایت کنسولی ایران از رژیم نازی گریختند. بر پایه این تاریخ مشترک
میان ملتهای ایران و یهود، من از "توافقهای کوروش" سخن میگویم، با
الهام از "توافقهای ابراهیم"، توافقهای صلح میان اسرائیل، امارات متحده عربی
و بحرین که به ابتکار رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، انجام شد. به بیان دیگر، میخواهم
ایران را بهعنوان یک شریک، در همکاری دوستانه و برادرانه با همسایگان عرب و
اسرائیل، به این توافقها وارد کنم. تصور کنید تأثیر آن در جهان چه خواهد بود.
شما از اتحاد ملی سخن میگویید.
با احزاب قومی، مانند کردها، چگونه عمل خواهید کرد؟
طبیعی است که جنبشهای
سیاسی مختلف، اختلافات ایدئولوژیک داشته باشند. اما مهم آن است که این گروهها
بتوانند بر سر برخی اصول، به یک گفتمان مشترک برسند. حداقل لازم،
احترام به اصل وحدت ملی است. سه عنصر برای
همکاری سالم میان جریانها ضروری است. نخست، تمامیت ارضی کشور ماست، این موضوع
شوخیبردار نیست و یک اصل بنیادین است. دوم، حفاظت از
آزادیهای فردی و برابری همگان است. قانون اساسی آینده ما، که به نظر من باید بر
پایه اعلامیه جهانی حقوق بشر بنا شود، نباید هیچ عنصر تبعیضآمیزی داشته باشد. سوم، لائیسیته
است. من معتقدم هر ایرانی واقعا دموکرات باید اصل جدایی قدرت دینی از قدرت سیاسی
را بپذیرد، با این درک که لائیک بودن به معنای ضد مذهب بودن نیست. این سه اصل، به
نظر من، پایه حداقلی اجماعی است که میتوان بر سر آن، چه جمهوریخواه بود، چه
مشروطهخواه، چه سوسیالیست یا محافظهکار، به توافق رسید.سه اصل غیرقابل مذاکره
وجود دارد: تمامیت ارضی ایران، برابری حقوق فردی و لائیسیته.
انتظار شما از فرانسه و
امانوئل ماکرون چیست؟
تا امروز، فرانسه متأسفانه
رویکردی مبتنی بر مماشات در قبال رژیم ایران اتخاذ کرده است. اکنون باید به صدای مردم
ایران که خواهان پایان این رژیم هستند گوش داد. آنها بیدفاعاند و با
شجاعت در برابر قدرتی میایستند که آنها را قتلعام میکند. امروز، جمهوری اسلامی میبیند
که توان سرکوبش در حال فرسایش است و ناچار شده برای انجام "کارکثیف" از
کشورهایی مانند عراق نیروهای شبهنظامی وارد کند. به نظر من، از نظر اخلاقی،
برای رئیسجمهور امانوئل ماکرون و رهبران غربی ضروری است که در سمت درست تاریخ
بایستند. ایرانیان انتظار دارند که
جهان آزاد سرانجام در کنار آنها قرار گیرد. آنها نمیخواهند شاهد یک
توافق دیگر با رژیمی باشند که در آستانه فروپاشی است.
![]()
Reza Pahlavi au Figaro Magazine :
« La France doit écouter le peuple iranien qui veut mettre fin au régime
islamique »
Par Emmanuel Razavi, pour
Le Figaro Magazine
Il y a 3 heures
Reza Pahlavi, photographié en 2025. Abdul Saboor / REUTERS
ENTRETIEN EXCLUSIF - Le prince Reza Pahlavi vit en exil aux États-Unis. Fils du dernier chah et de l’impératrice Farah Pahlavi, il apparaît aujourd’hui comme le principal fédérateur de l’opposition aux mollahs. Héritier d’une dynastie qui a régné de 1925 à 1979, il porte un projet démocratique et d’union nationale pour son pays.
Il laisse
rarement son téléphone loin de lui. À l’écoute permanente des manifestants qui
affrontent les escadrons de la mort du régime islamique iranien depuis plus de
deux semaines, Reza Pahlavi, fils du dernier chah d’Iran décédé
en 1980, répond en permanence sur son portable aux nombreux messages qu’il
reçoit en provenance d’Iran. Aux cris de « Javid chah ! » (Vive
le roi !), à Téhéran, Machhad ou Ispahan, des Iraniens issus de
toutes les couches sociales réclament son retour. Ils sont étudiants, médecins,
ouvriers, artisans, cadres ou simples chômeurs. La plupart n’ont pas 30 ans.
Alors qu’ils
n’ont pas connu le règne de son père, ils voient dans cet ancien pilote de
chasse de 65 ans qui vit en exil aux États-Unis et se déclare « prêt à
retourner en Iran », le symbole d’une époque où filles et garçons
pouvaient se promener main dans la main dans les rues de la capitale iranienne
sans se faire tabasser par la police, et où l’Iran des poètes rayonnait à
travers le monde.
La jeunesse iranienne, hyperconnectée, est pragmatique. Elle a compris depuis longtemps que Reza Pahlavi, qui aspire à être le leader de la future transition démocratique, ne veut pas lui imposer le rétablissement de la monarchie. N’a-t-il pas affirmé à plusieurs reprises que seuls les Iraniens choisiraient, via une consultation nationale, le type de régime qu’ils veulent pour succéder à la République islamique ?
Dans ce pays de
90 millions d’habitants, dont la moyenne d’âge est de 32 ans, beaucoup le
considèrent comme l’homme qui permettra de relancer l’économie, d’endiguer la
misère et de renouer une relation pacifiée avec les États-Unis et Israël,
conditions nécessaires à un retour à la stabilité. Selon une étude récente
réalisée par la fondation Gamaan, qui analyse les tendances en Iran, Reza
Pahlavi apparaît comme la personnalité préférée des Iraniens.
Déterminé à unir les mouvements de l’opposition démocratique et laïque iranienne face aux religieux qui gouvernent le pays depuis 1979, il s’est confié au Figaro Magazine sur ses espoirs et son projet pour l’Iran. Il a également dit à notre journaliste ce qu’il attendait de la France et de son président Emmanuel Macron, alors que les gardiens de la révolution islamique, la milice idéologique du régime, répriment la contestation populaire dans la fureur des mitraillettes et le sang des adolescents.
LE FIGARO MAGAZINE - Votre Altesse, merci d’avoir accepté cet entretien. Quelle est votre analyse de la situation en Iran ?
Reza PAHLAVI. - Nous vivons un moment historique, à l’instar de celui que nous avons vécu il y a quarante-sept ans, au moment de la révolution islamique. Finalement, il est presque étrange d’observer comment l’histoire se déroule sous nos yeux. Cela me fait penser à une expression anglaise qui dit : « On finit toujours par récolter ce que l’on sème. »
Comment
regardez-vous cette jeunesse iranienne qui scande votre nom dans les rues de
Téhéran, Machhad et Ispahan, et appelle à votre retour ?
Je suis humblement touché et encouragé par l’affection et l’attention que les Iraniens me témoignent. Toutefois, je pense que ce n’est pas une coïncidence. Depuis quarante ans, j’ai toujours conservé les mêmes valeurs, et tenu les mêmes positions. Les gens, et notamment les jeunes de notre pays, le savent parfaitement. Ils ont suivi mon parcours, se documentent, font leurs propres recherches sur moi. Malgré le lavage de cerveau et les tentatives du régime islamique de salir mon héritage historique, la façon dont les Iraniens regardent aujourd’hui ce qu’ont fait mon père ou mon grand-père est très différente de ce que l’opinion publique analysait lors de la révolution islamique de 1979. Pour autant, ils savent que je suis indépendant, et que je suis mon propre chemin. Au fond, tout cela est très encourageant, et je suis heureux d’apparaître comme celui qui tient le flambeau depuis plus de quarante ans. Cela me donne des responsabilités. Mon pouvoir me vient d’eux, et je ne suis rien sans eux. Je mesure donc parfaitement l’attente des gens. Beaucoup espèrent la fin de ce régime, et j’ai parfaitement conscience qu’il ne faut ni les décevoir, ni passer à côté de l’opportunité historique qui se présente.
Une
partie des médias français considère que les manifestations qui ont lieu en
Iran ont une origine économique. N’est-ce pas réducteur ?
Il existe peut-être un manque de profondeur de la part de certains médias sur la situation en Iran. Certains ne veulent pas comprendre que le peuple iranien n’en peut plus, qu’il veut changer de régime. Il y a une espèce de position de principe des médias occidentaux vis-à-vis de l’Iran. À chaque fois qu’il y a des revendications populaires, ils les réduisent à une question de malaise économique. Pourtant, lorsque l’on crie « mort au dictateur », quand on dit « à bas la République islamique » comme le font actuellement les Iraniens, cela ne veut pas dire qu’on manifeste contre la vie chère, mais que la colère va bien au-delà. Bien sûr, personne ne nie qu’il y ait un problème économique. Mais la raison de celui-ci, c’est la nature même du régime qui a confisqué et gaspillé les richesses de notre pays. Plutôt que d’œuvrer dans l’intérêt de la population, celui-ci a préféré financer sa propagande islamiste, ainsi que le Hezbollah au Liban, le Hamas à Gaza, et les Houthis au Yémen. Dès lors, les gens ne disent pas seulement qu’il y a un problème économique, mais que pour y mettre un terme, il faut se débarrasser du régime.
Vous
considérez qu’une partie de la presse occidentale ne comprend pas les
véritables enjeux des manifestations en Iran ?
Il y a un exemple parlant. Depuis des années, certains médias occidentaux nous expliquent qu’il y aurait des « modérés » au sein du régime iranien, qui pourraient représenter une alternative politique pour l’Iran. Cet argument consistant à dire « plutôt les modérés que les radicaux » a eu pour conséquence de laisser s’installer une sorte de statu quo vis-à-vis de l’Iran. Je vous rappelle que la première fois qu’il y a eu des émeutes, c’était dans les années 1990, alors que Mohammad Khatami, considéré comme un réformateur, était président de la République islamique. Je vous rappelle également que lorsqu’il y a eu la première révolte des étudiants qui réclamaient des réformes, le même Khatami les a fait jeter par les fenêtres de leurs dortoirs. Ensuite, lorsque le mouvement de la vague verte est survenu sous la présidence du président Mahmoud Ahmadinejad en 2009, ce dernier l’a aussi réprimé violemment. La répression fut encore plus forte pendant la contestation de 2017-2019. Il en a été de même lors de la révolte « Femme, Vie, Liberté », à la suite du meurtre de Mahsa Amini par la police des mœurs en raison d’un voile mal porté. Tant de soulèvements se sont produits au cours de toutes ces années, à des intervalles de temps de plus en plus courts, et à rythme et une fréquence de plus en plus importants.
Pour
la première fois depuis quarante-sept ans, les conditions nécessaires sont
réunies
Reza
Pahlavi
Aujourd’hui,
quelles sont les attentes du peuple iranien ? Qu’est-ce qui caractérise le
mouvement auquel nous assistons en Iran ?
Croyez-moi, les Iraniens en ont vraiment ras-le-bol. Mais ce qui est important, c’est qu’ils commencent à voir le régime fléchir. Bien sûr, pour qu’un régime en place depuis si longtemps finisse par chuter, il faut qu’il y ait un alignement des planètes. Si l’on prend le temps d’analyser la situation, on peut dire que, pour la première fois depuis quarante-sept ans, les conditions nécessaires sont réunies. D’une part, on constate les nombreuses fissures de la République islamique. D’autre part, le peuple est prêt. Désormais, il ne sert plus à rien d’essayer de sauver le pouvoir en place, même si encore une fois les Occidentaux semblent favorables à une politique d’apaisement ou de statu quo, ce qui est de mon point de vue une erreur d’analyse.
Vous
avez parlé de défections au sein du régime iranien. Combien y en a-t-il
eu ? À quels groupes appartiennent les individus qui ont fait le choix de
renoncer à leur collaboration avec le régime des mollahs ?
Lors d’une
récente conférence de presse à Paris, j’ai annoncé que nous avions mis en place
un plan de défection, en permettant à mes compatriotes travaillant au sein de
la République islamique de prendre contact avec mes équipes via une plate-forme
sécurisée. Jusqu’à présent, des dizaines de milliers de personnes s’y sont
inscrites. Parmi elles, il y a beaucoup de militaires (y compris des hauts
gradés), des paramilitaires, mais aussi des représentants de l’administration
qui travaillent au sein des ministères. Mais il y a bien sûr d’autres
catégories d’Iraniens qui veulent faire partie de cette solution.
En ce qui me concerne, j’ai toujours pensé que la façon la plus logique de donner confiance au peuple iranien, qui ne veut pas d’une situation chaotique, ainsi qu’au monde entier, c’est de maximiser la participation de tous ceux qui ne se sont pas sali les mains en participant aux persécutions contre la population. Contrairement à ce qui s’est passé en Irak en 2003, nous n’allons pas renvoyer tout le monde. Vous l’avez compris : nous voulons inclure le plus d’éléments possible pour que la transition se fasse dans la plus grande stabilité.
Dans
le cas d’une transition politique en Iran, comment voyez-vous votre rôle ?
Vous savez, ma façon de voir les choses en cas de changement de régime a toujours été la même. Que ce soit en tant qu’homme politique ou simple citoyen, j’ai le devoir d’œuvrer pour l’avenir de notre pays, l’Iran. J’ai désormais 65 ans, et je pense avoir acquis une certaine maturité qui m’encourage à adopter une vision d’ensemble. Au-delà des structures gouvernementales et de la Constitution, je dois donner un cap, et mettre en place toutes les instances démocratiques et les institutions qui serviront à établir et protéger l’Iran, et les libertés des Iraniens. Ma vision est collective, et mon devoir est de servir les intérêts de chaque Iranien. Mon rôle, c’est de fédérer les bonnes volontés, et de diriger la transition démocratique qui s’annonce.
Comment
allez-vous procéder, et quels sont vos premiers objectifs politiques ?
Je veux une transition en douceur, avec un objectif simple : donner à notre nation, peut-être pour la première fois de son histoire, la possibilité de décider de son propre avenir. Cela devra se faire grâce à la mise en place d’un processus démocratique, dans le cadre d’une assemblée constituante qui permettra aux Iraniens de se prononcer sur le type de système politique qu’ils veulent choisir pour l’Iran, à savoir une démocratie de forme républicaine ou une monarchie constitutionnelle. Nous ferons précisément l’inverse de ce qui a été fait lors de la révolution de 1979, lorsque la République islamique a été imposée aux Iraniens sans que personne n’ait la moindre idée de ce que cela voulait dire. En résumé, il faudra gérer la transition avec un gouvernement provisoire qui permette au pays de fonctionner, tout en préparant le terrain pour parvenir au bout de ce processus démocratique.
Je
pense que tout Iranien réellement démocrate doit respecter le principe d’une
séparation entre le pouvoir religieux et le pouvoir politique
Reza Pahlavi
En
Iran, les deux tiers du territoire n’ont plus accès à l’eau potable. Il n’y a
presque plus d’électricité, et l’industrie pétrolière est en partie à l’arrêt
en raison des sanctions internationales et de la corruption. L’économie est au
point mort. Quelles seront vos priorités pour la relancer ?
Mon équipe
prépare cette transition depuis des années, et nous avons un programme pour
relancer l’économie iranienne. Nous avons autour de nous plus d’une centaine de
spécialistes économiques, juridiques et de santé publique, ainsi que des
experts environnementaux qui ont travaillé dans des perspectives de court,
moyen et long terme sur des projets qui permettront, dans un premier temps de
stabiliser l’économie, puis de la relancer. Je collabore aussi avec diverses
forces actives en Iran et à l’étranger, afin d’agréger les compétences.
D’ailleurs, j’ai déjà parlé avec des investisseurs et des industriels prêts à
s’engager massivement.
Nous ne visons
pas seulement un changement de régime, essentiel en phase de combat, mais un
plan d’action qui soit prêt à être mis en place dès le lendemain de la chute.
Il faudra relancer l’industrie pétrolière, relancer l’activité industrielle et
protéger l’environnement. La crise hydrique, que j’ai dénoncée publiquement dès
2001, est critique. Lors de ma visite en Israël, il y a deux ans, j’ai consulté
des experts pour comprendre comment réparer les dégâts causés par la mauvaise
gestion des ressources naturelles depuis plus de quarante ans. Dans le cadre de
mon plan, j’appelle également les entrepreneurs et les industriels du monde
entier – à commencer par les Iraniens – à investir dans nos projets de
reconstruction. Mon objectif est que cela ait un impact positif et immédiat sur
l’économie, en partageant nos richesses avec ceux qui ont faim dans beaucoup de
nos provinces, comme le Baloutchistan notamment.
Il faudra aussi miser sur les infrastructures. Cependant, je précise que notre économie ne reposera plus uniquement sur le pétrole, qui est par nature instable ; nous miserons sur les investissements intérieurs et extérieurs. Tout cela est intégré à notre projet, qui allie vision structurelle, politique et juridique. Durant cette période, nous devrons revenir à une économie aussi stable que possible, afin que le rial cesse de se dévaluer, et que l’hyperinflation, telle qu’on l’a vue après la Première Guerre mondiale en Allemagne, soit endiguée. Nous devons aussi éviter une panique bancaire. Je propose aux Iraniens une feuille de route claire, ainsi qu’une coordination politique efficace !
En
Iran, les homosexuels encourent la pendaison, et les minorités sexuelles sont
persécutées. Qu’allez-vous faire pour eux ?
La réponse à la question sur les minorités de genre et les minorités ethniques, repose sur les valeurs et libertés universelles, qui protègent contre toute discrimination basée sur une appartenance ethnique, la religion, le comportement ou l’orientation sexuelle, y compris la communauté LGBTQ. Cela implique d’incorporer ces protections dans nos lois pour garantir l’État de droit. Au-delà des mesures légales, il s’agit d’une question de principe et d’éducation. Le régime précédent a causé du tort à ces minorités par un endoctrinement néfaste, et il est essentiel de briser ce cycle. Cette responsabilité incombera non seulement au gouvernement, mais aussi à la société civile, via l’éducation et les structures défendant ces droits. Il ne suffit pas d’avoir des lois protectrices ; il faut avoir une compréhension profonde de ce sujet qui permette à chacun d’être protégé, et défendu.
Sur le
plan international, quelles conséquences pourrait avoir un changement de régime
en Iran ? Quelle sera votre relation avec Israël ? Vous parlez
notamment des accords de Cyrus. De quoi s’agit-il ?
Dès ses débuts, la République islamique a scandé « Mort à l’Amérique, mort à Israël », les qualifiant de grand Satan et de petit Satan. Elle a toujours prôné l’annihilation complète de l’État juif et des Juifs eux-mêmes, en raison d’une vision profondément antisémite, ce qui est d’ailleurs antagoniste, fondamentalement, des relations historiques entre les peuples perse et juif. À telle enseigne que la quasi-totalité des Juifs iraniens ont été contraints de quitter leur pays dès le début de ce régime, à l’instar d’autres minorités comme les Baha’is, et les chrétiens. Il y a quelques années, on a vu, en réaction à cette posture, des Iraniens se rassembler devant le tombeau de Cyrus le Grand. L’un des actes les plus emblématiques de ce souverain fut de libérer, il y a environ 2 600 ans, les Juifs réduits à l’esclavage par Nabuchodonosor II à Babylone, puis de les aider à reconstruire le temple de Jérusalem, qui avait été détruit. De même, durant la Seconde Guerre mondiale, alors que de nombreux pays européens tournaient le dos aux Juifs, beaucoup ont échappé au régime nazi en se réfugiant en Iran ou en bénéficiant d’une protection consulaire iranienne. Partant de cette histoire qui lie les peuples Perses et Juifs, je parle des accords de Cyrus en faisant référence à ceux d’Abraham (traités de paix entre Israël, les Émirats arabes unis et Bahreïn, NDLR), voulus par le président américain Donald Trump. Autrement dit, je souhaite intégrer l’Iran à ces accords en tant que partenaire, dans une collaboration amicale et fraternelle avec nos voisins arabes et Israël. Imaginez l’impact dans le monde entier ! Nous en terminerions avec le radicalisme religieux, qu’il soit chiite avec les proxys iraniens, ou sunnite avec les Frères musulmans qui menacent le Moyen-Orient, l’Occident et les musulmans eux-mêmes.
Vous parlez d’union nationale. Comment procéderez-vous avec les prtis ethniques, comme les Kurdes ?
Il est normal que différents mouvements politiques aient des divergences idéologiques. Cependant, il est important que les différents groupes politiques se retrouvent dans un discours commun sur certains points. Le minimum, c’est de respecter le principe d’unité nationale. Trois éléments sont nécessaires à une bonne collaboration entre les courants. Le premier, c’est l’intégrité territoriale de notre nation : là, on ne plaisante pas, c’est un principe élémentaire. Le second est la protection des libertés individuelles et l’égalité entre tous. Notre Constitution future qui, à mon avis, devrait être fondée sur la Déclaration universelle des droits de l’homme, ne devra comporter aucun élément de discrimination. Le troisième, c’est la laïcité : je pense que tout Iranien réellement démocrate doit respecter le principe d’une séparation entre le pouvoir religieux et le pouvoir politique, étant entendu qu’être laïc ne veut pas dire être antireligieux. Ces trois principes me paraissent être la base d’un consensus minimal sur lequel on peut tous se mettre d’accord, que l’on soit républicain, monarchiste, socialiste ou conservateur.
Jusqu’à
présent, la France a malheureusement adopté une poste d’apaisement vis-à-vis
du régime iranien
Reza Pahlavi
Qu’attendez-vous
de la France ? Avez-vous un message pour le président de la République,
Emmanuel Macron ?
Jusqu’à présent, la France a malheureusement adopté une posture d’apaisement vis-à-vis du régime iranien. Or, il faut désormais écouter le peuple iranien qui veut mettre fin à ce régime. Il est sans défense, et fait face courageusement à un pouvoir qui le massacre. Aujourd’hui, la République islamique voit sa propre force de frappe défaillir, et elle est contrainte d’importer des miliciens d’autres pays comme l’Irak pour faire le sale boulot. Il me semble moralement impératif pour le président Emmanuel Macron, et les dirigeants occidentaux, de se placer du bon côté de l’Histoire. Les Iraniens attendent que le monde libre se tienne enfin à leurs côtés. Ils ne veulent pas voir un énième arrangement avec un régime au bord de l’effondrement.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر