۱۴۰۴ دی ۲۵, پنجشنبه

خبرفرانسه-لیبراسیون- رضا پهلوی، منجیِ جعلی-۱۴ژانویه ۲۰۲۶

لیبراسیون, 14 ژانویه 2026-نوشته: روموآل سیورا, پژوهشگر وابسته به مؤسسه روابط بین‌الملل و راهبردی (IRIS)، مدیر رصدخانه سیاسی و ژئو‌استراتژیک ایالات متحده

ایران: رضا پهلوی، منجیِ جعلی[شیاد خدایی:م]

پسر شاه سابق مردی است با دیدگاه هایی نزدیک به افراطی ترین جناح راست, که به جنبش آمریکایی MAGA اعلام وفاداری کرده است. برنامه او؟ بازگشت ـ همان‌گونه که پدرش پیش از او در چمدان های عمو سام بازگشت ـ که در نهایت در یک شعار خلاصه می‌شود «Make Iran Great Again.» «ایران را دوباره عظمت ببخشیم»

دیگر تقریباً ناممکن است که در برنامه‌های تلویزیونی یا مناظره‌های عمومی، بدون شنیدن تکرار یکنواخت نام رضا پهلوی، به بحران ایران اشاره شود. این امر، با توجه به تحولات داغ و ملتهبی که ایران در روزهای اخیر از سر می‌گذراند، می‌تواند طبیعی به نظر برسد. با این حال، برای هر کس که حداقلی از حافظهٔ تاریخی داشته باشد، این شخصیت تا یک یا دو سال پیش هنوز چهره‌ای کم‌رمق و بی‌اثر تلقی می‌شد؛ یکی از همان وارثان سلسله‌های ساقط ‌شده که بوی نفتالین می‌دهند و به حاشیهٔ سیاست بین‌الملل رانده شده‌اند.

اما اکنون، به لطف یک مهندسی ارتباطی گسترده که از سوی شبکه‌های پیرامون او, که بی‌تردید از طرف سازمان سیا هدایت می‌شود – اگرچه دونالد ترامپ هنوز رسماً از پهلوی حمایت نکرده است، اما باید زمینه‌سازی صورت گیرد –، با مردی روبه‌رو هستیم که او را «شارل دوگلِ ایرانی»، ناجی ملت، و پدر یک مردمِ رنج دیده معرفی می‌کنند. حتی گفته می‌شود که نام او از سوی جمعیت‌های ایرانی فریاد زده می‌شود. حال آنکه هر منبع جدی نشان می‌دهد که این امر تنها به چند گروه پراکندهٔ معترض، اینجا و آنجا، محدود است و شعار «نه شاه، نه ملا» بسیار گسترده‌تر در خیابان‌های تهران طنین‌انداز است.

در سایه پدرِ درگذشته

از آنجا که چند سال پیش برای مدتی کوتاه با او دیداری داشته‌ام، می‌توانم شهادت دهم که رضا پهلوی حامل هیچ چشم‌انداز سیاسی یا ژئوپلیتیکی مشخصی نیست. او فردی است که هرگز، نه از نزدیک و نه از دور، قدرت را در دست نداشته است. مردی که تحصیلات خود را در ایالات متحده گذرانده، فعالیتی تجاری بی‌فروغ داشته و تمام زندگی‌اش را در سایه پدرِ درگذشته‌اش سپری کرده، با این امید که روزی نوبتش فرا برسد.

مردی با ایده‌هایی نزدیک به راست افراطی، که به جنبش ماگا وفادار مانده و ترامپ را «یکی از بزرگترین روسای جمهوری آمریکا» و به قول خودش «صلح‌طلب» می‌داند. مردی که تنها برنامه‌اش این است که به ایرانیان فرصت حکومت برای چند ماه بدهد، با هدف سازماندهی یک همه‌پرسی برای تعیین اینکه آیا این مردم، که دهه‌ها سرکوب و شهید شده‌اند، یک سلطنت پارلمانی - البته با «شاه شاهان» در رأس آن - یا یک جمهوری کلاسیک، «مانند آنچه در غرب یافت می‌شود» را ترجیح می‌دهند.

گویی مردم ایران هیچ اولویت دیگری نداشتند: کشوری در حال فروپاشی کامل، بحران اقتصادی فراگیر، بیکاری گسترده، زیرساخت‌های فروپاشیده، و عطش بی‌نظیر جوانانش برای آزادی. این فرد، فرزند دیکتاتوری که پلیس سیاسی‌اش، ساواک، یکی از بدترین‌های نیمه دوم قرن بیستم بود - مسئول هزاران مرگ و زندانی کردن‌های خودسرانه - با چه ترفندی می‌تواند خود را به عنوان راه حل معرفی کند، در حالی که هیچ کاری جز ستایش میراث پدرش نکرده است، بدون اینکه کوچکترین نگاه انتقادی به آن بیندازد؟

عروسکی در دست منافع خارجی

در سال ۱۹۸۶، رضا پهلوی هنوز از «چرخش اقتدارگرایانه» در سلطنت پدرش دفاع می‌کرد و اعلام می‌کرد که در مواجهه با «جامعه ایرانی که عمدتاً بی‌سواد و توسعه نیافته است»، «دشوار است که به اقتدارگرایی متوسل نشد». او شکنجه‌های ساواک را کم‌اهمیت جلوه می‌داد و آن را بزرگنمایی مطبوعات غربی می‌دانست. امروز، او جرأت می‌کند خود را به عنوان قهرمان دموکراسی معرفی کند.

تحقیقات اخیر نشان داده است که اسرائیل یک کمپین نفوذ گسترده آنلاین برای تبلیغ پهلوی انجام داده است. مطبوعات آمریکایی در سال 2025 خاطرنشان کردند که صدراعظم‌های اروپایی او را عروسک خیمه‌شب‌بازی سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل می‌دانند. در ایران، او به دلیل لهجه یانکی و تصویرش به عنوان یک عروسک خیمه‌شب‌بازی خارجی، به طور گسترده مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

این مرد که هرگز ایران معاصر را تجربه نکرده و از درون با خواست‌ها، شکاف‌ها و مبارزات جامعه‌ای که از آغاز قرن بیستم در پی آزادی بوده آشنا نشده است، درمان دردهای سرزمین پارسیان نیست. زندان‌های ایران مملو از روشنفکران و چهره‌های سیاسی‌ است که می‌توانند با مشروعیتی به‌مراتب بیشتر چنین نقشی را ایفا کنند.

اما اگر دونالد ترامپ نتواند به هیچ توافقی با ایران برسد - نه با خود رهبر، بلکه با چهره‌هایی که احتمالاً در صورت فرار او به خارج از کشور، جانشین او در رژیم خواهند شد - پهلوی بهترین گزینه برای اوست. زیرا در آن صورت، دوگل قدرت را در تهران به دست نخواهد گرفت، بلکه پتن - منهای یهودستیزی - توسط اربابان جدید کشور وارد خواهد شد، همان کسانی که در سال ۱۹۵۳، سرنگونی محمد مصدق، نخست وزیر منتخب دموکراتیک، را برای بازگرداندن شاه ترتیب دادند و تا همین اواخر از سرکوب خونین رژیم او حمایت می‌کردند.

کل برنامه شاهزاده کوچک شیاد، که مقدر شده همچون پدرش در چمدان‌های عمو سام بازگردد،، در نهایت به یک شعار خلاصه می‌شود. شعاری که ساکن کنونی کاخ سفید آن را در سایت Truth Social صورتبندی کرده, کسی که با خیال راحت پشت دفتر بیضی شکل کاخ سفید جا خوش کرده و از راه دور معترضان ایرانی را که محکوم به قتل عام هستند، تحریک می‌کند. شعاری که توسط اطرافیان رضا پهلوی نیز به طور هماهنگ تکرار می‌شود: ایران را دوباره باعظمت کنید. Make Iran Great Again.

 

https://www.liberation.fr/idees-et-debats/tribunes/iran-reza-pahlavi-limposteur-providentiel-20260114_QMELMQ4XEREQ5CFUQOOJLPOX2E/

Leberation

tribune

Iran : Reza Pahlavi, l’imposteur providentiel

Le fils de l’ancien chah est un homme aux idées proches de la droite la plus radicale, qui a prêté allégeance au mouvement américain Maga. Son programme ? Revenir, comme son père avant lui, dans les valises de l’Oncle Sam, ce qui tient finalement en un slogan : «Make Iran Great Again.»

Le leader de l'opposition iranienne et fils du dernier chah d'Iran, Reza Pahlavi, en conférence de presse à Paris le 23 juin.

Le leader de l'opposition iranienne et fils du dernier chah d'Iran, Reza Pahlavi, en conférence de presse à Paris le 23 juin. (Joël Saget/AFP)

Par Romuald Sciora

Chercheur associé à l'IRIS, directeur de l'Observatoire politique et géostratégique des Etats-Unis

Publié aujourd'hui à 11h15

Il n’est désormais plus possible, sur les plateaux de télévision ou lors des débats publics, d’évoquer la crise iranienne sans entendre psalmodier le nom de Reza Pahlavi. Cela pourrait sembler naturel au vu de l’actualité brûlante que traverse l’Iran ces derniers jours. Pourtant, pour quiconque possède un minimum de mémoire, ce personnage était encore, il y a un an ou deux, considéré comme une figure un peu falote, l’un de ces héritiers de dynasties déchues qui sentent la naphtaline, relégué aux marges de la politique internationale.

Mais voilà que, grâce à une orchestration communicationnelle d’ampleur, menée par ses réseaux et, assurément, par la CIA – même si Donald Trump n’a pas encore adoubé formellement Pahlavi, il faut bien préparer le terrain –, nous nous retrouvons avec un homme qu’on nous présente comme le Charles de Gaulle iranien, le sauveur de sa nation, le père d’un peuple meurtri. On entend même dire que son nom est acclamé par les foules iraniennes. Or, toute source sérieuse indique qu’il ne s’agit que de quelques groupes de manifestants, ici ou là, et que le slogan «ni chah, ni mollahs» résonne bien plus largement dans les rues de Téhéran.

Dans l’ombre de son père défunt

Pour l’avoir brièvement rencontré il y a quelques années, je peux témoigner que Reza Pahlavi n’est pas un homme porteur d’une vision politique ou géopolitique particulière. C’est un individu qui n’a jamais, de près ou de loin, exercé le pouvoir. Un homme qui a fait ses études aux États-Unis, mené une carrière dans les affaires sans éclat, et passé toute sa vie dans l’ombre de son père défunt, à espérer que son heure viendrait.

Un homme aux idées proches de la droite la plus radicale, qui a prêté allégeance au mouvement Maga et qui considère Trump comme «l’un des plus grands présidents américains», «un faiseur de paix», pour reprendre ses propres mots. Un homme qui n’a pour tout projet que de proposer aux Iraniens de le laisser gouverner pendant quelques mois, avec pour objectif d’organiser un référendum afin de savoir si ce peuple, oppressé et martyrisé depuis des décennies, préférerait une monarchie parlementaire – avec, bien entendu, le «roi des rois» à sa tête – ou une république classique, «comme on peut en voir en Occident».

Comme si la population iranienne n’avait pas d’autres priorités : un Etat en totale déliquescence, une crise économique endémique, un chômage massif, des infrastructures effondrées, sans parler de la soif de liberté sans pareille de sa jeunesse. Par quel tour de passe-passe cet individu, fils d’un dictateur dont la police politique, la Savak, fut l’une des pires de la seconde moitié du XXᵉ siècle – responsable de milliers de morts et d’emprisonnements arbitraires –, peut-il se présenter comme le recours, alors qu’il n’a fait qu’encenser l’héritage de son père, sans jamais y porter le moindre regard critique ?

Image de marionnette de l’étranger

En 1986, Reza Pahlavi défendait encore le «tournant autoritaire» du règne de son géniteur, déclarant qu’il était «difficile de ne pas faire d’autoritarisme» face à une «société iranienne dans sa masse illettrée et peu évoluée». Il minimisait les tortures de la Savak, les qualifiant d’exagérations de la presse occidentale. Aujourd’hui, il ose se présenter en champion de la démocratie.

Des investigations récentes ont révélé qu’Israël a mené une vaste campagne d’influence en ligne pour promouvoir Pahlavi. La presse américaine notait en 2025 que les chancelleries européennes le perçoivent comme un pantin des services israéliens. En Iran, il est largement moqué pour son accent yankee et son image de marionnette de l’étranger.

Cet homme, qui n’a jamais vécu l’Iran contemporain ni connu de l’intérieur les aspirations, les fractures et les combats d’une société en quête de liberté depuis le début du XXᵉ siècle, n’est pas le remède pour le pays des Perses. Les geôles iraniennes regorgent d’intellectuels et de figures politiques qui pourraient remplir ce rôle avec bien plus de légitimité. Mais si Donald Trump ne parvient pas à conclure un accord quelconque avec l’Iran – non pas avec le Guide suprême lui-même, mais avec les figures susceptibles d’assurer sa succession au sein du régime en cas de fuite à l’étranger – le joker Pahlavi demeure sa meilleure option. Car ce n’est pas un De Gaulle qui prendrait alors le pouvoir à Téhéran, mais un Pétain – l’antisémitisme en moins – importé par les nouveaux maîtres du pays, ceux-là mêmes qui, en 1953, orchestrèrent le renversement du Premier ministre démocratiquement élu Mohammad Mossadegh pour réinstaller le chah, et qui, hier encore, soutenaient la répression sanglante de son régime.

Tout le programme du petit prince imposteur, destiné à revenir comme papa avant lui dans les valises de l’oncle Sam, tient finalement en un slogan. Un slogan formulé sur Truth Social par l’actuel locataire de la Maison Blanche, qui, confortablement installé derrière le Bureau ovale, attise à distance des manifestants iraniens promis au massacre, et repris à l’unisson par l’entourage de Reza Pahlavi : Make Iran Great Again.

 

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر