بچه شاه پس از شکست سیاست سرمایه گذاری
روی حمله خارجی ، پس از رسوایی سیاسی و اجتماعی در سوئد و ایتالیا و برلین درمیان ایرانیان،
ماهیت فاشیستی خودش را رو کرده و با اتکا به نیروهای ریزشی از بدنه رژیم و جمعی از
عناصر لات و لمپنِ موسوم به شاهاللهی، آنان را با تیشرتهای با آرم «ساواک» به خیابانها
میکشاند، در آغاز خیزش سال ۱۴۰۱نیز تصویر، سردژخیم ساواک و مشاور خود،
«پرویز ثابتی»، را در کنار تصاویر خودش به تظاهرات آورده بود. این اقدام، در پی اعتراض
گسترده مردم ایران، او را وادار به عقبنشینی ساخت تا جایی که ناچار شد ادعا کند وی
مشاور او نیست. در ادامه، تلویزیون «منوتو» نیز مستندی با عنوان «پرویز ثابتی» را
بهوسیله یکی از فیلمسازان وابسته به وزارت اطلاعات که اکنون سلطنت طلب است، به نام
علی حمید، تولید و پخش کرد.
اکنون رضا پهلوی با بهکارگیری شماری از عناصر
اوباش در خیابانهای شهرهای اروپایی، تحت عنوان «ساواک» یا «گارد جاویدان»، عملاً نشان
داده است که، همانند خمینی، با ظاهری فریبنده
ومدعی حقوق بشر، در پی تحقق آرزوهای مبتنی بر سرکوب، خشونت، داغ و درفش، شکنجه و ابزارهایی
چون «آپولو» است.
سازمان ساواک در تاریخ مبارزات مردم ایران ــ
و حتی در روایت رسانههای بینالمللی پیش از انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ ــ بهشدت بدنام بوده و نامش ، همواره
با شکنجه، اعدام، سرکوب و کشتار گره خورده است.
رضا پهلوی باید به خاطر داشته باشد که سردژخیم
ساواک، «پرویز ثابتی»، با چه وضعی از ایران خارج شد؛ تا آنجا که حتی جرأت نداشت با
نام واقعی خود کشور را ترک کند. او خود در خاطراتش پیرامون فرار از ایران در سال ۱۳۵۷ مینویسد:
«من بلیط گرفته بودم که به سوئیس بروم... هواپیمای
ایرانایری بود که ابتدا در رم توقف داشت و سپس به ژنو میرفت... هنگامی که خدمه به
بررسی بلیطها پرداختند، به من رسیدند و گفتند چرا نام روی بلیط با نام شما مطابقت
ندارد... مدتی در نگرانی و تردید بهسر میبردم... ناگهان هواپیما به حرکت درآمد.»
پیش از آن نیز رئیس ثابتی جنایتکار، ارتشبد نصیری،
رئیس ساواک، در خرداد ۱۳۵۷از سمت خود برکنار و بهعنوان سفیر به پاکستان اعزام شد؛
اما خشم عمومی نسبت به ساواک چنان گسترده بود که محمدرضا شاه در ۱۷ آبان همان سال ناگزیر شد وی را فراخوانده
و در زندان پادگان جمشیدیه زندانی کند، شاید اندکی از خشم افکار عمومی بکاهد و چند
صباحی بر عمر ننگین حکومت خود بیفزاید.
سرانجام در ۲۶ دی ۱۳۵۷، خود شاه نیز در برابر خشم
فزاینده مردم، علیرغم توصیه برخی مقامات نظامی مبنی بر ماندن در کشور، با خفت و خواری،
فرار را بر قرار ترجیح داد. اکنون همان جریان، با نمادسازی از «ساواک»، در خیابانها
ظاهر میشود. بیتردید سرنوشت عاملان شکنجه و سرکوب، چه در قالب حکومت پیشین و چه در
هر شکل و عنوان دیگری، از سرنوشت افرادی چون تهرانی، کمالی و دیگران عبرتآموزتر نخواهد
بود.
بیشک چنین حرکتهای سخیف و ننگینی، بیش از پیش
ماهیت واقعی رضا پهلوی، جریان سلطنتطلب و ادعاهای آنان درباره دموکراسیخواهی را برای
مردم ایران آشکار کرده و با محکومیت شدید افکار عمومی مواجه خواهد شد. کشورهای دموکراتیک
، سازمانهای حقوق بشری ، باید این گونه حرکت های سازمانیافته رضا پهلوی را محکوم کرده
و از کشورهای اروپایی بخواهند که افرادی که درکشورهای اروپایی تی شرت ساواک برنامه
را به تن میکنند را از کشورهای اتحادیه اروپا اخراج نمایند .
#مرگ_بر_ستمگر_چه_شاه_ب
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر