به مهمانی خندههایتان
کنون که قطار آزادتان
مزبله زمان خفتگان را
به کلامتان هوشیار میکند
آری... .
آری مردن نه سزاست
که جاودانگی است
که ما را، شما را به واحهای چند
میبوسد و میآرمت
ای یگانه ما و شما
اینک خندههاتان خنجر است
به کهن سینه خدا خوانده خدایان
به کین محالهای بیانتها
که دوختهاند بر دوشهایمان
و عشق فراغتی است
که میخنداند
(در این حجمه مرده جبر بر دوشها)
هان رسولان عشق
قطار به سوت خندههاتان میرود
و حسرت
یگانه واژه ایست به چشمان ابلیس
بر بیناییتان در این غبارکده
و ما بیچرا و با چراهامان
بیصدا و با صداهامان
بینگاه و با نگاه هامان میخندیم
بهعطر ِدار چین به قطار ِبی انتها به
ضرب ِ آزادی
#کلیپ
@mojahedin_org
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر