۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

سروده زندانی سیاسی محمد حسنی از زندان مرکزی کرج - به یاد سربه‌داران

 

به مهمانی خنده‌هایتان

کنون که قطار آزادتان

مزبله زمان خفتگان را

به کلامتان هوشیار می‌کند

آری... .

آری مردن نه سزاست

که جاودانگی است

که ما را، شما را به واحه‌ای چند

می‌بوسد و می‌آرمت

ای یگانه ما و شما

اینک خنده‌هاتان خنجر است

به کهن سینه خدا خوانده خدایان

به کین محال‌های بی‌انتها

که دوخته‌اند بر دوش‌هایمان

و عشق فراغتی است

که می‌خنداند

(در این حجمه‌ مرده جبر بر دوش‌ها)

هان رسولان عشق

قطار به سوت خنده‌هاتان می‌رود

و حسرت

یگانه واژه ایست به چشمان ابلیس

بر بینایی‌تان در این غبارکده

و ما بی‌چرا و با چراهامان

بی‌صدا و با صداهامان

بی‌نگاه و با نگاه هامان می‌خندیم

به‌عطر ِدار چین به قطار ِبی انتها به ضرب ِ آزادی

#کلیپ

@mojahedin_org

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر