آخر و عاقبت دیکتاتوری پهلوی- از ایکس:
رضا پهلوی، شاهزادهای از آغاز تا پایان، برساخته رسانه و عملیات روانی
سالها تلاش شد از رضا پهلوی تصویری
ساخته شود شبیه یک آلترناتیو ملی و رهبر آینده ایران ، اما هرچه زمان گذشت بیشتر روشن
شد که بخش مهمی از این تصویر نه برخاسته از بدنه واقعی جامعه ایران، بلکه نتیجه عملیات
رسانهای ، ترندسازی مصنوعی و حمایت خارجی بوده است.
هاآرتص و Citizen Lab از شبکهای از اکانت های جعلی فارسی
زبان پرده برداشتند که با تصاویر ساخته شده توسط هوش مصنوعی ، دیپ فیک و هویت های فیک
برای تبلیغ رضا پهلوی و بازگشت سلطنت فعالیت میکردند. اکانت هایی که خود را مردم عادی
ایران جا میزدند اما در عمل بخشی از یک عملیات هماهنگ رسانهای بودند.
لو فیگارو گزارش داد هزاران حساب فیک
، صدها میلیون توییت و میلیاردها لایک تولید کردهاند تا هشتگ های سلطنت طلبانه را
مصنوعی ترند کنند و توهم حمایت گسترده بسازند. یعنی چیزی که به عنوان موج مردمی نمایش
داده میشد ، در بخش مهمی حاصل بات ، شبکه های هماهنگ و بزرگنمایی رسانه ای بود.
همزمان ، فعالیت این شبکه ها دقیقاً
در مقاطع حملات اسرائیل و تنش های امنیتی شدت گرفت ، تا جایی که
Citizen Lab به
هماهنگی مشکوک این عملیات اشاره کرد. یعنی پروژهای که مدعی نجات ایران بود ، عملاً
در فضای جنگ روانی منطقهای تعریف میشد.
در کنار این ، رسانه هایی مثل منوتو
و بعدها ایران اینترنشنال سالها به صورت سنگین روی برندسازی چهره رضا پهلوی کار کردند.
از پوشش نامتوازن ، دعوت مکرر ، قهرمان سازی رسانهای و برجسته سازی دائمی گرفته تا
تبدیل کردن او به محور اصلی اپوزیسیون ، بدون آنکه وزن واقعی تشکیلاتی و اجتماعی متناسبی
در داخل ایران وجود داشته باشد. منتقدان میگویند این رسانهها عملاً نقش ماشین روابط
عمومی پروژه پهلوی را بازی کردند.
از آن طرف ، پروژه توافق کوروش ، نزدیکی
آشکار به نتانیاهو ، حمایت از گسترش توافق ابراهیم و همسویی با پروژه های ژئوپلیتیک
اسرائیل ، این تصور را تقویت کرد که این جریان بیش از آنکه بر جامعه ایران تکیه داشته
باشد ، به حمایت خارجی و اتاق عملیات رسانهای وابسته است.
حتی نظرسنجی های GAMAAN
هم نشان میدادند
با وجود دیده شدن زیاد رضا پهلوی در فضای رسانهای ، اکثریت جامعه هنوز جمهوری سکولار
را به سلطنت ترجیح میدهند و جریان سلطنت طلب فاقد سازماندهی گسترده و ریشه دار داخل
کشور است.
آخرش چه ماند؟
آلترناتیوی که قرار بود از دل مردم بیرون
بیاید ، بیشتر شبیه پروژهای بادشده با بات ، دیپ فیک ، پروپاگاندا ، رسانه های همسو
و عملیات روانی از آب درآمد. برندی رسانهای که صدایش در توییتر و استودیوها بلندتر
از خیابان های واقعی ایران بود.
منابع : هاآرتص ، Citizen Lab ، لو فیگارو ، Jerusalem Post ، GAMAAN.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر