۱۴۰۵ مهر ۹, پنجشنبه

داستان کفن دزد «رژیم سلطنت پهلوی» و فرزندش «رژیم تروریست-غارتگر اسلامی»

روزی یک کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت ای پدر امرت چیست ؟

پدر بگفت:پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی بدنبالم بود اکنون که در بستر مرگم و فرشتهءمرگ را نزدیک حس میکنم بار این نفرین بیش از پیش بردوشم سنگینی میکند.از تو میخواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند. ..حالا حکایت «موشقوا»مجتبی خامنه‌ای  است که می‌گوید: دوران شاهنشاهی تمام شده و دیگر تکرار نخواهد شد. و

«بی  …اینترنشنال»: پس چرا در خیابان برایش شعار جاوید_شاه سر می‌دهند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر