۱۳۹۹ اردیبهشت ۶, شنبه
درگذشت اشرفنشان پاکباز و حامی دیرپای مجاهدین معصومه جوشقانی در پاریس - پیام تسلیت خانم مریم رجوی
خانم معصومه جوشقانی، زندانی سیاسی مقاوم در رژیم آخوندی، نویسنده کتاب «شورانگیز»، از اعضای گروه استادان متعهد دانشگاهها و مدارس عالی، یار دیرین اشرفنشان که ۵ دهه در کنار همسرش دکتر محمدعلی شیخی مسئول کمیسیون دانشگاهها در شورای ملی مقاومت، یار و یاور مجاهدین و مقاومت ایران بود، صبح شنبه ۶ اردیبهشت در اثر بیماری سرطان در پاریس به دیار رفیق اعلا پرکشید.
معصومه جوشقانی که متولد سال۱۳۲۹در تهران و فارغالتحصیل دانشکده پرستاری بود، در سال ۱۳۵۲ با خواندن زندگینامه و دفاعیات مجاهد قهرمان مهدی رضایی در بیدادگاه شاه با نام سازمان مجاهدین آشنا شد و به حمایت از مبارزه با دیکتاتوری برخاست و در تظاهرات و قیامهای ضدسلطنتی شرکت داشت.
پس از انقلاب و سرقت آن توسط خمینی دجال، در صفوف هواداران مجاهدین در نبرد با ارتجاع و انحصار طلبی و مبارزه با استبداد دینی فعالیت داشت و درسال ۵۸درجلساتی که با شرکت استادان در دانشگاه در حمایت از کاندیداتوری مسعود رجوی برپا میشد تلاش می کرد.
در قیام مردم تهران در۳۰خرداد ۱۳۶۰ وقتی تظاهرات مسالمتآمیز بیش از نیم میلیون نفر از مردم تهران بهفرمان خمینی جلاد بهخاک و خون کشیده شد، او که پرستار بیمارستان هزار تختخوابی تهران بود، تمامی امکانات و اتاقهای عمل این بیمارستان را برای مداوای مجروحان آماده و همه پزشکان و کادر درمانی فعال کرد. هنگامیکه پاسداران جنایتکار برای ربودن مجروحان و انتقال آنان به قتلگاه اوین وارد بیمارستان شدند، معصومه در مقابل آنها ایستاد و از ورود آنها به اتاق عمل جلوگیری کرد. در روزهای پس از ۳۰خرداد خانه و تمامی امکاناتش را در اختیار مجاهدین قرار داد. سرانجام در ادامه همین فعالیتها در سال۱۳۶۱ دستگیر شد و بهمدت دو سال در زندانها و شکنجهگاههای خمینی بهسر برد.
هم بندان معصومه، همواره از روحیه سرزنده و رزمنده او سخن میگویندکه تا آخرین روزهای حیاتش در او موج میزد. او با چنان شور و انگیزش از قهرمانان شهیدی همچون شکر محمد زاده و دکتر معصومه کریمیان (شورانگیز) سخن میگفت که هر شنونده ای را جذب خودش میکرد.
او در ابتدای کتاب خاطراتش از زندان که اسم شورانگیز بر آن گذاشته است می نویسد: «در زندگی ناخشنودیهایی پیش می آید که در آن نعمتهایی نهفته است که تو از آن بی خبری، زندان یکی از آن موارد است که برای من نعمت شناخت انسان را بوجود آورد. انسانهایی فرشته صفت که اوج زیبایی خلقت را در آنها میدیدی و انسان نماهای دیو صفت اشباع شده از زشتیها.... این کتاب را تقدیم میکنم به دوست عزیزم شورانگیز(دکترمعصومه کریمیان) یکی از سمبلهای مقاومت در مقابل شکنجه های وحشیانه و از سربداران تابستان تبدار ۱۳۶۷».
معصومه پس از خروج از کشور در دوران تبعید نیز علیرغم همه فشارها و مشکلات زندگی، همواره به فعالیتهایش در کارزارهای مقاومت ادامه داد و در هرفرصتی به افشای جنایات و شکنجه های دژخیمان رژیم آخوندی در زندانها و گرامیداشت خاطره شهیدان هم بند خود می پرداخت.
در جریان کودتای ننگین ۱۷ ژوئن، او بلافاصله خود را به اور رساند و تا روز آزادی دستگیرشدگان در تحصن و تظاهرات شرکت داشت، در مقابله با لیست تروریستی در صحنه مقدم بود و در دوران پایداری مجاهدین در اشرف ولیبرتی، معصومه جوشقانی از حامیان فعال اشرفیها در سلسله تظاهرات و گردهماییها و تحصنها بود. او خودش بارها میگفت همه روح و روانم نزد مجاهدان اشرفی است بخصوص خواهران هم بندم که به آنها عشق می ورزید.
پس از انقلاب و سرقت آن توسط خمینی دجال، در صفوف هواداران مجاهدین در نبرد با ارتجاع و انحصار طلبی و مبارزه با استبداد دینی فعالیت داشت و درسال ۵۸درجلساتی که با شرکت استادان در دانشگاه در حمایت از کاندیداتوری مسعود رجوی برپا میشد تلاش می کرد.
در قیام مردم تهران در۳۰خرداد ۱۳۶۰ وقتی تظاهرات مسالمتآمیز بیش از نیم میلیون نفر از مردم تهران بهفرمان خمینی جلاد بهخاک و خون کشیده شد، او که پرستار بیمارستان هزار تختخوابی تهران بود، تمامی امکانات و اتاقهای عمل این بیمارستان را برای مداوای مجروحان آماده و همه پزشکان و کادر درمانی فعال کرد. هنگامیکه پاسداران جنایتکار برای ربودن مجروحان و انتقال آنان به قتلگاه اوین وارد بیمارستان شدند، معصومه در مقابل آنها ایستاد و از ورود آنها به اتاق عمل جلوگیری کرد. در روزهای پس از ۳۰خرداد خانه و تمامی امکاناتش را در اختیار مجاهدین قرار داد. سرانجام در ادامه همین فعالیتها در سال۱۳۶۱ دستگیر شد و بهمدت دو سال در زندانها و شکنجهگاههای خمینی بهسر برد.
هم بندان معصومه، همواره از روحیه سرزنده و رزمنده او سخن میگویندکه تا آخرین روزهای حیاتش در او موج میزد. او با چنان شور و انگیزش از قهرمانان شهیدی همچون شکر محمد زاده و دکتر معصومه کریمیان (شورانگیز) سخن میگفت که هر شنونده ای را جذب خودش میکرد.
او در ابتدای کتاب خاطراتش از زندان که اسم شورانگیز بر آن گذاشته است می نویسد: «در زندگی ناخشنودیهایی پیش می آید که در آن نعمتهایی نهفته است که تو از آن بی خبری، زندان یکی از آن موارد است که برای من نعمت شناخت انسان را بوجود آورد. انسانهایی فرشته صفت که اوج زیبایی خلقت را در آنها میدیدی و انسان نماهای دیو صفت اشباع شده از زشتیها.... این کتاب را تقدیم میکنم به دوست عزیزم شورانگیز(دکترمعصومه کریمیان) یکی از سمبلهای مقاومت در مقابل شکنجه های وحشیانه و از سربداران تابستان تبدار ۱۳۶۷».
معصومه پس از خروج از کشور در دوران تبعید نیز علیرغم همه فشارها و مشکلات زندگی، همواره به فعالیتهایش در کارزارهای مقاومت ادامه داد و در هرفرصتی به افشای جنایات و شکنجه های دژخیمان رژیم آخوندی در زندانها و گرامیداشت خاطره شهیدان هم بند خود می پرداخت.
در جریان کودتای ننگین ۱۷ ژوئن، او بلافاصله خود را به اور رساند و تا روز آزادی دستگیرشدگان در تحصن و تظاهرات شرکت داشت، در مقابله با لیست تروریستی در صحنه مقدم بود و در دوران پایداری مجاهدین در اشرف ولیبرتی، معصومه جوشقانی از حامیان فعال اشرفیها در سلسله تظاهرات و گردهماییها و تحصنها بود. او خودش بارها میگفت همه روح و روانم نزد مجاهدان اشرفی است بخصوص خواهران هم بندم که به آنها عشق می ورزید.
پیام تسلیت خانم مریم رجوی
به روان پاک معصومه جوشقانی و «شور و شوقاش برای آزادی و مقاومت» درود!
معصومه جوشقانی، خواهر عزیزم، از زندانیان شکنجهشده در زندانهای خمینی، یار غمخوار مجاهدین و مقاومت ایران رستگار شد. بهروان پاکش درود که مدافع صدیق مجاهدین و آرمان رهاییبخش این جنبش بود و تمام عمرش با خدمات بیشائبهاش بهمقاومت ایران همراه بود.
معصومه درکتاب خاطرات خود نوشته است که در زندان از نعمت شناخت انسان برخوردار شده و از انسانهای فرشتهصفتی یاد میکند که اوج زیبایی خلقت را در آنها میدیدی.
راستی که خود او در زمره همین انسانها بود. در زمره زنان شجاعی که در حاکمیت یک استبداد دینی زنستیز، مرزهای اسارت و تبعیض و سرکوب علیه زنان را در نوردید و در برابر آخوندها بهپاخاست،
و در زمره انسانهای والایی که زندگی حقیقی را در ایفای مسئولیت انسانی و مبارزاتی خود برای رهایی مردم ایران یافتهاند تا چنانکه خود او گفته است: «شور و شوق آزادی و زندگی و مقاومت را در همه انسانهای آزاده زنده نگه دارد».
چنین بود که گذشت زمان و سپری شدن ایام و سالیان پس از دوره اسارت در زندان و شکنجهگاههای خمینی،
هرگز میان او و آن مقاومت حماسی فاصلهیی نینداخت. او به راستی از سمبلهای مقاومت و ایستادگی الهام میگرفت.
فقدان دریغانگیزش را به دکتر محمدعلی شیخی مسئول کمیسیون دانشگاهها در شورای ملی مقاومت و به مریم و سارا و آمیتیس عزیزم که چنین مادر والایی را از دست دادهاند و اکنون باید جای او را برای ما پرکنند و همچنین به همه مجاهدین و خانواده مقاومت تسلیت میگویم.
همه مجاهدین و اعضای مقاومت خود را در غم و اندوه دکتر شیخی سهیم میدانند. براستی که ۴۰ سال همسنگری بیوقفه او با مسعود در شورای ملی مقاومت و مواضع راسخش در دفاع از اصول و مرزبندیهای شورایی آموزنده و تحسینبرانگیز بوده است.
معصومه جوشقانی از یاد نخواهد رفت. خوبی و پاکی و پایداریاش بخشی از وجدان این جنبش است و فقدانش بر تعهد و مسئولیت همه اعضای این مقاومت برای بهثمر رساندن نبرد آزادی میافزاید
بیشک شمع وجود او و همه یارانی که در این پایداری پرکشیدند، همیشه روشن میماند و در مبارزه مردم و مقاومت ایران تا روز آزادی و پیروزی شعله میکشد.
به روان پاک معصومه جوشقانی و «شور و شوقاش برای آزادی و مقاومت» درود!
معصومه جوشقانی، خواهر عزیزم، از زندانیان شکنجهشده در زندانهای خمینی، یار غمخوار مجاهدین و مقاومت ایران رستگار شد. بهروان پاکش درود که مدافع صدیق مجاهدین و آرمان رهاییبخش این جنبش بود و تمام عمرش با خدمات بیشائبهاش بهمقاومت ایران همراه بود.
معصومه درکتاب خاطرات خود نوشته است که در زندان از نعمت شناخت انسان برخوردار شده و از انسانهای فرشتهصفتی یاد میکند که اوج زیبایی خلقت را در آنها میدیدی.
راستی که خود او در زمره همین انسانها بود. در زمره زنان شجاعی که در حاکمیت یک استبداد دینی زنستیز، مرزهای اسارت و تبعیض و سرکوب علیه زنان را در نوردید و در برابر آخوندها بهپاخاست،
و در زمره انسانهای والایی که زندگی حقیقی را در ایفای مسئولیت انسانی و مبارزاتی خود برای رهایی مردم ایران یافتهاند تا چنانکه خود او گفته است: «شور و شوق آزادی و زندگی و مقاومت را در همه انسانهای آزاده زنده نگه دارد».
چنین بود که گذشت زمان و سپری شدن ایام و سالیان پس از دوره اسارت در زندان و شکنجهگاههای خمینی،
هرگز میان او و آن مقاومت حماسی فاصلهیی نینداخت. او به راستی از سمبلهای مقاومت و ایستادگی الهام میگرفت.
فقدان دریغانگیزش را به دکتر محمدعلی شیخی مسئول کمیسیون دانشگاهها در شورای ملی مقاومت و به مریم و سارا و آمیتیس عزیزم که چنین مادر والایی را از دست دادهاند و اکنون باید جای او را برای ما پرکنند و همچنین به همه مجاهدین و خانواده مقاومت تسلیت میگویم.
همه مجاهدین و اعضای مقاومت خود را در غم و اندوه دکتر شیخی سهیم میدانند. براستی که ۴۰ سال همسنگری بیوقفه او با مسعود در شورای ملی مقاومت و مواضع راسخش در دفاع از اصول و مرزبندیهای شورایی آموزنده و تحسینبرانگیز بوده است.
معصومه جوشقانی از یاد نخواهد رفت. خوبی و پاکی و پایداریاش بخشی از وجدان این جنبش است و فقدانش بر تعهد و مسئولیت همه اعضای این مقاومت برای بهثمر رساندن نبرد آزادی میافزاید
بیشک شمع وجود او و همه یارانی که در این پایداری پرکشیدند، همیشه روشن میماند و در مبارزه مردم و مقاومت ایران تا روز آزادی و پیروزی شعله میکشد.


کنفرانس ویدئویی در پاریس: بحران کرونا در ایران، محکومیت عملکرد مجرمانه آخوندها
روز چهارشنبه سوم اردیبهشت۹۹(۲۲ آوریل) یک کنفرانس ویدئویی در فرانسه با حضور شماری از پارلمانترها، شهرداران، وکلا، مدافعان حقوق بشر و اعضا و حامیان مقاومت ایران برگزار شد.
دراین کنفرانس فرانسوا لوگاره شهردار منطقه یک پاریس، یانیک فاونیک نماینده پارلمان فرانسه و نایب رئیس کمیته پارلمانی برای یک ایران دمکراتیک،ژرار لوتوننایب رییس سندیکای دانشگاهیان فرانسه، ژرار وسپیر، پژوهشگر در بنیاد مطالعات خاورمیانه، سیلوی فاسیه شهردار پیشین لوپن، پیر برسی رئیس حقوق بشر نوین فرانسه و هم چنین بهزاد نظیری، حمیدرضا طاهرزاده و نادر نوری درباره پنهانکاری و عملکرد مجرمانه آخوندها، سیاست جنایتکارانه بازگشایی مشاغل در شرایط شیوع گسترده کرونا و ه پیرامون وضعیت وخیم زندانها و ضرورت ازادی بی قید وشرط زندانیان به ویژه زندانیان سیاسی، سخنرانی کردند.
سخنان ژان فرانسوا لوگاره شهردار منطقه یک پاریس
با سلام به همه
چرا از ایران باید از ایران صحبت کرد؟ چرا که ایران از اولین کشورهای بود که توسط این پاندمی مورد تهاجم واقع شد. بعد هم ایران به این دلیل که ایران پس از یک سری وقایع غم انگیز مستمر مورد آسیب این ویروس قرار گرفت. یعنی سرکوب و کشتار، اعمال دهشناک این رژیم که ضد شرف و انسانیت بود و این پاندمی به بدبختی مردم ایران افزود و این باعث میشود که ابعاد فاجعه بار بیشتری به این مسئله بدهد. دومین مسئله این است که یک بار دیگر رژیم آخوندها بدلیل اینکه فرهنگ و سیستمش اینگونه است، میخواست روی دروغگویی و پخش اخبار جعلی تکیه کند. یعنی عدم قبول واقعیت و ادعای اینکه این پاندمی یک توطئه بین المللی است. قبول نکرد آمار درست بدهد و باین شکل مانع اقدامات پیشگیرانه دربرابر این بیماری همه گیر، شد.
با این اقدامات رژیم ایران چهره واقعی خود را که یک چهره غیر انسانی، دیکتاتوری و دروغگو میباشد، نشان داد. این رژیم تلاش کرد بگوید چنین پاندمی وچود ندارد و یک چیز خیالی است یک توطئه است که باعث تاخیر در انجام همه اقدامات پیشگیرانه لازم شد اقداماتی که میتوانست باعث نجات هزاران انسان بشود. باین خاطر است که ما آنرا محکوم میکنیم چرا که اثبات میکند که این رژیم، رژیمی است بی کفایت خصوصا زمانی که باید با یک وضعیت وحشتناک و بی سابقه مقابله کند. و نشان داد که قادر نیست در چنین شرایطی اقدام مناسبی صورت دهد.
سخنان یانیک فاونک – نماینده پارلمان فرانسه - معاون کمیته پارلمانی برای یک ایران دمکراتیک
سلام بر همه شما،
من از حضور در این جلسه بسیار خوشحالم
همه ما شاهد این موضوع بعد از واکنش اولیه رژیم در جهت انکار واقعیت شیوع ویروس در کشور ایران و عدم اتخاذ اقدامات لازم برای محافظت از جمعیت بودیم. رژیم ایران اکنون با اشاره به ارقام کم در مقابل آمار واقعی در رابطه با این اپیدمی در ایران، ما را بازی می دهد.
در کمیته پارلمانی برای یک ایران دموکراتیک، بسیار نگران سلامتی و امنیت مردم ایران هستیم. همین نگرانی را همچنین برای کادر پزشکی در ایران داریم.
در کمیته پارلمانی برای یک ایران دموکراتیک، ما همچنین می خواهیم نسبت به وضعیت زندانهای ایران، جایی که یک سرکوب مرگبار در آن رخ داده است، هشدار دهیم. ۳۰-۴۰ زندانی، شاید هم بیشتر، در اثر تیراندازی و ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی جان باختند. تنها تقصیر آنها شورش در برابر شرایط بهداشتی ناگوار حاکم بر زندانهای پر ازدحام بود. برخی از بازداشت شدگان مشکل دسترسی به آب دارند، صابون ندارند، قادر به رعایت فاصله گذاری اجتماعی نیستند.
به همین دلیل کمیته پارلمانی ما در این باره به دبیرکل سازمان ملل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل هشدار داده است. برای این رژیم، قبول مداخله سازمان های غیردولتی دشوار است، زیرا پذیرفتن حضور آنها به این معنی خواهد بود که رژیم ایران عمق فاجعه بهداشتی که ایران با آن روبرو است، را باید به رسمیت بشناسد.
این امر به جهانیان نشان داد که این نتیجه اولویت دادن چندین دهه به پشتیبانی از جنگهای منطقه ای و تروریسم به جای رسیدگی به نیازهای مردم است. بنابراین رژیم ایران برای پنهان کردن کاستی ها و تصمیمات غیرقابل قبولش، سعی دارد از این فاجعه بهرهبرداری سیاسی کند و مسئولیت خود را بر عهده دیگران قرار بدهد.
در پایان اظهاراتم، طبیعتاً دوست دارم به مردم ایران حمایتم را ابراز کنم و از حمایت کل کمیته پارلمانی مان به آنها اطمینان بدهم.
ما به یک ایران دموکراتیک که به فکر سلامتی مردم ایران و پیشرفت آنهاست اعتقاد داریم.
ما مردم ایران را تحسین می کنیم که روشن، نیرومند و مقاوم هستند.
شما می توانید روی ما حساب کنید که همیشه در کنارتان خواهیم بود،
با تشکر از شما
سخنان ژرار لوتون - نایب رییس سندیکای دانشگاهیان فرانسه
آیا میدانید چه کسی گفت، "کروناویروس در مقایسه با بسیاری دیگر از مشکلات، موضوعی جزئی است و نباید توجه را از توطئه های دشمنان ما منحرف کرد؟ این ولی فقیه رژیم بود که در تاریخ ۹ آوریل برای توجیه بازگشت به وضعیت به اصطلاح "عادی" آنرا بیان کرد.
در واقع رژیم از یک بحران اجتماعی می ترسد که می تواند به سقوط آن منجر شود. این رژیم، پول کشور را در برنامه جنگ و برنامه موشکی بالستیک خود بلعیده است. اگر رژیم مانند سایر کشورها، می خواست مردم را در خانه خود قرنطینه کند، باید به آنها کمک مالی می کرد.
اما رژیم از دست زدن به بودجه سپاه پاسداران یا ولی فقیه که دارای صدها میلیارد دلار سرمایه هستند، خودداری می کند.
پس چگونه جلوی مردم ناامید و گرسنه را برای قیام میگیرند؟ با اعلام بازگشت به وضعیت عادی که یک خطر جدی زیانبار انسانی را در بردارد.
اما این رژیم برای حفظ خود، صدها هزار نفر را قربانی می کند و ناتوانی خود در مدیریت بحران اپیدمی را نشان می دهد.
در این شرایط، جامعه جهانی باید بین مردم ایران و رژیم حاکم تفاوت قائل شود. قیامهای اخیر وجود رژیم را زیر سوال برده است. بنابراین، بیایید به مردم ایران کمک کنیم. دموکراسی های غربی بجای آنکه بخواهند این رژیم متعصب و سرکوبگر را نجات دهند؛ وظیفه دارند که بسوی نیروهای مخالف رژیم و مشخصا در گام اول با مقاومت ایران، دست دراز کنند و از پروژه یک ایران آزاد حمایت کنند.
سخنان ژان فرانسوا لوگاره شهردار منطقه یک پاریس
با سلام به همه
چرا از ایران باید از ایران صحبت کرد؟ چرا که ایران از اولین کشورهای بود که توسط این پاندمی مورد تهاجم واقع شد. بعد هم ایران به این دلیل که ایران پس از یک سری وقایع غم انگیز مستمر مورد آسیب این ویروس قرار گرفت. یعنی سرکوب و کشتار، اعمال دهشناک این رژیم که ضد شرف و انسانیت بود و این پاندمی به بدبختی مردم ایران افزود و این باعث میشود که ابعاد فاجعه بار بیشتری به این مسئله بدهد. دومین مسئله این است که یک بار دیگر رژیم آخوندها بدلیل اینکه فرهنگ و سیستمش اینگونه است، میخواست روی دروغگویی و پخش اخبار جعلی تکیه کند. یعنی عدم قبول واقعیت و ادعای اینکه این پاندمی یک توطئه بین المللی است. قبول نکرد آمار درست بدهد و باین شکل مانع اقدامات پیشگیرانه دربرابر این بیماری همه گیر، شد.
با این اقدامات رژیم ایران چهره واقعی خود را که یک چهره غیر انسانی، دیکتاتوری و دروغگو میباشد، نشان داد. این رژیم تلاش کرد بگوید چنین پاندمی وچود ندارد و یک چیز خیالی است یک توطئه است که باعث تاخیر در انجام همه اقدامات پیشگیرانه لازم شد اقداماتی که میتوانست باعث نجات هزاران انسان بشود. باین خاطر است که ما آنرا محکوم میکنیم چرا که اثبات میکند که این رژیم، رژیمی است بی کفایت خصوصا زمانی که باید با یک وضعیت وحشتناک و بی سابقه مقابله کند. و نشان داد که قادر نیست در چنین شرایطی اقدام مناسبی صورت دهد.
سخنان یانیک فاونک – نماینده پارلمان فرانسه - معاون کمیته پارلمانی برای یک ایران دمکراتیک
سلام بر همه شما،
من از حضور در این جلسه بسیار خوشحالم
همه ما شاهد این موضوع بعد از واکنش اولیه رژیم در جهت انکار واقعیت شیوع ویروس در کشور ایران و عدم اتخاذ اقدامات لازم برای محافظت از جمعیت بودیم. رژیم ایران اکنون با اشاره به ارقام کم در مقابل آمار واقعی در رابطه با این اپیدمی در ایران، ما را بازی می دهد.
در کمیته پارلمانی برای یک ایران دموکراتیک، بسیار نگران سلامتی و امنیت مردم ایران هستیم. همین نگرانی را همچنین برای کادر پزشکی در ایران داریم.
در کمیته پارلمانی برای یک ایران دموکراتیک، ما همچنین می خواهیم نسبت به وضعیت زندانهای ایران، جایی که یک سرکوب مرگبار در آن رخ داده است، هشدار دهیم. ۳۰-۴۰ زندانی، شاید هم بیشتر، در اثر تیراندازی و ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی جان باختند. تنها تقصیر آنها شورش در برابر شرایط بهداشتی ناگوار حاکم بر زندانهای پر ازدحام بود. برخی از بازداشت شدگان مشکل دسترسی به آب دارند، صابون ندارند، قادر به رعایت فاصله گذاری اجتماعی نیستند.
به همین دلیل کمیته پارلمانی ما در این باره به دبیرکل سازمان ملل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل هشدار داده است. برای این رژیم، قبول مداخله سازمان های غیردولتی دشوار است، زیرا پذیرفتن حضور آنها به این معنی خواهد بود که رژیم ایران عمق فاجعه بهداشتی که ایران با آن روبرو است، را باید به رسمیت بشناسد.
این امر به جهانیان نشان داد که این نتیجه اولویت دادن چندین دهه به پشتیبانی از جنگهای منطقه ای و تروریسم به جای رسیدگی به نیازهای مردم است. بنابراین رژیم ایران برای پنهان کردن کاستی ها و تصمیمات غیرقابل قبولش، سعی دارد از این فاجعه بهرهبرداری سیاسی کند و مسئولیت خود را بر عهده دیگران قرار بدهد.
در پایان اظهاراتم، طبیعتاً دوست دارم به مردم ایران حمایتم را ابراز کنم و از حمایت کل کمیته پارلمانی مان به آنها اطمینان بدهم.
ما به یک ایران دموکراتیک که به فکر سلامتی مردم ایران و پیشرفت آنهاست اعتقاد داریم.
ما مردم ایران را تحسین می کنیم که روشن، نیرومند و مقاوم هستند.
شما می توانید روی ما حساب کنید که همیشه در کنارتان خواهیم بود،
با تشکر از شما
سخنان ژرار لوتون - نایب رییس سندیکای دانشگاهیان فرانسه
آیا میدانید چه کسی گفت، "کروناویروس در مقایسه با بسیاری دیگر از مشکلات، موضوعی جزئی است و نباید توجه را از توطئه های دشمنان ما منحرف کرد؟ این ولی فقیه رژیم بود که در تاریخ ۹ آوریل برای توجیه بازگشت به وضعیت به اصطلاح "عادی" آنرا بیان کرد.
در واقع رژیم از یک بحران اجتماعی می ترسد که می تواند به سقوط آن منجر شود. این رژیم، پول کشور را در برنامه جنگ و برنامه موشکی بالستیک خود بلعیده است. اگر رژیم مانند سایر کشورها، می خواست مردم را در خانه خود قرنطینه کند، باید به آنها کمک مالی می کرد.
اما رژیم از دست زدن به بودجه سپاه پاسداران یا ولی فقیه که دارای صدها میلیارد دلار سرمایه هستند، خودداری می کند.
پس چگونه جلوی مردم ناامید و گرسنه را برای قیام میگیرند؟ با اعلام بازگشت به وضعیت عادی که یک خطر جدی زیانبار انسانی را در بردارد.
اما این رژیم برای حفظ خود، صدها هزار نفر را قربانی می کند و ناتوانی خود در مدیریت بحران اپیدمی را نشان می دهد.
در این شرایط، جامعه جهانی باید بین مردم ایران و رژیم حاکم تفاوت قائل شود. قیامهای اخیر وجود رژیم را زیر سوال برده است. بنابراین، بیایید به مردم ایران کمک کنیم. دموکراسی های غربی بجای آنکه بخواهند این رژیم متعصب و سرکوبگر را نجات دهند؛ وظیفه دارند که بسوی نیروهای مخالف رژیم و مشخصا در گام اول با مقاومت ایران، دست دراز کنند و از پروژه یک ایران آزاد حمایت کنند.
۱۳۹۹ اردیبهشت ۴, پنجشنبه
آمار جانگداز قربانیان کرونا در ۲۹۶شهر بیش از ۳۴۲۰۰نفر است
شورای ملی مقاومت ایران
شروع موج جدیدی از کرونا
بهویژه در تهران و خوزستان دو هفته بعد از فرستادن زحمتکشان به قتلگاه کرونا توسط
خامنهای و روحانی
رئیس ستاد کرونا تصریح
کرد مراجعات روز چهارشنبه به بخشهای بهداشتی و درمانی در تهران ۶۳۹۰نفر بوده است
سازمان مجاهدین خلق ایران
بعدازظهر امروز، پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۹ اعلام کرد آمار جانگداز جانباختگان
فاجعه کرونا در ۲۹۶شهر ایران از ۳۴۲۰۰نفر بیشتر شده است. شمار قربانیان
در بوشهر به ۳۲۵نفر، در تهران به ۵۸۱۵نفر، در چهارمحال و بختیاری به ۲۸۹نفر، در خوزستان به ۱۶۰۵نفر، در سیستان و
بلوچستان به ۵۳۵نفر، در قزوین به ۴۳۵نفر، در کردستان به ۵۳۰نفر، در گلستان به ۱۱۰۵نفر، در لرستان به ۷۷۰نفر و در مازندران به ۲۲۲۰نفر رسیده است. آمار سایر
استانها به این ارقام افزوده میشود.
به گزارش کادرهای درمانی
در رشت، به رؤسای بیمارستانهای شهر از ابتدای شیوع کرونا گفته بودند فقط بیماران
بحرانی را بستری و بقیه را با دادن نسخه روانه خانههایشان کنند. از اینرو شمار زیادی
از مردم در خانهها فوت کردند و جایی ثبت نشده است. تنها در بیمارستان رازی روزانه
حداقل ۶نفر بر اثر کرونا جان میسپارند ولی علت مرگ را موضوعات دیگری
اعلام میکنند.
در سیستان و بلوچستان نیز
بسیاری مبتلایان در خانهها و روستاهایشان فوت کرده و دفن شدهاند. در این منطقه
محروم اکثر مردم بهویژه روستاییان و اتباع پاکستان و افغانستان به بیمارستان
دسترسی ندارند.
از سوی دیگر کمتر از دو
هفته بعد از اینکه خامنهای و روحانی مردم را به قتلگاه کرونا سوق دادند موج جدیدی
از شیوع بیماری در تهران و استانهای دیگر شروع شده است. کارگزاران رژیم دجالانه در
صددند این موج جدید را نتیجه سفرهای نوروزی و عدم رعایت ضوابط از سوی مردم جلوه
دهند.
غلامرضا شریعتی استاندار
خوزستان گفت: «روند روزانه بیماری در خوزستان، افزایشی است و نسبت به هفته گذشته
سرعت ابتلا در اهواز زیاد شده است.... با توجه به جمعیت اهواز، این روند افزایشی میتواند
تمام استان را زمینگیر کند که زنگ خطر است. شرق اهواز، غرب اهواز، خرمشهر، دزفول،
رامشیر و آبادان به ترتیب بیشترین موارد ابتلا را به خود اختصاص دادهاند. موارد
ابتلا در روستاها افزایش یافته است» (ایرنا ۴ اردیبهشت).
همزمان نماینده مجلس رژیم
از دزفول گفت: «خوزستان با توجه به اینکه در ایام نوروز پذیرای مهمانان و مسافران
هر چند به میزان کمتر بود، امروز وارد پیک شیوع کرونا شده و تعداد مبتلایان
متأسفانه در خوزستان رو به افزایش است» (ایلنا ۴ اردیبهشت).
در تهران زالی رئیس ستاد
کرونا گفت: «ما هر روز با موج جدیدی از بازگشایی و حرکت به سمت شرایط عادی روبهرو
هستیم و این در حالی است که هنوز با یک میزان رشد صعودی از مراجعان بستری عادی و ویژه،
و مرگ و میر در تهران روبهرو هستیم. باید به این موضوع توجه داشته باشیم که تهران
با سایر استانها متفاوت است و تصمیمگیری در مورد بازگشایی اصناف و سازمانها باید
متفاوت باشد... در بازگشایی پلکانی اصناف و مشاغل نیز در تهران نباید شتابزدگی به
خرج دهیم زیرا باعث بروز چالشها و مشکلات جدید خواهد شد» (ایرنا ۴اردیبهشت).
زالی همچنین در تلویزیون
رژیم تصریح کرد که در روز چهارشنبه ۳ اردیبهشت مجموع مراجعان شهروندان
تهرانی به بخشهای بهداشتی و درمانی ۶۳۹۰نفر بوده است و شماری از بیماران
بدحال مستقیماً در بخشهای ویژه بستری شدند.
رئیس اورژانس تهران نیز
گفت: «این روزها بیماران کرونایی که به بیمارستان منتقل میشوند بدحالتر بوده و
به مراقبتهای ویژه نیاز دارند طوری که مجبوریم آنها را بلافاصله از اورژانس به
تختهای آیسییو منتقل کنیم».
دکتر مردانی از کمیته
مقابله با کرونا گفت: «در شهرهایی مثل شهرهای آذربایجان غربی، کهگیلویه و بویر
احمد و ایلام که میزان مرگ و میر بر اثر کرونا به اندازه شهرهایی مثل تهران، گیلان
و قم نبود، در حال حاضر موج دوم اپیدمی در حال اتفاق است و ما با موج جدیدی از مرگ
و میر در این شهرها مواجه هستیم...اگر روند به همین شکل ادامه پیدا کند قطعاً با
موجهای بزرگتری از این بیماری مواجه خواهیم بود». وی در مورد اینکه چرا شمار
قربانیان در تهران بیشتر از شهرستانها است گفت: «در شهرستانها و روستاها افراد زیادی
از ابتلای خودشان به کرونا خبر ندارند و وقتی فوت میکنند اسم آنها جزو قربانیان
کرونا ثبت نمیشود... ما در بعضی از شهرها در پیک اول گیر کردهایم و در بعضی از
شهرها نیز پیک را گذراندهایم، در بعضی دیگر هم در حال شروع پیک دوم هستیم».
روزنامه حکومتی جهان
صنعت روز گذشته خاطرنشان کرد: «مدیریت امنیتی و سیاسی بحران کرونا، وضع کشور را به
جایی رسانده که از هفته دوم اردیبهشتماه موج بیماری در کشور دوباره آغاز میشود و
تا پایان خرداد ماه همچنان تداوم داشته و تعداد مبتلایان و مرگ و میرها افزایش
خواهد یافت... انتشار بیماری به حدی شدید و غیرمنتظره اتفاق میافتد که تنها پیآمد
آن میتواند ایجاد شرایط جنگی همراه با قشونکشی نظامی-امنیتی در کشور بهمنظور
کنترل بیماری و همچنین کنترل عوارض اقتصادی و اجتماعی کرونا در جامعه باشد».
دبیرخانه شورای ملی
مقاومت ایران
۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
(۲۳
آوریل ۲۰۲۰)
اشتراک در:
پستها (Atom)


