شاه با چشم غره
و اینکه هیچ هم مربوط ..ما می بالیم به فرهنگ با
همین فرهنک بود ایران اشغال شد .. با
کدام ساز ما رفتیم به جنگ ..؟
شاه بی عرضگی و
نا کارامدی پدر را که پهلوان پنبه بی خاصیت در مقابل دشمن و گاوشیرده برای انگلیس
بود .
دو ساعت جلو انگلیس مقاومت نکرد در حالی که زنان لر و عرب می جنگیدند
و نقاط دیگر مردم برای مقابله با نیروی اشغال گر
آماده می شدند
.
رضا شاه دستور
داد اسلحه ها را در جوب بریزید و خودش هم با
التماس از فروغی که زنده بماند ..تسلیم شد !!
حال پسرش محمد رضا طلب کار مردم و فرهنگ ایرانی است!!
و مردم را موجب شکست می داند .. !!
در ادامه گفتارش
هم مانع ادامه سخن فرح و بقیه شد !!
فرح آرام از ترس سرش را بر می گرداند تا بیشتر مورد خشم شاه واقع نشود ..!!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر