۱۴۰۵ مرداد ۱۵, پنجشنبه

چرا تعدادی از توابین دهه ۶۰ که خود قربانی شکنجه بودن به تمجید از ساواک و سلطنت روی آوردن ؟

 

جوابش دکتر پیترورسلی جامعه شناس بریتانیایی به توابین و همکاران دستگاه شکنجه در شیلی داده است:

از دها  هزار زندانی سیاسی  دهه۶۰ فقط ۸نفر با رضا پهلوی دیدار داشتند که ید طولایی در همکاری  با وزارت اطلاعات و حتی عضویت در گروه شکار در کارنامه دارن  که عبارتند از:

حمید اشتری، رحمان علی‌کرمی، ایرج مصداقی، بهمن ناظمی، مهشید سپهری، راضیه متینی‌زاده، عباس دانشور، و حسن دانشور که در همکاری با دستگاه اطلاعات  جان بدر بردن

چند علت مشترک بین اینها و توابین شیلی وجود دارد:

۱. فرار از احساس گناه (توجیه روانی)

کاهش ناهماهنگی شناختی: تحمل تضاد درونی بین «رفتار جدید» و «آرمان‌های گذشته» برای ذهن بسیار دردناک است.

۲لذت تخریب: فرد برای ثابت کردن اینکه مسیر گذشته‌اش کاملاً اشتباه بوده، به شدیدترین شکل ممکن علیه آن اقدام می‌کند.

۳پاک کردن گذشته: با لگدمال کردن آرمان‌های سابق، فرد تلاش می‌کند پیوند عاطفی و هویت گذشته خود را سریع‌تر نابود کند.

۴نیاز شدید به پذیرش در گروه جدید

اثبات وفاداری: جریان جدید معمولاً به فردی که تازه تغییر موضع داده شک دارد.

باج افراط‌گرایی: فرد برای کسب اعتماد، مجبور است مواضعی حتی تندتر از اعضای قدیمی آن جریان اتخاذ کند.

۵خریدن جایگاه: هرچه بیشتر به آرمان‌های قبلی خود توهین کند، در چشم گروه جدید وفادارتر و ارزشمندتر به نظر می‌رسد.

۶سرخوردگی و خشم انباشته و

احساس فریب‌خوردگی: گاهی فرد احساس می‌کند آرمان‌های گذشته‌اش توخالی بوده‌اند و عمرش را تلف کرده‌اند.

۷-انتقام‌جویی: خشم ناشی از این سرخوردگی باعث می‌شود فرد بخواهد آن جریان یا تفکر قبلی را کاملاً نابود کند.

۸تغییر قطب: فرد از یک فاز افراطی به فاز افراطی مقابل می‌رود، چون ذهن او اساساً تفکر خاکستری یا معتدل را یاد نگرفته است.

۹-منافع مادی و ساختار قدرت و

جذابیت قدرت واقعی: آرمان‌ها معمولاً هزینه‌بر هستند، در حالی که جریان‌های آرمان‌ستیز معمولاً به قدرت یا ثروت متصلند.

۱۰-پاداش خیانت: سیستم‌های مخالف معمولاً برای جذب نیروهای جبهه مقابل، پاداش‌های سنگینی (مادی یا اعتباری) در نظر می‌گیرند.

 ارسالی از داریوش جباری

کانال ایلام چاو نیوز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر