جوابش دکتر پیترورسلی جامعه شناس بریتانیایی
به توابین و همکاران دستگاه شکنجه در شیلی داده است:
از دها هزار زندانی سیاسی دهه۶۰ فقط ۸نفر با رضا پهلوی دیدار داشتند
که ید طولایی در همکاری با وزارت اطلاعات و
حتی عضویت در گروه شکار در کارنامه دارن که
عبارتند از:
حمید اشتری، رحمان علیکرمی، ایرج مصداقی،
بهمن ناظمی، مهشید سپهری، راضیه متینیزاده، عباس دانشور، و حسن دانشور که در همکاری
با دستگاه اطلاعات جان بدر بردن
چند علت مشترک بین اینها و توابین شیلی
وجود دارد:
۱. فرار از احساس گناه (توجیه روانی)
کاهش ناهماهنگی شناختی: تحمل تضاد درونی
بین «رفتار جدید» و «آرمانهای گذشته» برای ذهن بسیار دردناک است.
۲لذت تخریب: فرد برای ثابت
کردن اینکه مسیر گذشتهاش کاملاً اشتباه بوده، به شدیدترین شکل ممکن علیه آن اقدام
میکند.
۳پاک کردن گذشته: با لگدمال
کردن آرمانهای سابق، فرد تلاش میکند پیوند عاطفی و هویت گذشته خود را سریعتر نابود
کند.
۴نیاز شدید به پذیرش در گروه
جدید
اثبات وفاداری: جریان جدید معمولاً به
فردی که تازه تغییر موضع داده شک دارد.
باج افراطگرایی: فرد برای کسب اعتماد،
مجبور است مواضعی حتی تندتر از اعضای قدیمی آن جریان اتخاذ کند.
۵خریدن جایگاه: هرچه بیشتر
به آرمانهای قبلی خود توهین کند، در چشم گروه جدید وفادارتر و ارزشمندتر به نظر میرسد.
۶سرخوردگی و خشم انباشته و
احساس فریبخوردگی: گاهی فرد احساس میکند
آرمانهای گذشتهاش توخالی بودهاند و عمرش را تلف کردهاند.
۷-انتقامجویی: خشم ناشی از این سرخوردگی باعث میشود فرد بخواهد آن جریان یا
تفکر قبلی را کاملاً نابود کند.
۸تغییر قطب: فرد از یک فاز
افراطی به فاز افراطی مقابل میرود، چون ذهن او اساساً تفکر خاکستری یا معتدل را یاد
نگرفته است.
۹-منافع مادی و ساختار قدرت و
جذابیت قدرت واقعی: آرمانها معمولاً
هزینهبر هستند، در حالی که جریانهای آرمانستیز معمولاً به قدرت یا ثروت متصلند.
۱۰-پاداش خیانت: سیستمهای مخالف معمولاً برای جذب نیروهای جبهه مقابل، پاداشهای
سنگینی (مادی یا اعتباری) در نظر میگیرند.
ارسالی از داریوش جباری
کانال ایلام چاو نیوز

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر