چپ را میکوبند، سندیکا را مصرف میکنند.
میکوبند، مصرف میکنند. مثل بقالیِ ایدهها. مثل فروشگاه مفاهیم تخفیفخورده.
بدون نیاز به تاریخ، بدون ارجاع به طبقه، بدون درک از ساختار. فقط پوستر، فقط
شعار، فقط پلتفرم.
سندیکای بیچپ مثل سلاح بیباروت
است. فقط ادا، تهی اما پرصدا. ژستی برای رسانه نه ابزار مقاومت. کامیوندار معترض،
خون در رگ چپ دارد، نه در رگ تاج. این را هر آنکس که حتی دو خط از مبارزات کارگری
خوانده باشد میداند. اما خوانده نشده. نه کتاب، نه تاریخ، نه ساختار قدرت، فقط
تکرار. فقط وارونهسازی مفاهیم.
ایدهی نافرمانی، اگر از بطن تحلیل
طبقاتی بیرون نیاید، پوک است، تصویر است، خالی از بار. مثل برچسبی روی بدنهی زنگزدهی
فهم. مثل فانتزی فرود آمده بر واقعیت ترکخورده.
وقتی کسی همزمان از بد بودن چپ میگوید
و به امید سندیکاها چشم میدوزد، نه دروغ میگوید، نه نقش بازی میکند، فقط نمیفهمد.
بیسوادی پیشزمینهی این تناقض است. بدون تحلیل، سیاست میشود تقلید. بدون درک
مبارزهی طبقاتی، اعتصاب میشود ابزار مصرف توهمات ملوکانه. همان نهادی که پیشتر
به چپ تف میکرد، دنبال نان اعتصاب است. دنبال سوار شدن بر موجیست که نه ساخته
و نه شنا کردن در آن را بلد است.
سیاست زمین بازی سلبریتیها نیست،
که کارزار فکر است. میدان سازمان است. در عرصهی قدرت کسی که فقط دیده میشود،
الزاماً نمیفهمد. دیده شدن جایگزین دانستن نیست. فالوئر هم آلترناتیو نمیسازد.
قدرت نهجای رویاست، نه زمان تاجو
تخت. اینجا زمین سخت سیاست است. زمین سفت
پای بیریشه را میلرزاند. وقتی بیسوادها آرایش میشوند برای نمایندگی رنج، فاجعه
نه از جنس خیانت، که از جنس بلاهت است. بلاهتِ خودنمایِ بیبته، بیتحلیل، بیپایه. بلاهت وقتی از فرش قرمز سیاست بالا میرود، چیزی
نمیسازد، فقط تخریب میکند. نه چون میخواهد، چون نمیفهمد. نه قدرت را، نه طبقه
را، نه سیاست را، فقط دیده میشود.
سیاست، کُشتی گلادیاتورها هم نیست،
با فالوئر بالا و کفزنانِ مجازی. سیاست میدان سواد است. کارزار اندیشه و مقاومت
است. آنکه مبارزهی طبقاتی را نمیفهمد، حتی اگر میلیونها بار نام مردم را تکرار
کند، باز هم دروغ میگوید. نه از روی خباثت، که از روی حماقت.
#فالوئر_بجای_طبقه
#عادل_عبیات

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر