در نگاه نخست، سلطنت مدفون پهلوی و نظام
ولایت فقیه بهمثابه ۲نظم سیاسی متعارض به نظر میرسند:
یکی سکولار اقتدارگرا
دیگری دینی-توتالیتر
اما در سطحی عمیقتر، در منطق سلطه و
رابطه با جامعه اشتراک دارند:
۱- هر دو
نظم، مشارکت فعال و آگاهانه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی را تهدیدی علیه بقای خود تلقی
میکنند
۲- هر دو، در لحظات بحران، به سیاست «ندامت
تاریخی» متوسل میشوند.
آنتونیو گرامشی این وضعیت را نتیجه
بحران هژمونیک میداند؛ وضعیتی که در آن طبقه یا بلوک حاکم، بهجای خلق رضایت فعال،
میکوشد با تحمیل روایتهای بازدارنده، جامعه را از حرکت بازدارد. شعارهای انحرافی،
در این چارچوب، ابزار بازتولید انفعال سیاسیاند.
در این بزنگاه تاریخی، رسانه های ارتجاعی
استعماری سعی میکنند با گردخاک کردن مانع دیدنِ واقعیت های ماهوی جنبش آزادیخواهانه
مردم ایران شوند و دنبال به کرسی نشاندن خواسته کثیف و ضدایرانی شان هستند.
راه مقابله با این توطئه ارتجاعی استعماری،
رادیکالتر شدنِ قیام و عمومی کردنِ شعارِ «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» است.
#اینترنشنال_سانسورچی
#پهلوی_نیابتی_خامنه_ای
#دردمشترک

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر