۱۴۰۵ فروردین ۲۸, جمعه

توییت یک خانم دکتر زادشیر به خانم فهیمه خضر حیدری



 

با تشكر از خانم خضر براي اين مصاحبه . بعنوان یک پزشک، سال‌هاست که هر روز با روپوش سفید و اسکراب بر بالین بیماران حاضر می‌شوم. هیچ‌کس نمی‌پرسد چرا ما لباس متحدالشکل می‌پوشیم، چون همه می‌دانند در اتاق عمل، وقت برای ست کردن رنگ لباس نیست؛ بحث حیات و ممات است. حالا می‌خواهم از همین زاویه به قضاوتهاي انتزاعي درباره لباس مجاهدین پاسخ دهم. نگاهی فراتر از ظاهر؛ چرا لباس متحدالشکل در سنگر مبارزه یک ضرورت است؟ در تحلیل پدیده‌های اجتماعی و سیاسی، گاه دچار نوعی «نابینایی انتخابی» می‌شویم. ما هرگز نمی‌پرسیم چرا پزشکان در سراسر جهان روپوش سفید می‌پوشند یا چرا جراحان همگی از اسکراب‌های آبی و سبز استفاده می‌کنند. ما انضباط پوششی ارتش‌ها را نشانه‌ اقتدار می‌دانیم، اما وقتی به کانون مبارزه علیه رژیم ایران می‌رسیم، ناگهان لباس متحدالشکل به یک «سوال» تبدیل می‌شود. این تناقض را می‌توان با چند استدلال منطقی پاسخ داد:

 ۱. اولویت مبارزه بر حواشی زندگی مصرف‌زده برای نیرویی که درگیر یک نبرد تمام‌عیار و سرنوشت‌ساز با یکی از پیچیده‌ترین استبدادهای تاریخ است، «زمان» و «انرژی روانی» گران‌بهاترین دارایی‌ها هستند. در حالی که انسان مدرن در دنیای مصرف‌زده، روزانه بخش بزرگی از توان ذهنی خود را صرف انتخاب لباس، ست کردن رنگ‌ها و آرایش مو می‌کند، یک مبارز حرفه‌ای این انرژی را مستقیماً به «هدف غایی» یعنی مبارزه معطوف می‌کند. لباس متحدالشکل، ذهن را از درگیری‌های بیهوده روزمره آزاد کرده و روی مأموریت اصلی متمرکز می‌کند.

 ۲. نفی تبعیض و برابری در سنگر: لباس یکسان، بزرگ‌ترین نماد عدالت سازمانی است. در محیطی که همه برای یک آرمان مشترک فداکاری می‌کنند: هیچ‌کس بر دیگری برتری ظاهری ندارد. فقر یا ثروتِ پیشین اعضا پشت یک پوشش ساده و بی‌پیرایه پنهان می‌شود. این پوشش نه یک محدودیت، بلکه نشانه «برادری و خواهری» در مسیری دشوار است.

 ۳. ضرورت عملیاتی در نبرد طولانی: مبارزه با رژیمی که تمام ابزارهای سرکوب را در اختیار دارد، نیازمند حداکثر انضباط است. لباس متحدالشکل در اینجا همان کارکردی را دارد که در جبهه‌های جنگ یا اتاق عمل دارد: تسهیل مدیریت: در شرایط بحرانی و عملیاتی، نظم بصری حرف اول را در هماهنگی نیروها می‌زند. هویت رزمنده: این لباس یادآور این حقیقت است که فرد در موقعیت «آماده‌باش همیشگی» قرار دارد، نه در وضعیت زندگی عادی و تفننی.

۴. پاسخ به منتقدان نگاه لوکس به پدیده رنج: کسانی که لباس متحدالشکل مبارزان را زیر سوال می‌برند، غالباً عمق فاجعه و ابعاد هیولایی رژیم حاکم را نادیده می‌گیرند. آن‌ها انتظار دارند کسی که در وسط میدان مین ایستاده، دغدغه «مد» و «سلیقه شخصی» داشته باشد. واقعیت این است که برای درک این پوشش، باید ابتدا «منطق نبرد» را درک کرد. لباس متحدالشکل، انتخاب آگاهانه کسانی است که پذیرفته‌اند تشخص فردی خود را فدای آزادی جمعی کنند.

نتیجه‌گيري :لباس متحدالشکل در سازمان مجاهدین، نه یک اجبار تشکیلاتی، بلکه برخاسته از یک ضرورت تاریخی و مبارزاتی است. این پوشش، مرزبندی روشن میان «دنیای مصلحت‌جو و مصرف‌گرا» با «دنیای ایثار و رزمندگی» است. بیهوده است که معیار‌های زندگی روزمره را برای سنجش کسانی به کار ببریم که تمام زندگی خود را وقف یک آرمان بزرگ کرده‌اند. برای فهمیدن این لباس، باید ابتدا عمق مبارزه را فهمید.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر