ببینید، آنها درست در روزهایی این حرفها را زدهاند که میدانستند و کمترین تردیدی نداشتند که چوبههای دار انتظارشان را میکشد. اما این سرنوشت را با چشمان باز پذیرفته بودند. دیدید که مجاهد دلیر محمد تقوی رو به دژخیمان رژیم گفت: اگر امروز هم من را آزاد کنید باز هم به مجاهدین وصل میشوم.
در کنفرانسی در اعتراض به احکام اعدام
محمد تقوی و یارانش در زندان، عکسهایشان را بالا بردم، محمد در نامهیی برایم نوشت
که چرا چهرهات در زمانی که عکسهای ما را در کنفرانس نشان میدادی، مغموم بود و نوشت:
رستگاری بزرگ من این است که گامهای زندگیام را در اوج تعهد برای رهایی مردم بردارم.
با آمادگی بیمانند به سوی سر بهدار شدن و حاضر بودن تا آخرین لحظه.
این پیامی بود که من از همه آنها بعد
از هر بار اسم بردن یا نشان دادن عکسهایشان دریافت میکردم. این تواضع و بدهکاری و
شجاعت، حاصل انتخاب جانانهیی بود که آنها بعد از عبور از آتشها و آزمایشهای بسیار
به آن رسیدند.....
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر