جناب بچهشاه!تو دقیقاً ازکدام تاریکی
حرف میزنید؟تاریکیِ تهران یا سایهی چترهایِ آفتابی درسواحلِ فلوریدا؟
بشنویدخزعبلاتِ کسی را که ۴۵ سال است باپولهای غارت شدهی مردم ایران،دربهترین
هتلها و کازینوها مشغولِ تفریح بوده وحالا ناگهان یادِ"فرزندانش"درخیابانهای
ایران افتاده است!
بچه جان! تو که درتمامِ عمرت حتی یک
ساعت کارنکردهای ودستهایت جز برایِ ورقِ قمار و گیلاسِ شراب بلند نشده،چطور به خودت
اجازه میدهی خونِ پاکِ جوانانِ ما را برای منافعِ حقیرت مصادره کنی؟
تو از "سنگینیِ بارِ نامِ آنها"
حرف میزنید؟
تنها باری که شما روی دوشت حس کردهای،
سنگینیِ کیفهای دلاری است که پدرِ دیکتاتورت از سفرهی این مردم دزدید!
جوانانِ دیماه و آبان و مهسا، برای
"آزادی" جان دادند، نه برای بازگشت به دورانِ طلاییِ شکنجههای ساواک و استبدادِ
فردی.
خون شهیدان ما، نردبانِ قدرتِ شما نخواهد
شد.
موجسواری روی خون، کثیفترین نوعِ سیاست
است که بچه شاه در آن استاد شده است!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر