۱۴۰۵ تیر ۱۹, جمعه

بچه شاه و رویاهایِ پنبه‌دانه‌ای؛ مصادره‌ی خون به نفعِ جیبِ همایونی!

وقاحت یعنی: با پولِ غارت شده‌ی مردم خوش بگذرانی و مدعیِ خون آن‌ها باشی!

جناب بچه‌شاه! تو دقیقاً از کدام تاریکی حرف می‌زنید؟ تاریکیِ تهران یا سایه‌ی چترهایِ آفتابی در سواحلِ فلوریدا؟ 🏖

بشنوید خزعبلاتِ کسی را که ۴۵ سال است با پول‌های غارت شده‌ی مردم ایران، در بهترین هتل‌ها و کازینوها مشغولِ تفریح بوده و حالا ناگهان یادِ "فرزندانش" در خیابان‌های ایران افتاده است!

بچه جان! تو که در تمامِ عمرت حتی یک ساعت کار نکرده‌ای و دست‌هایت جز برایِ ورقِ قمار و گیلاسِ شراب بلند نشده، چطور به خودت اجازه می‌دهی خونِ پاکِ جوانانِ ما را برای منافعِ حقیرت مصادره کنی؟

تو از "سنگینیِ بارِ نامِ آن‌ها" حرف می‌زنید؟

تنها باری که شما روی دوشت حس کرده‌ای، سنگینیِ کیف‌های دلاری است که پدرِ دیکتاتورت از سفره‌ی این مردم دزدید!

جوانانِ دی‌ماه و آبان و مهسا، برای "آزادی" جان دادند، نه برای بازگشت به دورانِ طلاییِ شکنجه‌های ساواک و استبدادِ فردی.

خون شهیدان ما، نردبانِ قدرتِ شما نخواهد شد.

موج‌سواری روی خون، کثیف‌ترین نوعِ سیاست است که بچه شاه در آن استاد شده است!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر