۱۴۰۵ تیر ۱۷, چهارشنبه

«سیاست با طعم ریاضیاتِ خون؛ از "تلفات جنگ" تا اشک تمساح»

برای کسی که کیلومترها دورتر از میدان، پشت میزهای لابی و تحلیل‌های ژئوپلیتیک نشسته، جان مردم ظاهراً فقط یک عدد در معادلات قدرت است.

رضا پهلوی (بچه‌شاه) همان کسی که در اوج سرکوب خونین معترضان، وقتی از کشته‌شدن جوانان ایران پرسیدند، با خونسردی گفت:

«این یک جنگ است و هر جنگی تلفات دارد

عجب! آن روز جوانان ایران «تلفات» بودند؛ امروز همان‌ها شده‌اند «داغ‌های ملی» و صاحبان آن جمله، ناگهان لباس همدردی بر تن کرده‌اند!

ظاهراً وقتی پروژه‌های خارجی یکی پس از دیگری به بن‌بست می‌رسد و بادکنک‌های سیاسی می‌ترکد، نسخه جدیدی از نمایش آغاز می‌شود؛ این بار با ژست انسان‌دوستی و اشک تمساح برای همان مردمی که دیروز خونشان را «هزینه طبیعی جنگ» می‌خواندند.

عجیب است؛

وقتی خون مردم ریخته می‌شد، حسابگر بودند؛

حالا که حساب‌های سیاسی‌شان به هم خورده، احساساتی شده‌اند!

جامعه اما حافظه دارد

فراموش نمی‌کند چه کسی خون جوانان را با واژه «تلفات» عادی‌سازی کرد و امروز همان خون را سرمایه تبلیغات سیاسی خود ساخته است

کسی که دیروز از پشت تریبون، مرگ جوانان را «هزینه اجتناب‌ناپذیر» می‌نامید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر