۱۴۰۵ مرداد ۱, پنجشنبه

سپهر بابا، کجایی؟ فریاد یک پدر، تاریکی را به دو نیم کرد سپهر بابا، جوابم را بده و تمام ایران نفس کشیدن را از یاد برد،‌آن‌ها یک پسر را گرفتند، اما تمام سرزمین باخبر شد. هر پدری نیز به جستجو برخاست

سپهر بابا، کجایی؟

حالا ایران دارد تو را صدا می‌زند

دوازده دقیقه طولانی، در میان خون و سنگ

او به دنبال مردگان گشت، اما تنها نبود

هر پدری صدای فرزند خودش را شنید

درون راهی که از سر درد فریاد می‌زد

نگاه کنید با جوانان این کشور چه کردند

یک دست لرزان هنوز حقیقت را فیلم‌برداری کرد

آن‌ها تلاش کردند پنهان کنند، انکار کنند، پاک کنند

اما اندوه از پیش چهره‌اش را یافته بود

حالا روی سنگ قبرت، آن کلمات باقی مانده‌اند

عشق یک پدر، درد یک ملت

و پسرهای تازه متولد شده شروع کردند به حمل کردن

نامی که او در هوا فریاد زد:

سپهر بابا، کجایی؟

فریاد یک پدر، تاریکی را به دو نیم کرد

سپهر بابا، جوابم را بده

و تمام ایران نفس کشیدن را از یاد برد...                                                                                                                                       #نه_شاه_نه_شیخ #زن_مقاومت_آزادی #قیام_تا_سرنگونی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر