ویدئویی که در آن محمدرضا پهلوی در مورد قرارداد کنسرسیوم صحبت می کند. او با پذیرش سخن خبرنگار مبنی بر اینکه خود او با امضای قرارداد کنسرسیوم به استعمار یاری رسانده اذعان میکند که چاره دیگری جز قبول این قرارداد نداشته است؛ اعتراف به عجز و ناتوانی با ادبیاتی سرشار از ضعف، ترس و دریوزگی...:
یا همین را قبول می کنید یا هیچ !!
و ما مجبور بودیم قبول کنیم
قرارداد کنسرسیوم در سال ۱۳۳۳، پیروزی سیاسی
کودتاچیان در ۲۸ مرداد را به امتیازی اقتصادی برای سرمایهداری غرب بدل کرد. صنعت نفتی که با مبارزه مردم و نهضت مصدق ملی شده بود، اینبار زیر سیطره
مجموعهای از انحصارات آمریکایی، انگلیسی، هلندی و فرانسوی قرار گرفت. در این تقسیم منافع، ۴۰ درصد سهام به شرکتهای آمریکایی، ۴۰ درصد به شرکت نفت ایران
و انگلیس و باقی به شرکتهای هلندی و فرانسوی رسید. مالکیت رسمی ایران حفظ شد، اما
اختیار اصلی تولید و بهرهبرداری در دست کنسرسیوم قرار گرفت. دولت کودتازادهی شاه،
حتی پرداخت غرامت به شرکت نفت بریتانیا را پذیرفت!! گویی مردم ایران باید بابت
مطالبهی حاکمیت بر ثروت ملی خود، به صاحب امتیاز (استعمارگر) سابق خسارت میپرداختند!!
مجلس نیز زیر فشار دربار شاه، به تصویب این طرح خفتبار تن داد... از این منظر، کنسرسیوم صورت اقتصادیِ پیوند استبداد داخلی و سلطه سرمایه
خارجی بود. جایگزینی انحصار مطلق انگلیسی با ائتلاف چند قدرت غربی، ساختار وابستگی
را بازآرایی کرد. ادعای زاهدی که «سر غربیها کلاه گذاشتیم»، پردهای تبلیغاتی بر
عقبنشینی از نهضت ملی مصدق بود؛ قراردادی که نشان داد بدون حاکمیت مردم بر قدرت
سیاسی، «مالکیت ملی» نیز از اختیار و محتوای واقعی تهی شود...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر