۱۴۰۴ مرداد ۲۰, دوشنبه

ارسالی: رضا پهلوی و بازیهای کودکانه!

 

در فرهنگ کوردی، یکی از بازی‌های رایج کودکان  خاک بازی است که «خاکه‌پوزی» یا «خاکه‌توزی» نام دارد. در این بازی، کودک خاک را جمع می‌کند، آن را به شکل توده‌ای درمی‌آورد و سپس با شور و هیجان آن را به‌هم می‌ریزد و پراکنده می‌کند. بازی ساده‌ای است، بی‌نتیجه، اما پر سروصدا.

رفتارهای #رضا_پهلوی شباهت عجیبی به همین بازی کودکانه دارد؛ کارهایی نمایشی، پر هیاهو، اما بی‌ثمر. هر اقدامی که آغاز می‌کند، پیش از آن‌که شکل بگیرد، از هم فرو می‌پاشد. گویی او همچنان در عالم کودکی مانده است؛ گرد و خاکی به‌پا می‌کند، سروصدا راه می‌اندازد و با شنیدن حرف بچه جان ساکت! قهر می کند و خودش را خالی می کند. من بروم ایران چکار کنم! من که همه عمرم امریکا بودم. بچه هام آمریکا بدنیا آمدن و همه دوستانم اینجا هستند. من در ایران کسی را ندارم!

یا: من نمی خوام آزادی خودم را قربانی برای آزادی دیگران بکنم!

من که وکیل مردم نیستم!

بعد بازی وکالت  راه می اندازن براش و میگه مردم باید این وکالت را بدهند تا من بتوانم با دولتمردان صحبت بکنم!

چرا؟ چون این بچه لوس نُونُر تنها کسی است که رژیم و سیاست های استعماری

برای پیچیدن جلو آلترناتیو واقعی می توانند با آن بازی کنند.

تا آنجا که به رژیم بر می گردد بازی با کارت سلطنت و رضا پهلوی هم بی خطر است و هم به صرفه. اما برای استعمار ایران مهم است. انقلاب در #ایران با رهبری یک نیروی انقلابی و سازمان یافته و امتحان پس داده  تاثیرات آزادی بخش و آگاهی بخش ان جغرافیایی سیاسی خاورمیانه را در هم می ریزد. ارتجاع منطقه و سیاست های استعماری این را خوش ندارند و نسبت به آن واهمه دارند.

در عراق چلبی را بردن به جایی نرسیدن و آبی از چلبی برایشان گرم نشد. در ایران با سفید سازی از شاه در مقابل رو سیاهی شیخ فکر می کنند می توانند دوباره از شیخ به شاه پاسگاری بکنند! شدنی نیست ولی امتحانش که مجانی است.

«مرک بر سلطنت و  ولایت با یکصد سال جنایت»!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر