۱۴۰۴ مرداد ۱۹, یکشنبه

نامه‌ای زیبا به علی یونسی توسط یکی از هم‌دوره‌ای‌های دانشگاهی‌اش به نام هستی امیری

«سلام علی جان یونسی: ما هرگز همدیگه را ندیده‌ایم. با چند واسطه حساب کنی حتما رفقای مشترکی داریم که هربار نام تو را با احترام می‌آورند. چه آنانی که پیش از گرفتاری تو را می‌شناختند و چه آنانی که تو را در زندان دیده بودند. راستی به پرونده سازی و سرکوب گفتم گرفتاری، حکایت جالبی است.

 این واژه را یکی از دوستان بکار میبرد. فعال سیاسی و از این دست موارد نبود و از دوران انفرادی و حبس خود به عنوان گرفتاری یاد می‌کرد چرا که آن روزها آنقدر دهشتناک بود که واژه‌های دیگر را کافی نمی‌دانست. تو بدون حکم بازداشت شدی، پس از اتمام مدت قرار بازداشت موقت همچنان در بازداشتگاه تو را نگه‌ داشتند، در بازداشتگاه کرونا گرفتی و حالا بعد از بیش ۵ سال حبس بدون یک ساعت مرخصی که ۲ سال آن بازداشت موقت بود همچنان دربندی. نامه‌هایت و هربار بلند کردن صدایت از دل زندان مقاومتی است که حالا باز دم و دستگاه امنیتی را حتی در میانه جنگ و بمباران به تکاپو انداخته است تا مجموعا بیش از ۶ سال حبس دیگر و تبعید به کرمان برای تو ببرند.

علی جان: من از آن آدم‌هایی بودم که خیلی دوست نداشت تو را نخبه بداند، نه اینکه تو نخبه نباشی، خیلی این واژه را برای دفاع از بازداشتی یا زندانی دوست ندارم. فکر می‌کنم چه فرقی داشت که بر شانه‌ تو مدال‌های المپیادهای جهانی و داخلی باشد یا دیپلم ردی باشی، چه فرقی می‌کرد دانشجوی شریف باشی یا هرجای دیگری. چه فرقی می‌کرد از چه آرمانی دفاع کنی، همچنان البته در خصوص متهم و زندانی این موارد فرقی ندارد، اما صحبت به شخص تو که برسد و روایت زندگی‌ات که بازگو شود، حتما مهم است که دانشجوی نخبه کشور در زندان باشد و آن اساتید رانتی و دانشجویان سهمیه‌ای در دانشگاه. مهم است آدمی برای آرمان‌های خود از چه چیزهایی میگذرد.

فکر می‌کنم آدم‌هایی که خط فکری دارند خیلی ارزشمند هستند، چقدر شرافتمندانه است که کسی برای آرمان خودش ۴ کلاس درس و دانشگاه و بورسیه خارجی و آینده شخصی را هم رها کند، راستش بسیار دیده‌ام برای همان ۴ کلاس تن به چه خفت‌هایی که نمی‌دهند. در این روزها که بسیاری تلاش می‌کنند هر مقاومتی را تهی کنند، در این روزها که به قول رفیقی فصل وزش‌ بادها است و تو گویی بسیاری یادشان رفته است بر ما چه گذشت و می‌گذرد، دم شما گرم که ایستاده‌ای. دم شما گرم که شرافت را به مدرک دانشگاهی نفروختی، دم شما گرم که در زندان درس میخوانی و می‌آموزی. چرا که فکر می‌کنم فرقی ندارد آدمی از چه ایده‌ای حرف بزند، ایستادگی به خودی ارزش دارد. به امید آنکه دیداری باشد به زودی در روز رهایی همکلاسی قدیمی شما مرداد ۱۴۰۴

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر