جز تفرقهافکنی بین مخالفان رژیم،
جز تخریب و حاشیهسازی علیه هر صدای مستقل، جز خوشخدمتی به جمهوری اسلامی از طریق
خنثیسازی هر تلاش واقعی برای اتحاد، چه دستاوردی داشته؟
این فرد نه تخصص داره، نه تجربه، نه
سابقه مبارزه، نه حتی فهم سیاسی.
زندگیش صرف خوشگذرونی و عیاشی بوده
در تمام این سالها، حتی یک حرکت
مؤثر علیه جمهوری اسلامی انجام نداده.
فقط حرف زده، آنهم کلیگوییهای بیخاصیت.
نه موضعگیری قاطع، نه برنامه، نه تعهد به هیچی.
پروژهای بهنام رضا پهلوی، فقط
مصرف رسانهای داره؛ برای سرگرمکردن اپوزیسیون خسته و کنترل مخالفان واقعی.
فقط اسم داره و رسانههای وابستهای
که مدام ازش «رهبر آینده ایران» میسازن، بدون اینکه بگن این آدم اصلاً کی هست و
چه کرده؟
شاهپرستها باید روبهرو بشن با این
سؤال ساده و روشن:
آیا یک فرد بدون تخصص، بدون سابقه،
بدون شجاعت سیاسی، که تمام عمرش رو در ناز و نعمت خارج از کشور گذرونده،میتونه
نماد نجات ایران باشه؟
یا فقط یه مترسکه برای حفظ وضع
موجود و بستن راه هر تغییر جدی و واقعی؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر